روایتهای سینهبهسینه از غدیر تا دل کوهستان
در دل کوهستانهای البرز، آنجا که سنگ و صخره به سکوت خو گرفتهاند، هنوز صدایی جریان دارد که از قرنها پیش به امروز رسیده است؛ صدای غدیر، نه در کتاب و نوشته، بلکه در سینههایی که نسل به نسل آن را حفظ کردهاند. اینجا ولایت تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه میراثی زنده است که در زبان پیرمردان، در نگاه جوانان و در آیین روستاها ادامه دارد.
خبرگزاری فارس_البرز: در تقویم تاریخ، غدیر یک روز است؛ اما در جغرافیای ایمان مردم این دیار، غدیر یک جریان است، جریانی که از «خم غدیر» آغاز شد و در پیچوخم تاریخ، بیآنکه از حرکت بایستد، خود را به کوهستانهای البرز رسانده است. اینجا تاریخ را نه کتابها، که سینهها روایت میکنند؛ سینههایی که حافظهشان از جنس ایمان است، نه فراموشی.در روستاهای طالقان و دامنههای اطراف کرج، هنوز میتوان ردّ این روایت زنده را دید. مسجد که خلوت میشود و صدای باد در کوهستان میپیچد، پیرمردی آرام از جا بلند میشود؛ عصا در دست، اما کلامش استوار. کسی از او نمیخواهد، اما همه منتظرند؛ انگار نوبت رسیده است که تاریخ دوباره از زبان یک شاهد قدیمی جاری شود.او خطبه را از حفظ میخواند؛ نه با نگاه به نوشته، بلکه با تکیه بر حافظهای که سالها با ذکر و ایمان صیقل خورده است. هر جمله که بر زبانش جاری میشود، گویی قطعهای از تاریخ اسلام در فضای کوچک مسجد جان میگیرد؛ «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» فقط یک عبارت نیست، عهدی است که از غدیر تا امروز امتداد یافته است.در میان جمع، سکوتی سنگین اما روشن حاکم است. جوانترها با نگاهی متفاوت گوش میدهند؛ نگاهی که شاید برای نخستینبار غدیر را نه بهعنوان یک مناسبت تقویمی، بلکه بهعنوان یک حقیقت جاری در زندگی مردم تجربه میکند. اینجا انتقال معنا، از جنس آموزش نیست؛ از جنس «زیستن» است.در این کوهستانها، دین نه در قالبهای رسمی و تشریفاتی، بلکه در رفتار روزمره مردم جریان دارد. خطبه غدیر نیز برای آنان فقط یک متن تاریخی نیست؛ بخشی از هویت جمعی است که در طول سالها، بیهیاهو و بیادعا، از پدر به فرزند رسیده است؛ میراثی که نه نوشته شده، اما ماندگار شده است.
بسیاری از اهالی این مناطق میگویند این حافظان خطبه، فقط راویان یک متن نیستند؛ آنان حاملان یک «معنا» هستند. معنایی که در آن ولایت نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه محور همبستگی اجتماعی و دینی جامعه است؛ محوری که هنوز در بزنگاههای زندگی مردم حضور دارد.در نگاه کارشناسان فرهنگی، این نوع انتقال شفاهی معارف دینی، یکی از مهمترین جلوههای فرهنگ بومی ایران است؛ فرهنگی که در آن ایمان، در حافظه جمعی رسوب میکند و نسلها را به هم پیوند میدهد، بیآنکه نیاز به واسطههای رسمی داشته باشد.غدیر در این سرزمین، تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ یک «زیست اجتماعی» است. زیستی که در آن کلمات، از دهان یک پیرمرد آغاز میشود و در جان یک روستا مینشیند؛ بیآنکه در این مسیر، گرد فراموشی بر آن بنشیند.و شاید راز ماندگاری این میراث همین باشد؛ اینکه ولایت در این کوهستانها، نه در کتابها، بلکه در سینهها نوشته شده است؛ سینههایی که هنوز، بیصدا اما استوار، تاریخ را زنده نگه داشتهاند.
09:42 - 14 خرداد 1405