صلح سرد در سایه جنگ سرد جدید

در فضای پرالتهاب کنونی، دو روایت متقابل برای ترسیم آینده جنگ ایران و آمریکا شکل گرفته است. روایت نخست، مبتنی بر تحلیل «پروفسور جیانگ» - آینده‌پژوه چینی که به «نوستراداموس چین» شهرت یافته - بر ضرورت حمله زمینی آمریکا در پاییز یا زمستان پیش‌رو تأکید دارد و تفاهم‌نامه فعلی را صرفاً تاکتیکی برای خرید زمان تا فرارسیدن فصل خنک می‌داند. روایت دوم اما بر «تعادل بحران» و شکل‌گیری نظمی جدید مبتنی بر «صلح سرد» استوار است - همان چارچوبی که فوآد شعبانی، پژوهشگر علوم راهبردی، در کتاب خود با عنوان «تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران» به‌تفصیل به آن پرداخته است.یکم. چارچوب نظری؛ سه ستون تعادل در کتاب شعبانیکتاب شعبانی بر پایهٔ سه ستون نظری بنا شده است که فهم «تابستان داغ» را از سطح یک پیش‌بینی فصلی به سطح یک تحلیل ساختاری ارتقا می‌دهد:۱. تعادل نش در سطح ژئوپلیتیک - وضعیتی که در آن هیچ بازیگری با تغییر یک‌جانبهٔ راهبرد خود نمی‌تواند وضعیتش را بهبود بخشد. شعبانی معتقد است جنگ ۴۰روزه، ایران و آمریکا را دقیقاً به چنین نقطه‌ای رسانده است.۲. صلح سرد در سطح امنیتی - تنش پایدار اما قابل‌مدیریت میان دو بازیگر متخاصم که پس از جنگ ۴۰روزه تثبیت شده است.۳. تعادل بحران در سطح اقتصادی - حالت پایدار ناکارا در اقتصاد و حکمرانی که نه فروپاشی است و نه ثبات کامل؛ بلکه ادامهٔ وضعیت بحرانی به‌عنوان حالت پایدار سیستم.به باور شعبانی، «تابستان داغ» نه کودتاست و نه فروپاشی؛ بلکه آزمون تعادل جدیدی است که در آن هیچ بازیگری با تغییر یک‌جانبهٔ رفتار نمی‌تواند وضعیت را به سود خود تغییر دهد.
۳۰ MB
۱ MB
دوم. معمای تفاهم‌نامه؛ تاکتیک یا استراتژی؟در ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و آمریکا به امضا رسید که بر اساس آن، پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبهه‌ها اعلام شد و آمریکا متعهد گردید محاصره دریایی بنادر ایران را ظرف ۳۰ روز بردارد. با این حال، پروفسور جیانگ این تفاهم‌نامه را نه یک راه‌حل دائمی، که اقدامی تاکتیکی برای خریدن زمان ارزیابی می‌کند. به باور او، گرمای طاقت‌فرسای تابستان ایران، مانع اصلی عملیات زمینی گسترده است و آمریکا با این «تفاهم‌نامه الکی» در تلاش است سپاه پاسداران را در تابستان آرام کند تا فرصت جمع‌آوری سلاح از طریق عوامل نفوذی را به دست آورد.با این حال، شعبانی در کتاب خود با ارائهٔ تحلیلی مبتنی بر تعادل نش و صلح سرد، نشان می‌دهد که حتی اگر تفاهم‌نامه فعلی در کوتاه‌مدت تاکتیکی باشد، معماری تعادل جدید به‌گونه‌ای است که هرگونه خروج یک‌جانبه از آن، هزینه‌ای گزاف برای طرف متخلف به همراه خواهد داشت. از منظر شعبانی، جنگ ۴۰روزه «سازندهٔ تعادل» بوده است؛ نه یک بحران گذرا.
سوم. منافع مشترک ایران و چین؛ تثبیت یا فروپاشی؟پرسش کلیدی این است که در صورت بروز جنگ جدید تا پایان سال، نتیجه نهایی بر اساس منافع مشترک ایران و چین چه خواهد بود؟ شواهد موجود و تحلیل شعبانی نشان می‌دهد که چین به‌عنوان یک بازیگر راهبردی، به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی نیست، بلکه در پی تثبیت «صلح سرد» در منطقه است.برنامه ۲۵ساله همکاری جامع ایران و چین، بستر مستحکمی برای این راهبرد فراهم آورده است. چین برای ایران نقشی حیاتی در حفظ اقتصاد ایفا می‌کند و در عین حال، از منظر پکن، ایران شریکی راهبردی اما «میان‌رده» محسوب می‌شود. شعبانی در فصل ششم کتاب خود با عنوان «معماری تعادل جدید»، سه سطح تعادل - ژئوپلیتیک، اقتصادی و سیستمی - را ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد که صلح سرد در سطح ژئوپلیتیک، دقیقاً همان چیزی است که منافع راهبردی چین را تأمین می‌کند. چین به‌عنوان یکی از ضامنان ثبات انرژی جهان، خواهان تداوم جریان نفت از تنگه هرمز و جلوگیری از تلاطم‌های قیمتی است.
چهارم. سناریوهای محتمل در چارچوب کتاب شعبانیبر اساس منافع مشترک ایران و چین و با تکیه بر چارچوب نظری کتاب «تابستان داغ»، سه سناریو قابل تصور است:سناریوی نخست: تثبیت و تکمیل صلح سرد - در این سناریو که محتمل‌ترین گزینه به‌نظر می‌رسد، تفاهم‌نامه فعلی به توافقی پایدارتر تبدیل می‌شود. شعبانی در فصل هشتم کتاب با عنوان «آیندهٔ تعادل»، پیش‌بینی می‌کند که روندها به سمت تداوم صلح سرد، تداوم تعادل بحران و تداوم پایداری ناکارا حرکت خواهند کرد. چین به‌عنوان میانجی فعال، دو طرف را به پای میز مذاکره بازمی‌گرداند. ایران بازدارندگی راهبردی خود را حفظ می‌کند و آمریکا نیز با واقعیت عدم‌امکان حذف ایران کنار می‌آید.سناریوی دوم: جنگ جدید و سرنگونی جمهوری اسلامی - این سناریو که مبتنی بر پیش‌بینی جیانگ است، اگرچه از منظر راهبردی برای چین فاجعه‌بار خواهد بود، اما شعبانی در فصل پنجم کتاب با عنوان «ردّ سناریوی کودتای نرم» نشان می‌دهد که بحران‌ها ساختاری هستند و بازیگران خارجی در تعادل نش قرار دارند؛ بنابراین هیچ‌یک توان تغییر یک‌جانبه را ندارند. هزینه‌های یک جنگ تمام‌عیار برای اقتصاد جهانی و به‌تبع آن برای چین، بسیار گزاف خواهد بود.سناریوی سوم: جنگ فرسایشی - جیانگ خود معتقد است که درگیری فعلی به سمت یک «جنگ فرسایشی» پیش می‌رود که در آن ایران با استفاده از «فناوری ارزان در برابر فناوری گران» و جنگ نامتقارن، می‌تواند پیروز میدان باشد. شعبانی نیز در فصل دوم کتاب با تحلیل جنگ ۴۰روزه به‌عنوان «سازندهٔ تعادل»، بر مؤلفه‌های بازدارندگی متقابل، فناوری ارزان در برابر فناوری گران، و هزینهٔ بالای تشدید درگیری تأکید دارد.
پنجم. اقتصاد ایران در تلهٔ تعادل بحرانشعبانی در فصل چهارم کتاب خود با عنوان «اقتصاد ایران در تلهٔ تعادل بحران»، تصویری دقیق از وضعیت اقتصادی ایران ارائه می‌دهد:· نقدینگی به بیش از ۱۳٬۵۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است· تورم نقطه‌ای به ۷۷ درصد افزایش یافته است· تولید بنزین حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش یافته است· مدیریت مصرف به‌عنوان راهکار اصلی دولت برای کنترل بحران مطرح استاو این وضعیت را «پایداری ناکارا» می‌نامد؛ وضعیتی که در آن اقتصاد نه چنان پایدار است که رشد کند و نه چنان ناپایدار که فروپاشد. این دقیقاً همان «تلهٔ تعادل بحران» است که مانع از هرگونه تغییر بنیادین می‌شود و در عین حال، سیستم را از فروپاشی کامل نیز بازمی‌دارد.
صلح سرد در سایه جنگ سرد جدیدبر اساس منافع مشترک ایران و چین و با تکیه بر چارچوب تحلیلی کتاب «تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران» نوشتهٔ فوآد شعبانی، بروز جنگی جدید تا پایان سال به جای سرنگونی جمهوری اسلامی، به تثبیت و تکمیل «صلح سرد» خواهد انجامید. دلایل این ادعا عبارت‌اند از:نخست، چین به‌عنوان شریک راهبردی ۲۵ساله ایران، به‌هیچ‌وجه از بی‌ثباتی کامل و فروپاشی همسایه خود سود نمی‌برد. چنین رویدادی زنجیره تأمین انرژی چین را با خطر جدی مواجه می‌کند.دوم، شعبانی در فصل سوم کتاب با عنوان «صلح سرد و تعادل نش» نشان می‌دهد که جنگ ۴۰روزه، صلح سرد را تثبیت کرده، هزینهٔ جنگ را برای هر دو طرف بالا برده و انگیزهٔ تغییر یک‌جانبه را از بین برده است. این همان «تعادل نش» در عرصهٔ بین‌الملل است.سوم، چین در شرایط «جنگ سرد جدید» با آمریکا، بیش از هر زمان دیگری به ثبات انرژی و آرامش بازارهای جهانی نیاز دارد. تشدید تنش در خلیج‌فارس، مستقیماً به اقتصاد چین ضربه می‌زند.بنابراین، آنچه پیش‌روی ایران و آمریکا قرار دارد، نه یک جنگ تمام‌عیار و نه صلحی گرم، بلکه «صلح سرد» در سایه «جنگ سرد جدید» میان قدرت‌های بزرگ است. تفاهم‌نامه فعلی، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت تاکتیکی باشد، اما در بلندمدت می‌تواند به نخستین گام برای نهادینه‌سازی این صلح سرد تبدیل شود - مشروط بر آنکه هر دو طرف به‌درستی دریافته‌باشند، همان‌گونه که شعبانی در کتاب خود تأکید دارد، «نه سقوط محقق خواهد شد و نه نجات؛ بلکه ادامهٔ وضعیت بحرانی به‌عنوان حالت پایدار سیستم» و «تابستان داغ آزمون این تعادل جدید است».
منابع· شعبانی، فوآد. «تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران». کتاب نظری – تحلیلی – راهبردی، ۱۴۰۵· کلاین، نائومی. «دکترین شوک: ظهور سرمایه‌داری فاجعه». نشر اختران، ۱۳۹۸· خیرخواهان، جعفر. «تعادل نش در صلح سرد». دنیای اقتصاد، ۱۴۰۵· Chatham House. «Iran and the new Persian Gulf equilibrium: the 40-day war and its aftermath». ۲۰۲۶· «تفکیک الحرب الهجینه علی ایران واستراتیجیات الصمود». المیادین، ۲۰۲۶· «The 2026 Iran War as Disaster Capitalism: A Shock Doctrine Analysis». Academia.edu, 2026· «حجم نقدینگی در اقتصاد ایران رکورد تاریخی زد». تابناک، ۱۴۰۵· «ردیابی رشد نقدینگی». دنیای اقتصاد، ۱۴۰۵· «قیمت بنزین برای این افراد پنج هزار تومان می‌شود». عصر ایران، ۱۴۰۵
16:51 - 10 تیر 1405

0 بازدید