عبور از موانع: هنر پیشروی و تاب‌آوری

موفقیت، مسیر همواری نیست. برخلاف تصور رایج، دستاوردهای بزرگ نه فقط با تلاش، بلکه با عبور از موانع، چالش‌ها و اتفاقات پیش‌بینی‌نشده به‌دست می‌آیند. اینجاست که «تاب‌آوری» به عنوان یک مهارت کلیدی مطرح می‌شود؛ مهارتی که نه‌تنها ما را از دل بحران‌ها عبور می‌دهد، بلکه راه رسیدن به موفقیت را برایمان هموار می‌کند. در این یادداشت، با بهره‌گیری از مثال‌هایی ملموس همچون ساخت فیلم «تایتانیک» و آموزه‌های اندیشمندانی چون ویکتور فرانکل، به بررسی راهبردهای افزایش تاب‌آوری می‌پردازیم. محمد نیرو
محمد نیرویکی از تصورات رایج و اشتباه این است که دستاوردها به صورت خطی و فقط با تلاش و صرف زمان زیاد، کسب می‌شوند. اما واقعیت این است که هیچ دستاوردی ارزشمندی بدون مواجهه با موانع و چالش‌ها به سادگی دست‌نیافته نمی‌شود. موانع، ناگواری‌ها و اتفاقات غیرمنتظره از جمله عواملی هستند که ممکن است ما را از راه رسیدن به دستاوردهایمان منصرف کنند. بنابراین، آمادگی برای مواجهه با موانع و توانایی انعطاف در مسیر رسیدن به اهداف، بخشی ضروری از هر موفقیتی است.بیایید با یک مثال ساده آغاز کنیم. فرض کنید در حال رانندگی در یک مسیر جنگلی هستید و ناگهان یک سنگ بزرگ را در میان جاده می‌بینید که مسیر شما را مسدود کرده است. در اینجا، دو گزینه دارید: یا می‌توانید سنگ را بلند کنید و از مسیر خود عبور دهید، یا باید مسیر خود را تغییر دهید و یک مسیر جایگزین برگزینید.در زندگی نیز، مواجهه با موانع اجتناب‌ناپذیر است. اما مهم نیست چقدر این موانع بزرگ یا ناگوار باشند، بلکه مهم این است که چگونه با آنها برخورد می‌کنیم و از آنها عبور می‌کنیم. گاهی اوقات، ما می‌توانیم موانع را برطرف کنیم و ادامه دهیم، اما گاهی اوقات باید طریقه‌های جدیدی را برای حل مشکل پیدا کنیم. در اینجا مفهوم جدیدی به نام تاب‌آوری مطرح می‌شود که در این یادداشت، به دنبال بررسی آن هستیم. این یک مفهوم کلیدی در فرآیند کسب دستاوردها و موفقیت‌ها است.
درس‌هایی از ساخت فیلم “تایتانیک“به طور معمول هر پروژه‌ای، حتی اگر به نظر برنامه‌ریزی شده و عالی به نظر برسد، با موانعی مواجه خواهد شد که می‌تواند منجر به انحراف از مسیر یا حتی متوقف شدن پروژه شود. فیلم “تایتانیک“، که به کارگردانی جیمز کامرون[1] ساخته شد، نمونه‌ای برجسته از این واقعیت است. در طول فرایند ساخت این فیلم، اتفاقات ناگوار و مواجهه با چالش‌های بزرگی رخ داد که می‌توانست منجر به شکست پروژه یا حداقل به تاخیر در تولید آن شود. به عنوان مثال، از جمله مواجهه‌هایی که با آن مواجه شدند می‌توان به حادثه‌ای اشاره کرد که باعث مسمومیت پنجاه نفر از تیم فیلم شد و باعث توقف موقت تولید شد.همچنین، مسائل فنی مانند ایجاد دقت تاریخی و فرهنگی در صحنه‌های فیلم از جمله چالش‌هایی بود که با آن مواجه شدند و نیاز به تأخیر در تولید و جذب مشاوران متخصص داشتند. همچنین، برای رفع موانع فنی، مشکلات جسمی بازیگران نیز باعث تاخیر در تولید شد. به عنوان مثال، در طول فیلم‌برداری، آرنج بازیگر اصلی، کِیت وینسلت[2]، شکسته شد که موجب توقف کار و انتخاب بازیگر جایگزین شد.در ادامه، یکی از تصمیمات جسورانه که کارگردان این فیلم، جیمز کامرون، اتخاذ کرد، تصمیم برای حفظ صحنه‌های مهم و تاثیرگذار فیلم بود که باعث افزایش طول فیلم شد و این ممکن بود تأثیر منفی بر روی جذابیت و سودآوری فیلم داشته باشد، اما در نهایت، با دریافت یازده جایزه اسکار و پذیرش عمومی بی‌نظیر، این فیلم به موفقیتی بی‌سابقه رسید.بنابراین افراد باید از ذهنیتی که موانع و چالش‌ها را به عنوان نشانه‌ای از بدشانسی و شکست می‌دانند، دوری کنند. در واقع، موفقیت‌های بزرگ همواره با موانع و چالش‌ها همراه است و نیازمند تاب‌آوری است.
راهبرد‌های تاب‌آوری: آموزش‌هایی برای عبور از موانع و دستیابی به موفقیتتاب‌آوری به عنوان توانایی برگشت به شرایط عادی بعد از بحران‌ها و چالش‌ها تعریف می‌شود که معمولاً در اغلب افراد وجود دارد. لیکن نکته مهم، زمان بازگشت از بحران است که لازم است در زمان کوتاهی صورت پذیرد. خوشبختانه، موضوع اکتسابی و قابل یادگیری است. در ادامه به نکاتی در این‌باره می‌پردازم.
۱- به سوی پذیرشاولین نکته برای بهبود تاب‌آوری خودمان پذیرش است. مدیر شرکت مدیر سبز تعریف می‌کرد که در آخرین بار با آقای دکتر روستا که پدر بازاریابی ایران هستند، بازدید داشتم. ایشان با وجود داشتن سرطان، تنها به ما انگیزه می‌دادند و هیچ اشاره‌ای به بیماری خود نکردند. پرسیدم چه چیزی باعث شد تا بتوانید با این بیماری بجنگید؟ ایشان گفتند: “اصلاً هیچ‌وقت نجنگیدم با بیماریم. خیلی سریع فهمیدم که باید این شرایط جدید را بپذیرم. پذیرفتن گاهی می‌تواند به معنای جنگیدن باشد، اما اغلب اصلاً نیازی به جنگیدن هم نیست. اگر من می‌خواستم بجنگم، باید با وجود بیماری، تلاش می‌کردم که کارهای قبلی را انجام دهم، در این حال خسته می‌شدم و خیلی به من فشار می‌آمد. اما وقتی پذیرفتم، کلاس‌های تدریسم را کمتر کردم، استراحت بیشتر کردم، تغذیه‌ام را تغییر دادم و روال جدیدی در زندگی خودم ایجاد کردم.” بنابراین، واژه پذیرش یا پذیرفتن می‌تواند یکی از مهم‌ترین گام‌ها باشد که می‌تواند موانع را پشت سر بگذارد.الیزابت کوبلر راس[3] در کتابی به نام “آشتی با مرگ” پس از بررسی‌های زیاد به این نتیجه رسید که وقتی یک فرد عزیز را از دست می‌دهیم، پنج گام را به ترتیب طی می‌کنیم تا حالمان بهتر شود. البته این موضوع می‌تواند برای هر اتفاق ناگواری که اصلاً نمی‌خواهیم قبولش کنیم یا تحمل آن برای ما سخت است نیز صدق ‌کند.
به عنوان مثال ورشکستگی یا اخراج ناگهانی از کار که نیاز مالی ما را تهدید می‌کند، یا حتی اتفاقاتی که در کسب‌وکار پیش می‌آید مثل از دست دادن یک پروژه یا بخشی از کسب و کار در یک حادثه آتش‌سوزی. افراد در این شرایط معمولاً پنج گام را طی می‌کنند، که گام آخر آن پذیرش واقعیت است. هنر ما این است که به نحوی خودمان را برای چنین شرایطی آماده کنیم که بتوانیم در کوتاه‌ترین زمان ممکن این پنج گام را طی کنیم و به پذیرش وضعیت برسیم.
اولین گام در مواجهه با بحران یا شرایط ناراحت‌کننده، انکار[4] است. مغز ما به صورت ناخودآگاه به سمت انکار، متمایل می‌شود، به این معنا که نمی‌خواهیم واقعیت را قبول کنیم. این واکنش در ابتدا ممکن است مفید باشد، زیرا مغز سعی می‌کند ما را از سختی‌ها و درد آتی محافظت کند. در واقع، انکار به ما کمک می‌کند تا اولین لحظات یا ساعت‌های بعد از مواجهه با واقعیت را طی کنیم، اما به طور کلی این واکنش پایداری ندارد. یکی از بهترین کتاب‌هایی که این موضوع را مورد بررسی قرار داده است، کتاب “انسان در جستجوی معنا[5]” اثر آقای ویکتور فرانکل است. او در این کتاب به تجربیات خود در اردوگاه‌های کار اجباری زمان نازی‌ها اشاره می‌کند. به وضعیتی که افراد در ابتدا به شدت شوکه شده و سپس به مفهوم “توهم رهایی” پرداخته است. به این معنی که آنها تصور می‌کنند که حضور آنها و رنج‌هایی که ناظر هستند برایشان کوتاه و موقتی است. این واکنش، هرچند ابتدا می‌تواند مفید باشد، اما در طولانی‌مدت نمی‌تواند ما را بهبود بخشد. در نهایت، اولین واکنش طبیعی برای مقابله با بحران، انکار است، اما نباید در این وضعیت به مدت طولانی باقی بمانیم و باید برای پذیرش واقعیت آماده شویم.
گام دوم در فرآیند پذیرش، خشم[6] است. وقتی که انکار تمام شد، متوجه می‌شویم که واقعاً در شرایط ناخوشایند قرار گرفته‌ایم. در مثال فیلم “تایتانیک”، فرض کنید متوجه شدیم یکی از اعضای تیم ما، که از ما حقوق می‌گرفت، عمداً پنجاه نفر را مسموم کرده است. در این مرحله، احتمالاً ابتدا انکار می‌کنیم، اما وقتی متوجه می‌شویم که وضعیت واقعی است، به گام دوم، یعنی خشم، می‌رسیم و به طور کامل عصبانی هستیم. ممکن است در این مرحله، رفتار نامناسبی با دیگران داشته باشیم و نتوانیم خودمان را کنترل کنیم. سپس، به گام سوم، یعنی چانه‌زنی[7]، می‌رسیم که در آن افراد به لحظات قبل از وقوع اتفاق ناخوشایند برمی‌گردند و با خودشان استدلال می‌کنند که اگر اقدامی خاصی می‌داشتند، ممکن بود وضعیت بهتری داشته باشند. سپس به گام چهارم، یعنی افسردگی[8]، می‌رسیم که در آن انرژی‌هایمان کم می‌شود و احساس ناامیدی می‌کنیم. در نهایت، به گام پنجم، یعنی پذیرش[9]، می‌رسیم که در آن می‌پذیریم که اتفاقات رخ داده است و دیگر چاره‌ای جز اینکه یا آن را حل کنیم یا وضعیت وجود را بپذیریم نیست. در این مرحله، باید کنار بیاییم با واقعیت و ببینیم چه کارهای مفیدی می‌توانیم انجام دهیم. در آخر، ممکن است متوجه شویم که وضعیت خیلی بد نبوده و با تلاش می‌توانیم آن را بهبود بخشیم یا به مواردی برخورد کنیم که قابلیت حل دارند.
۲- خوش‌بینی فعالدر کتاب قدرتمند‌تر[10]، مفهومی به نام “خوش‌بینی فعال[11]” معرفی شده است. این مفهوم به آن اشاره دارد که افراد با تاب‌آوری بالا، قادرند در شرایط دشوار نیز به اقدامات مثبت دست بزنند، حتی زمانی که شرایط بسیار ناگوار به نظر می‌رسد. این افراد به طور معقول می‌فهمند که در هر شرایطی، حتی در بدترین آنها، اقداماتی وجود دارد که می‌تواند وضعیت را بهبود بخشد. این مفهوم با خوش‌بینی محض متفاوت است، زیرا آنها به این امید نیستند که همه چیز به طور جادویی درست شود، بلکه معتقدند که با انجام اقدامات کوچک، می‌توان وضعیت را بهتر کرد. به عنوان مثال، در صورت بروز زلزله، این افراد، در عوض اینکه در حال سرزنش و ناراحتی باشند، به دنبال راهکارهایی می‌گردند که می‌تواند به موقعیت‌هایشان کمک کند، مانند تهیه چیزهایی برای تغذیه یا استراحت در شب و دیگر فعالیت‌های مفیدی که می‌توانند به بهبود شرایط کمک کند. آقای ویکتور فرانکل، در کتاب “انسان در جستجوی معنا”، یک جمله مشهور دارد که: “اگر قادر به تغییر شرایط نیستیم، چالش ما تغییر خودمان است”. مثلاً در صورت از دست دادن یک فرد عزیز در زندگی، یا دور شدن بدون بازگشت او، تنها گزینه ما، تغییر خودمان است. در نتیجه، افرادی که این خصوصیت خوش‌بینی فعال را دارند، در این شرایط، می‌دانند که گاهی همه چیز به حالت قبل باز نمی‌گردد، اما باور دارند که اقدامات کوچک می‌تواند بهبودی جزئی را به وجود آورند، و این اقدامات را به صورت مداوم انجام می‌دهند.
۳- تسلط بر ذهن و کنترل افکارافراد با تاب آوری بالا می‌توانند با کنترل افکارشان، حتی در مواجهه با مشکلات، از حالت منفی خارج شده و به جلو حرکت کنند. کنترل افکار، به عنوان یکی از مهارت‌های برتر، این امکان را به افراد می‌دهد که هر لحظه تصمیم بگیرند که درباره چه چیزی فکر کنند. افکار منفی، مثل اعتیاد، می‌توانند باعث شوند ما به طور مداوم درباره موضوعات منفی فکر کنیم و احساسات منفی تقویت شوند، اما افراد با تاب آوری بالا تلاش می‌کنند که به سرعت افکار منفی را کنترل کنند و به جای آن به مسائل مثبت و راه‌حل‌ها تمرکز کنند.بازنگری درونی نقش مهمی در کنترل افکار افراد با تاب آوری بالا دارد. آنها به جای تمرکز بر بدترین حالات و احتمالات، به خاطرات شیرین و مثبت می‌اندیشند و با این کنترل ذهنی، حالت روانی خود را بهبود می‌بخشند. افرادی که این توانایی را ندارند، ممکن است به طور اغلب در تفکرات منفی گرفتار شوند و از بدبینی و عدم امیدواری رنج کشند.نکته دیگری که از کتاب “انسان در جستجوی معنا” آقای ویکتور فرانکل نقل شده است، نشان می‌دهد که افراد با زندگی درونی غنی‌تر، حتی در شرایط بد، می‌توانند روانی خود را حفظ کنند و به سمت جوانب مثبت و معنادار زندگی متمرکز شوند. این افراد ممکن است با تمرکز بر آینده و یافتن راه‌حل‌ها، از مواجهه با شرایط منفی فرار کنند و به سمت رشد و توسعه شخصی بیشتر حرکت کنند.
یک روش مؤثر برای کنترل افکار، از جمله رهایی از افکار منفی، که در کتاب “عادت هیجانی[12]” توضیح داده شده است، این است که با خودمان صحبت کرده و سؤالاتی که از خودمان می‌پرسیم را بررسی کنیم. مثلاً، وقتی دو نفر در یک موقعیت یکسان تصادف می‌کنند، یکی از آنها با مراحل پنج‌گانه که گفته شد، در یک دقیقه آشنا می‌شود و به نظرش فاجعه‌ای نمی‌رسد. سؤالاتی که از خودش می‌پرسد، معمولاً مسالمت‌آمیز و سریع حل مشکل را به هدف دارند؛ از این رو، می‌تواند به زندگی روزمره، خانواده، و کار خود بازگردد.اما نفر دیگر سؤالاتی مثل “چرا من اینقدر بدشانسم؟” یا “چرا زودتر ترمز نکردم؟” می‌پرسد که این سوالات منجر به ناامیدی و افسردگی می‌شوند. بنابراین، کنترل افکار در برخورد با موانع بزرگ و کوچک، و همچنین پس از آن، بسیار اهمیت دارد.یکی از نظریه‌هایی که در اینجا قابل ذکر است، نظریه “حال‌گرایی[13]“است که به این معنا است که معمولاً نمی‌توانیم احساسات آینده را پیش‌بینی کنیم و تمرکزمان فقط بر روی لحظه حال است. این باعث می‌شود که ما بر اساس احساسات فعلی، احساسات آینده را اغلب اشتباه برآورده کنیم. این تئوری بیان می‌کند که ممکن است احساسات ناخوشایندی که در حال حاضر داریم، در آینده تغییر کند.نظریه دیگر، تئوری “کانون‌گرایی[14]” است که به این معناست که معمولاً در شرایط نامطلوب، تمرکزمان بر روی جزئیات کوچک و بی‌ارزش از یک موضوع است، در حالی که اصلی‌ترین مسئله در آن موضوع نیست. این ممکن است باعث شود که ما انرژیمان را در اموری تلف کنیم که در آینده برایمان مهم نخواهد بود.
۴- اقدامات سازندهچهارمین اقدامی که می‌توانیم به منظور عبور سریع‌تر از بحران‌ها و موانع انجام دهیم، اتخاذ اقدامات سازنده و مفید است. قبلاً در مورد اهمیت خوش‌بینی فعال بحث کرده‌ایم؛ امیدواریم که با انجام این اقدامات، وضعیت را بهبود ببخشیم. یکی از جملات معروف آقای ویکتور فرانکل، نویسنده کتاب “انسان در جستجوی معنا”، این است که “همیشه بین محرک و واکنش یک فاصله وجود دارد و اینجا قدرت ماست که تصمیم بگیریم چه واکنشی نشان دهیم”. به زبان ساده‌تر، همیشه یک فاصله بین آنچه که با ما اتفاق می‌افتد و رفتارمان وجود دارد. در این فاصله، ما تصمیم می‌گیریم که چه واکنشی نشان دهیم، برای اینکه بیشتر درک شود، می‌توان گفت که حتی در شرایطی که ما کنترلی بر وقایع نداریم، واکنش ما همیشه در دست خودمان است.آقای فرانکل در زمان بودن در اردوگاه کار اجباری به این نتیجه رسید که تقریباً هیچ اختیاری ندارد که تصمیم بگیرد که در آن لحظه کجا باشد یا چه کاری انجام دهد. اما او می‌گوید که حتی در شرایطی که ما کنترلی بر وقایع نداریم، واکنش ما به آن وقایع همیشه در دست خودمان است. حتی در مواقعی که دیگران با ما بدرفتاری می‌کنند، تصمیم ما در مورد واکنش ماست؛ آیا ما همانند آن‌ها واکنش خشونت‌آمیزی نشان می‌دهیم یا واکنش دوستانه و مهربانانه؟
شاید برای بسیاری، این موضوع تا حدی نظری به نظر برسد، اما اختلاف افراد قوی و با استقامت با افراد معمولی در این است که آن‌ها تصمیم می‌گیرند مدت‌ها درگیر تفسیر و تحلیل واقعه شوند یا به جای آن، اقدامات سازنده را انجام دهند. گاه هیچکس نمی‌تواند جلوی وقوع واقعه‌ای را بگیرد، اما واکنش‌هایش همواره در دست خود اوست. بنابراین، باید دنبال اقدامات سازنده باشیم، و همواره واکنش‌های مناسبی را به وقایع نشان دهیم که این نشانگر پرورش خوش‌بینی فعال در خودمان است. همیشه باید به این نتیجه برسیم که می‌توانیم وضعیت را بهبود ببخشیم، حتی اگر به میزان کوچکی، اما همیشه امکان بهبود وجود دارد.
۵- مراقبت از خودمانیکی از راه‌های تقویت تاب‌آوری و پیشرفت در زندگی، مراقبت از خودمان است. اغلب وقت‌ها با دیگران همدردی می‌کنیم و احتیاجات آن‌ها را می‌فهمیم، اما ممکن است به خودمان نسبت به زمانی که نیاز به همدردی و مراقبت از خودمان داریم، بی‌توجه باشیم. اینکه احساسات منفی خود را سرکوب نکنیم و به خودمان اجازه دهیم که با واکنش‌های طبیعی و مهربانانه به مواقع مختلف واکنش نشان دهیم، می‌تواند کمک زیادی به ما کند. همچنین، نباید به خودمان فشار آورده و ادعای قهرمانی یا کنترل کامل بر همه شرایط را داشته باشیم. قهرمان واقعی، کسی است که می‌تواند به سرعت به روال عادی زندگی خود بازگردد. انعطاف‌پذیری و قبول اینکه ممکن است برای مدتی نیاز به استراحت داشته باشیم یا برخی از کارها را به تعویق بیاندازیم، نیز مهم است. در نهایت، اولویت ما باید بازیابی و بهبود حال خود باشد تا بتوانیم به کارهای خود با انرژی و آمادگی بیشتری بپردازیم.۶- تغییر باورهایکی از نکات مهم در زندگی، تغییر باورهای خودمان است. با گذر زمان و تجربیات جدید، ممکن است به باورهایی برسیم که قبلاً حتی به آنها فکر نمی‌کردیم. به عنوان مثال، ممکن است از دست دادن یک فرد عزیز باعث شود که باور داشته‌هایمان درباره زندگی تغییر کند. اولاً ممکن است فکر کنیم بدون وجود آن فرد، زندگی دیگری برایمان ممکن نیست، اما با گذشت زمان، می‌توانیم به تدریج باور کنیم که می‌توانیم بدون او زندگی کنیم و حتی لذت ببریم و فعالیت‌های مفیدی انجام دهیم.
این تغییر در باورها می‌تواند به ما کمک کند که به زندگیمان ادامه دهیم و حتی به موفقیت‌های بزرگتری دست پیدا کنیم. بسیاری از افراد، به طور معمول، زمان زیادی را صرف می‌کنند تا به این نتیجه برسند که می‌توانند در شرایط دشوار نیز ادامه دهند. به عنوان مثال، بعضی افراد پس از ورشکستگی‌های بزرگ مالی، فکر می‌کنند که دیگر قادر به شروع یک کسب و کار موفق نیستند، اما این تجربه می‌تواند آنها را به سوی شروع کسب و کارهای بهتر و مطابق با علاقه‌هایشان هدایت کند.در این روند، مهم است که ما به سرعت باورهای خود را تغییر دهیم تا از تجارب منفی گذشته یاد بگیریم و به فرد قوی‌تر و مقاوم‌تری تبدیل شویم. ویکتور فرانکل، در زمان جنگ جهانی دوم به اردوگاه‌های اسرا در نازی‌های آلمانی فرو رفت. در این شرایط بسیار سخت و دشوار، فرانکل، به این نتیجه رسید که حتی در بدترین شرایط هم می‌توان به معنا و شادی دست یافت. او تجربیات خود را از زمانی که بدون هیچ امکانات راحتی و بدون هیچ امکانات بهداشتی در اردوگاه بود، بازگو می‌کند. او می‌گوید که حتی در شرایط بسیار سخت و تلخ، می‌توان از طبیعت و زندگی ساده لذت برد. به عنوان مثال، او می‌بیند که اگر یک پرنده روی زمین نشسته یا جنگلی را از دور ببیند، این ممکن است شادی بزرگی را برایش به ارمغان بیاورد.داستان فرانکل نشان می‌دهد که حتی در شرایط بسیار سخت، انسان می‌تواند به معنا و شادی دست پیدا کند و با این تغییر در باورها، به فردی قوی‌تر و مقاوم‌تر تبدیل شود. این مثال نشان می‌دهد که انسان توانایی تغییر و تطابق با شرایط را دارد و می‌تواند در هر موقعیتی به دنبال معنا و شادی بگردد.
۷- بازگشت به روالهفتمین نکته بازگشت به روال عادی زندگی است. پس از پشت سر گذاشتن هر مانع و مشکل، در انتها اقداماتی را انجام می‌دهیم که به ما کمک می‌کند به زندگی عادی خود بازگردیم. این تاب‌آوری تقریباً در همه افراد جهان وجود دارد، اما نکته مهم آن است که به عنوان فردی که به دنبال دستیابی به اهداف بزرگ خود هستیم، سعی کنیم این فرایندها را در زمان کوتاه‌تری طی کنیم. با انجام اقدامات موثر و مفید، از خود مراقبت می‌کنیم تا به سرعت به روال زندگی عادی بازگردیم و بتوانیم به دستاوردها، اهداف و زندگی روزمره خود ادامه دهیم.
پی‌نوشت‌ها[1] James Francis Cameron[2] Kate Elizabeth Winslet[3] Kübler-Ross, E. (1997). On Death and Dying. Scribner.[4] Denial[5] فرانکل، ویکتور. (1402). انسان در جستجوی معنا. (مترجم، نهضت صالحیان و مهین میلانی). تهران: لیوسا.[6] Anger[7] Bargaining[8] Depression[9] Acceptance[10] Thomas-Pharr, A., & Thomas, A. (2013). Stronger – Bible Study Book: Finding Hope in Fragile Places [Paperback]. Nashville, TN: LifeWay Press.[11] Active Optimism[12] Karia, A. (2016). Emotional Habits: The 7 Things Resilient People Do Differently (And How They Can Help You Succeed in Business and Life). CreateSpace Independent Publishing Platform.[13] Presentism[14] Focalismبه نقل از: آموزش پژوهی
انتهای پیام/از شما صاحبنظر گرامی در حوزه تعلیم و تربیت هم دعوت می کنیم، از نویسندگان، ممیزان و اعضای هیئت تحریریه پنجره تربیت باشید. برای ارسال مطالب و عضویت در هیئت تحریریه، از طریق ارسال پیام به تحریریه پنجره در بخش پیامهای محیط فارس، یا ایمیل FarsPanjarehTarbiat@gmail.com مکاتبه فرمائید.#تاب‌آوری، #مواجهه_با_بحران، #چالش‌های_مسیر_موفقیت، #پذیرش_واقعیت، #خوش‌بینی_فعال، #کنترل_افکار، #اقدامات_سازنده، #خودمراقبتی، #تغییر_باورها، #رشد_شخصی
20:53 - 9 تیر 1404

49٫6k بازدید