چین و آسیای مرکزی؛ همسایگان خوب با منافع و چالش‌های مشترک

در سایه رقابت‌های فزاینده قدرت‌های جهانی و افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی در آبراه‌های بین‌المللی، چین در حال تحکیم نفوذ خود در آسیای مرکزی است که در این میان، تاجیکستان به یکی از کلیدی‌ترین شرکای استراتژیک پکن در منطقه تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «محمد شمس‌الدین‌اف» تحلیلگر مسائل سیاسی ضمن یادداشتی به نتایج و پیامدهای سفر دولتی «امامعلی رحمان» رئیس‌جمهور تاجیکستان به چین پرداخت. در این یادداشت آمده است: سفر رسمی اخیر رئیس‌جمهور تاجیکستان به چین که هم‌زمان با تحولات حساس خاورمیانه و رقابت فشرده واشنگتن-پکن صورت گرفت، بار دیگر توجه تحلیلگران را به ابعاد گوناگون حضور چین در منطقه، فرصت‌های اقتصادی خارق‌العاده و البته مخاطرات احتمالی این وابستگی فزاینده جلب کرده است. هم‌زمان با رقابت‌های جهانی، چین نفوذ خود را در آسیای مرکزی تقویت می‌کند و تاجیکستان به یکی از شرکای کلیدی پکن در منطقه تبدیل می‌شود.سفر دولتی «امامعلی رحمان» رئیس‌جمهور تاجیکستان به چین در تاریخ ۱۱ تا ۱۴ مه، در بستر تشدید تنش‌های بین‌المللی (که پیش از هر موضوعی به وضعیت پیرامون ایران مربوط می‌شد)، رقابت میان آمریکا و چین و همچنین سفر هم‌زمان رئیس‌جمهور آمریکا به پکن در ۱۳ تا ۱۵ مه انجام شد. چرا آسیای مرکزی به منطقه‌ای حیاتی برای چین تبدیل می‌شود؟در پرتو اوضاع کنونی در عرصه بین‌الملل، منطقه آسیای مرکزی برای پکن اهمیتی استراتژیک پیدا کرده است. تنش‌ها در خاورمیانه که منجر به اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز شد، تداوم ناامنی در مرزهای افغانستان و پاکستان که دسترسی ایمن به بنادر پاکستان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و همچنین افزایش تنش‌ها در منطقه هند-اقیانوس آرام (به‌ویژه در اطراف تایوان) با خطر مسدود شدن تنگه مالاکا، همگی نشان‌دهنده آسیب‌پذیری مسیرهای دسترسی چین به بازارهای جهانی و تأمین امنیت انرژی این کشور است.
در این شرایط، آسیای مرکزی می‌تواند نقشی حیاتی برای چین ایفا کند. این منطقه که در قلب اوراسیا قرار دارد، می‌تواند به پکن کمک کند تا انزوای لجستیکی خود را بشکند. پکن پیشتر پروژه جهانی حمل‌ونقل و لجستیک خود یعنی «یک کمربند، یک جاده» را در آسیای مرکزی پیش برده است و در شرایط بین‌المللی کنونی، اهمیت این منطقه در چارچوب پروژه مذکور می‌تواند بیش از پیش افزایش یابد.آسیای مرکزی با برخورداری از پتانسیل بالای منابع طبیعی، می‌تواند نقشی کلیدی در تأمین امنیت انرژی جمهوری خلق چین داشته باشد. پکن چندین پروژه بزرگ انرژی را در منطقه اجرا کرده است که به این کشور اجازه می‌دهد بخش عمده‌ای از مواد خام آسیای مرکزی را وارد کند.برای نمونه، چین از طریق خط لوله گاز «آسیای مرکزی - چین» که در حال حاضر شامل سه شاخه با ظرفیت مجموع ۵۵ میلیارد مترمکعب در سال است و از خاک ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان می‌گذرد، سالانه تا ۳۵ میلیارد مترمکعب گاز وارد می‌کند.با ساخت شاخه چهارم که برنامه‌ریزی شده است، ظرفیت کل این خط لوله گاز می‌تواند تا ۸۵ میلیارد مترمکعب افزایش یابد. همچنین در چارچوب پروژه خط لوله قزاقستان-چین، پکن سالانه نزدیک به ۱۹ میلیون تن نفت از قزاقستان وارد می‌کند.حوزه دیگری که آسیای مرکزی را به منطقه‌ای استراتژیک برای چین تبدیل می‌کند، حوزه امنیت است. این موضوع در وهله اول به مسئله امنیت در مرز تاجیکستان و افغانستان و به‌طور کلی ثبات در مرزهای شمال غربی چین مربوط می‌شود؛ جایی که منطقه خودمختار سین‌کیانگ اویغور با پتانسیل بی‌ثباتی در آن واقع شده است.
حملات سال گذشته از خاک افغانستان به تاسیسات اقتصادی چین در تاجیکستان، لزوم تقویت موقعیت پکن را در این مسیر تأیید کرد. صحبت از منطقه سین‌کیانگ که می‌شود، باید به فاکتور اقتصادی تأمین ثبات در این منطقه نیز اشاره کرد که به تجارت با آسیای مرکزی وابسته است؛ به طوری که در سال گذشته بیش از ۵۰ درصد از تجارت خارجی سین‌کیانگ با کشورهای آسیای مرکزی بوده است.مزیت‌های پکن در آسیای مرکزیچین امروز نخستین شریک تجاری آسیای مرکزی و یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران در این منطقه است. این کشور به آسیای مرکزی ماشین‌آلات، لوازم الکترونیکی و محصولات با فناوری پیشرفته صادر می‌کند و در مقابل، حامل‌های انرژی، مواد شیمیایی، فولاد و کالاهای کشاورزی وارد می‌نماید. چین از طریق پروژه‌ها و شرکت‌های خود تقریباً در تمام بخش‌های اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی حضور دارد. دستیابی به چنین موفقیتی در منطقه به دلیل چند مزیت عمده ممکن شده است:۱. جغرافیاشاید اصلی‌ترین عامل در توسعه روابط دوجانبه میان کشورهای آسیای مرکزی و چین، همجواری جغرافیایی باشد که به طرفین اجازه می‌دهد روابط خود را بدون موانع حمل‌ونقلی و لجستیکی (که برای مثال میان آسیای مرکزی و کشورهای غربی وجود دارد) توسعه دهند.۲. سرمایه‌گذاری بدون شرط و عدم مداخلهپکن بر خلاف کشورهای غربی، سرمایه‌گذاری در اقتصاد آسیای مرکزی را مشروط به ایجاد تغییرات در حیات سیاسی داخلی این کشورها نمی‌کند. این ویژگی، سرمایه‌گذاری‌های چین را برای نخبگان آسیای مرکزی جذاب‌تر کرده و بستر اعتماد آن‌ها به چینی‌ها را فراهم می‌سازد.
۳.مشارکت در توسعه زیرساخت‌هاچین توسعه حضور اقتصادی خود در منطقه را با مشارکت در ساخت زیرساخت‌هایی همراه می‌کند که کشورهای آسیای مرکزی شدیداً به آن‌ها نیاز دارند. این امر نیز همکاری با پکن را برای نخبگان حاکم جذاب می‌کند، چرا که توسعه زیرساخت‌ها به بهبود وجهه آن‌ها در میان مردم کمک می‌نماید.۴. پتانسیل منابعیکی دیگر از مزایای مهم چین، برخورداری از منابع مالی و فنی عظیم است که به این کشور اجازه می‌دهد حضور سرمایه‌گذاری خود را در منطقه گسترش دهد.ریسک‌ها برای کشورهای منطقهعلیرغم روابط نزدیک و ضروری کشورهای آسیای مرکزی با چین، این مناسبات می‌تواند خطراتی را نیز به همراه داشته باشد:۱. وابستگی بیش از حدوابستگی افراطی به روابط تجاری-اقتصادی با چین و همچنین به سرمایه‌گذاری‌ها (از جمله وام‌های) این کشور، می‌تواند پیامدهای منفی بر استقلال کشورهای آسیای مرکزی، از جمله در مسائل مربوط به سیاست داخلی، بر جای بگذارد.۲. رکود در توسعه پایه صنعتی منطقهوجود همسایه صنعتی بزرگی مانند چین؛ به‌ویژه با توجه به سیاست اقتصادی آن و وابستگی منطقه سین‌کیانگ به بازار آسیای مرکزی، می‌تواند خطرات برای اقتصادهای منطقه ایجاد کند. واردات حجم بالایی از کالاهای باکیفیت چینی که محصولات بومی توان رقابت با آن‌ها را ندارند، ممکن است منجر به رکود در صنایع داخلی آسیای مرکزی شود. در چنین شرایطی، دولت‌ها باید تلاش کنند تا امتیاز انتقال بخشی از تولیدات به منطقه را بگیرند و فناوری، دانش و تجربیات چین را از طریق مشروط کردن دسترسی به بازار خود (همان‌طور که خود چین در تاریخ معاصرش عمل کرد) جذب نمایند.
۳. رقابت جهانیکشورهای منطقه ممکن است با فشارهای سیاست خارجی از سوی قدرت‌های رقیب مواجه شوند؛ موضوعی که می‌تواند بر خودمختاری، استقلال در سیاست خارجی و قدرت مانور آن‌ها آسیب بزند؛ مانوری که در حال حاضر به آن‌ها اجازه می‌دهد از توجه ویژه قدرت‌ها به منطقه بهره‌برداری کنند.در پایان این بخش، باید یادآور شد که کشورهای آسیای مرکزی امروزه به شکلی بسیار مؤثر در تلاشند تا این ریسک‌ها را کاهش دهند؛ برای مثال، آن‌ها سعی می‌کنند روابط نزدیک‌تری با آمریکا و اتحادیه اروپا برقرار نمایند. آن‌ها همچنین تاکنون موفق شده‌اند از فرصت‌های ناشی از رقابت بازیگران بزرگ استفاده کرده و در میان آن‌ها مانور دهند.روابط تاجیکستان و چین؛ امروز و فرداروابط میان چین و تاجیکستان را باید در همان بستر منطقه‌ای که ذکر شد، بررسی کرد. امروز این روابط ماهیتی استراتژیک دارد و در سطح بسیار بالایی قرار گرفته است.فراتر از مزایایی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، شایان ذکر است که ویژگی متمایز استراتژی چین در منطقه (که برای تاجیکستان بسیار حیاتی است) این است که چین به هر ۵ کشور آسیای مرکزی بدون در نظر گرفتن وزن اقتصادی و سیاسی آن‌ها اهمیت جدی می‌دهد (برخلاف آمریکا که در سیاست منطقه‌ای خود عمدتاً قزاقستان و ازبکستان را برجسته می‌کند). این رویکرد به پکن اجازه داده است تا به اصلی‌ترین شریک تجاری و سرمایه‌گذاری تاجیکستان تبدیل شود.
تا قبل از سفر رئیس‌جمهور تاجیکستان، بیش از ۲۵۰ سند میان دو طرف به امضا رسید و روابط دو کشور از سال ۲۰۱۷ به سطح «مشارکت استراتژیک همه‌جانبه» ارتقا یافته است. کشورهای کمی وجود دارند که بتوانند به داشتن چنین پایگاه حقوقی مستحکمی در روابط خود (نظیر آنچه میان پکن و دوشنبه برقرار است) افتخار کنند.در پایان سال ۲۰۲۵، چین برای نخستین بار با پشت سر گذاشتن روسیه، به شریک تجاری اول تاجیکستان تبدیل شد. مبادلات تجاری دو طرف به ۲.۸۵ میلیارد دلار رسید که حدود یک‌چهارم کل تجارت خارجی تاجیکستان را شامل می‌شود.چین از سال ۲۰۱۷ به بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار در تاجیکستان تبدیل شده بود. امامعلی رحمان در جریان سفر خود به چین اعلام کرد که حجم کل سرمایه‌گذاری‌های چین در تاجیکستان به نزدیک ۶ میلیارد دلار رسیده است که از این میان، ۳.۵ میلیارد دلار آن را سرمایه‌گذاری مستقیم تشکیل می‌دهد.نتایج این سفر برای کشوری مانند تاجیکستان می‌تواند یک «جهش بزرگ» محسوب شود. در جریان این سفر، یک طرح سرمایه‌گذاری بلندمدت با بانک آسیب‌پذیری زیرساخت آسیایی به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار امضا شد. همچنین در جریان دیدارها و مذاکرات میان شرکت‌های تاجیک و چینی، بیش از ۵۰ سند به ارزش بالغ بر ۸ میلیارد دلار در قالب جذب سرمایه‌گذاری برای اقتصاد تاجیکستان به امضا رسید.برای مقایسه، در جریان سفر رئیس‌جمهور تاجیکستان به واشنگتن در نوامبر سال گذشته، تاجیکستان و آمریکا توافق‌نامه‌هایی به ارزش کمی بیش از ۳ میلیارد دلار امضا کرده بودند.
در پایان مذاکرات عالی‌رتبه، تاجیکستان و چین ۳۱ سند دوجانبه جدید امضا کردند که سنگ بنای آن‌ها «معاهده دوستی پایدار، حسن همجواری و همکاری» است.در نهایت گفتنی است که روابط تاجیکستان و چین در آینده نزدیک روندی صعودی خواهد داشت و فاکتورهایی که ذکر شد، مسیر آن را تعیین خواهند کرد. اما نباید خطراتی را که تاجیکستان ممکن است در تعامل با پکن با آن‌ها روبرو شود فراموش کرد. در این راستا، برای «دوشنبه» ضروری است که در سایر مسیرهای دیپلماتیک نیز سیاست فعالی را دنبال کند و به دنبال راه‌هایی برای ایجاد موازنه باشد؛ امری که به این کشور اجازه می‌دهد استقلال خود را در سیاست خارجی حفظ کرده و دستاوردهای مشخصی از این مانورها به دست آورد.
11:34 - 2 خرداد 1405

1 بازنشر
31k بازدید