۵ راهکار طلایی برای جلوگیری از دعواهای خانوادگی

اعضای خانواده باید آگاه باشند که پرخاشگری، لجبازی یا اختلاف نظرهای شدید در بحران‌ها، لزوماً نشانه مشکلات عمیق خانوادگی نیست، بلکه واکنش مغز به یک تهدید بیرونی است.
بیرون از خانه به اندازه کافی خبرهای استرس‌زا هست؛ نگذاریم این استرس، خانواده ما را از هم بپاشد. وقتی می‌ترسیم یا نگرانیم، ناخواسته با همسر، فرزند یا والدینمان تندتر حرف می‌زنیم یا سر مسائل کوچک می‌جنگیم. بیایید یاد بگیریم چطور در این روزهای سخت، به جای قضاوت کردن، پناهگاه هم باشیم. درک تغییرات فیزیولوژیک در شرایط جنگی (رویکرد عصب‌شناختی)در زمان بحران‌های طبیعی و جنگ، بخشی از مغز به نام «آمیگدال» (مسئول پردازش ترس و تهدید) بیش‌فعال می‌شود و قشر پیش‌پیشانی (مسئول منطق و کنترل تکانه) کارکرد خود را تا حدودی از دست می‌دهد.اعضای خانواده باید آگاه باشند که پرخاشگری، لجبازی یا اختلاف نظرهای شدید در این دوران، لزوماً نشانه مشکلات عمیق خانوادگی نیست، بلکه واکنش مغز به یک تهدید بیرونی است.بیایید پیش از شروع هر بحثی در خانه، سطح استرس یکدیگر را بسنجیم. اگر عضوی از خانواده اخبار بدی شنیده یا به شدت مضطرب است، گفتگو در مورد مسائل مورد اختلاف را به تعویق بیندازیم. (قانون توقف یا Time-out در روان‌شناسی).تکنیک «ارتباط بدون خشونت» (NVC) اثر دکتر مارشال روزنبرگدر شرایط ملتهب، افراد معمولاً به جای بیان احساساتشان، یکدیگر را قضاوت می‌کنند یا مقصر می‌دانند. مدل روزنبرگ چهار مرحله دارد که می‌توان در خانواده تمرین کرد:
باید به جای گفتن «تو همیشه با حرف‌هایت من را می‌ترسانی»، بگوییم: «وقتی مدام اخبار جنگ را با صدای بلند در خانه پخش می‌کنی...»بیان احساس: «... من احساس اضطراب و ناامنی شدیدی می‌کنم.»بیان نیاز: «... چون در این شرایط، به آرامش و احساس امنیت در فضای خانه نیاز دارم.»درخواست شفاف: «... ممکن است از این به بعد اخبار را با هدفون گوش دهی؟»هدف: این روش مانع از گارد گرفتن اعضای خانواده در برابر یکدیگر می‌شود و به جای حمله به شخصیت فرد، روی نیازهای روانی تمرکز می‌کند.مدیریت «چهار اسب سوار آخرالزمان» در روابط انستیتو گاتمن (Gottman Institute) که از معتبرترین مراجع زوج‌درمانی در جهان است، هشدار می‌دهد که استرس‌های بیرونی باعث ورود چهار رفتار مخرب به خانواده می‌شود: انتقاد، تحقیر، حالت دفاعی و دیوار کشیدن (سکوت).در شرایط جنگی چه کنیم: در زمان اختلاف نظر سیاسی یا اجتماعی درون خانواده، از «شروع نرم» (Soft Start-up) استفاده کنید. یعنی بحث را با لحنی آرام و بدون کنایه آغاز کنید.مثلا اگر همسر یا فرزند شما واکنشی به شرایط دارد که شما با آن مخالفید، به جای انتقاد («این چه طرز فکر احمقانه‌ای است؟»)، از تکنیک اعتباربخشی به احساس (Validation) استفاده کنید: «من می‌فهمم که تو چقدر عصبانی و ترسیده‌ای که این حرف را می‌زنی، اما من از زاویه دیگری به موضوع نگاه می‌کنم.» شما می‌توانید با «احساسِ» فرد همدلی کنید، حتی اگر با «عقیده» او مخالف باشید.برون‌سپاریِ مشکل بر اساس رویکرد روایت‌درمانیدر زمان جنگ، خانواده‌ها اغلب خشم ناشی از دنیای بیرون را بر سر یکدیگر خالی می‌کنند. رویکرد «روایت‌درمانی» (Narrative Therapy) مایکل وایت، پیشنهاد می‌کند که مشکل را از فرد جدا کنید.
کاربرد: اعضای خانواده باید به یک توافق نانوشته برسند که: «من و تو در برابر هم نیستیم؛ ما هر دو در برابر این بحران/استرس بیرونی هستیم.»چه کار کنیم: وقتی اختلاف نظری بالا می‌گیرد، یکی از اعضا می‌تواند یادآوری کند: «ما الان از دست هم عصبانی نیستیم، ما هر دو تحت فشار شرایط بیرونیم. بیایید اجازه ندهیم این فشار، ما را روبه‌روی هم قرار دهد.»دستورالعمل انجمن روان‌شناسی (APA) برای تاب‌آوری خانوادهانجمن روان‌شناسی در راهنماهای خود برای مواجهه با تروماهای جمعی تاکید می‌کند که خانواده باید به یک «پناهگاه امن» (Safe Haven) تبدیل شود.تعیین مرز برای بحث‌ها: خانواده باید توافق کند که در زمان‌های خاصی (مثلاً سر میز غذا یا قبل از خواب) صحبت درباره اخبار، جنگ و اختلافات ممنوع است. این فضاهای خالی از تنش، برای بازسازی روانی اعضا حیاتی است.پذیرش تفاوت در مکانیسم‌های دفاعی: درک کنید که آدم‌ها در بحران متفاوت عمل می‌کنند. یک نفر ممکن است بخواهد مدام حرف بزند، دیگری ممکن است سکوت کند یا خود را با کار سرگرم کند. احترام به این تفاوت‌ها و برچسب نزدن به یکدیگر (مثلاً بی‌تفاوت خواندن کسی که سکوت کرده) کلید همدلی است.خلاصه کلام اینکه، استرس‌های دوران بحران مانند ترکش‌های نامرئی هستند که مستقیماً روان اعضای خانواده را هدف قرار می‌دهند. آگاهی از این واقعیت که پرخاشگری‌های این روزها، واکنشِ طبیعی مغز به احساس ناامنی است، اولین قدم برای گذشت و درک متقابل است.#بحران#جنگ #ایران #خانواده#روانشناسی
22:58 - 9 فروردین 1405
زندگی

6 بازنشر8 واکنش
296٫4k بازدید


4 پاسخ

@DoctorSadegh16 ساعت پیش
در پاسخ به
ر
راستگو

@DoctorSadegh  •  29 اسفند 1404

مطالبه

آیا وقت مجازات پهلوی نرسیده؟

در چند سال اخیر، پسمانده پهلوی موجب خسارات مکرر به کشور و مردم شده است. از لابی و تاثیر در تحریم‌های وسیع کشور، تا اقدامات ضد امنیتی، تشکیل گروه های آشوبگر، اقدام به آشوب، دستور به قتل و حملات مسلحانه، همراهی با دشمن متجاوز صهیونیستی و آمریکایی. این اقدامات در مورد هر شهروند داخل کشور، برابر است با صدور حکم محارب و اعدام. چرا برای رضا پهلوی، تا کنون حکم محارب و اعدام جاری نشده؟ در حالی که به نظر اقدام برای حذف این عنصر نامطلوب چندان هم مشکل نیست! لذا تقاضامندم نیروهای امنیتی و قضایی و سیاسی، اقدامات لازم را در جهت مجازات هرچه سریع‌تر این خائن انجام دهند.

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌شهروند ساده‌
@hedayate_haadi15 ساعت پیش
در پاسخ به و
این قانون، تبعیض به تمام معناست. تفاوتی بین کودکان زیر۲ سال متولد ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نباید باشد. لطفا داخل سایت، ثبت نام کنید و از این مطالبه، حمایت کنید تا انشالله این تبعیض، برداشته شود.https://farsnews.ir/sunlands/1774520537210470695
س
سرزمین خورشید

@sunlands  •  4 روز پیش

مطالبه

چرا برخی کودکان زیر دو سال از طرح کارت امید حذف شده‌اند؟

با احترام پیرو اعلام اجرای طرح حمایتی موسوم به «کارت امید» برای گروه کودکان زیر دو سال که متولد سال ۱۴۰۵ هستند، برخی والدین و خانواده‌ها با پرسشی مهم مواجه شده‌اند: مبنای تعیین محدوده سنی طرح دقیقاً چه بوده و چرا کودکان زیر دو سالی که پیش از سال ۱۴۰۵ متولد شده‌اند، در این طرح قرار نگرفته‌اند؟ از آنجا که هدف طرح‌های حمایتی معمولاً پوشش چالش‌های اقتصادی و مراقبتی در سال‌های ابتدایی زندگی کودک است، برای بسیاری از والدین این سؤال به وجود آمده است که: کودک یک‌ساله متولد ۱۴۰۴ و کودک یک‌ساله متولد ۱۴۰۵ از نظر نیازهای رشد، تغذیه و تأمین هزینه‌های مراقبتی تفاوتی با هم ندارند. حذف بخشی از کودکان زیر دو سال از پوشش طرح، ابهامی در معیارهای انتخاب گروه هدف ایجاد می‌کند. شفاف‌سازی معیارهای تعیین‌شده می‌تواند موجب اعتماد بیشتر خانواده‌ها به عدالت اجرایی طرح شود. بنابراین خواهشمند است دلایل کارشناسی و معیارهای دقیق انتخاب بازه سنی این طرح به‌صورت شفاف اعلام شود؛ تا والدینی که کودکان زیر دو سالِ متولد سال‌های قبل دارند، بتوانند با آگاهی کامل از منطق تصمیم‌گیری، نگرانی‌های خود را برطرف کنند. هدف از این درخواست، فقط روشن شدن معیارهای طرح و ایجاد شفافیت برای تمامی خانواده‌های دارای فرزند زیر دو سال است. با سپاس از توجه شما

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

@Golnaz1114 ساعت پیش
در پاسخ به
نت رو وصل کنید همه باهم اشتی میکنن چون دیگه وقتی برای بحث و دعوا ندارن

@user1751711645841 ساعت پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌farshad‌
farshad

@IranHamdel  •  30 بهمن 1404

در عمل تورم را کاهش دهید و ارزش ریال را که مایه غرور ملی است را حفظ نمایید
مطالبه

حفظ ریال و مهار تورم و گرانی راهی برای رسیدن به اقتصاد مقاومتی

کاهش تورم، تقویت ریال و ایجاد آرامش برای مردم، مایه غرور هر کشور و ملتی است. مردم شهید دادند تا فساد و گرانی نباشد و دست متجاوز از خاک و اقتصاد کشور کوتاه شود. اگر نتوانیم ارزش ریال را حفظ کنیم، اقتصاد و بازار سرمایه را رونق ببخشیم و دست رانت‌خواران، محتکران، نجومی‌بگیران و بود‌جه‌خواران را کوتاه کنیم، چگونه می‌توانیم به آنان پاسخ دهیم؟ البته در شعار و سخنرانی‌ها، مسئولان صبح تا شب از معیشت مردم، حفظ ارزش ریال و تقویت بازار سرمایه صحبت می‌کنند؛ اما در عمل، آنچه امروز می‌بینیم چیز دیگری است. اگر سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را نه در شعار، بلکه در عمل اجرا می‌کردیم، اکنون وضعیت تورم، پول ملی و بازار سرمایه ـ که آینه تمام‌نمای اقتصاد کشور است ـ این‌گونه نبود. اینکه همه تحریم‌ها، ناامنی‌ها، جنگ، کاهش ارزش ریال، تقویت دلار و ناترازی‌های اقتصادی را به گردن این و آن بیندازیم، اما توان حل مسائل را نداشته باشیم، پرسش‌برانگیز است؛ پس چرا همچنان فقط شعار می‌دهیم؟ سال‌هاست زندگی مردم با گرانی گره خورده، کشور پیوسته در تنش‌های اقتصادی و سیاسی به سر می‌برد و مردم مدام با شوک‌های قیمتی، تورمی و ناامنی مواجه‌اند. ادامه این روند این پرسش را ایجاد می‌کند که آخر برای چه؟ دلار هزار تومانی دوران احمدی‌نژاد به ۱۶۰ هزار تومان برسد و سکه ۲۰۰ هزار تومانی همان دوره و ۹۰۰ هزار تومانی دوران روحانی به ۲۰۰ میلیون تومان برسد؛ آیا غرور ملی مدیران خدشه‌دار نمی‌شود؟ دلار ۵۰ هزار تومانی در دوره آقای پزشکیان به ۱۶۰ هزار تومان رسیده و ایشان درگیر کسری بودجه هستند. به گفته آقای همتی نیز دلار باید بالا برود، چون سالانه بالای ۴۰ درصد تورم داریم و این را طبیعی می‌دانند؛ عذری بدتر از گناه. مگر وظیفه دولتمردان و تصمیم‌گیران، کاهش و کنترل تورم، تقویت ارزش پول ملی و ایجاد فضای اقتصادی امن، به‌دور از رانت، قوانین دست‌وپاگیر، تصمیم‌گیری‌های موازی و منافع شخصی و گروهی نیست؟ وقتی فضای اقتصادی امن شود و کسب‌وکار رونق بگیرد، به‌تبع آن ازدواج افزایش می‌یابد، فرزندآوری بیشتر می‌شود و بسیاری از مشکلات و آسیب‌های اجتماعی کاهش پیدا می‌کند. تورم و حتی ابرتورم عادی‌انگاری شده و اختلاس، رانت، ادغام بانک‌های ناتراز، وام‌ها، حقوق‌ها و پاداش‌های نجومی نیز به روندی طبیعی تبدیل شده است. ربای بانکی و گسترش صندوق‌های وام‌دهنده و وام‌گیرنده با بهره و کارمزدهای سنگین نیز عادی و قانونی جلوه داده می‌شود. بازار سرمایه دیگر خط قرمز هیچ‌کس نیست؛ هر روز قرمزتر می‌شود و طی شش سال گذشته عمدتاً درجا زده و نوسان داشته است. در این میان، برخی با رانت و سفته‌بازی و با برداشت از صندوق‌های توسعه و تثبیت، هزینه حمایت از نمادها و سهم‌های خاص و شاخص‌ساز را تأمین می‌کنند. مردمی که سرمایه‌هایشان در تورم و بازار سرمایه از بین رفته، گویی اصلاً به حساب نمی‌آیند؛ تا آنجا که حتی خدشه‌دار شدن غرور ملی‌شان هم اهمیتی ندارد. مگر از سلامت جامعه، خانواده، اقتصاد، آرامش کشور، حفظ ارزش پول ملی و امنیت روانی مردم چیزی مهم‌تر داریم؟ آیا زندگی به‌دور از تورم، فساد، اختلاس، رانت، گرانی و مالباختگی، حق مسلم مردم شریف ما نیست؟

سران قوا، آقای همتی و فرزین و پزشکیان، دولت و مجلس و بانک مرکزی

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه