بازگشت به هویت؛ از تقابل تاریخی با استعمار تا ضرورت بیداری فرهنگی
مورخ و پژوهشگر تاجیک، با مرور دو قرن مداخله قدرتهای غربی در ایران و منطقه، تاکید میکند که رویارویی ایران با جنگ و فشار خارجی اجتنابناپذیر است و همچنین با توجه به حوادث تاریخی، بر اهمیت بازگشت بیش از پیش تاجیکان به هویت فرهنگی و زبانی خود تأکید و این مسیر را بخشی از رهایی از میراث استعمار دانست.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، دکتر «سیفالله ملاجان» مورخ و دانشمند شناخته تاجیک ضمن مطلبی که در صفحه فیسبوک خود زیر نام «بسی تیر و دَیماه و اردیبهشت… یا واپسین نوفسهای استعمار» منتشر کرد، به ریشههای دشمنی غرب با ایران و ضرورت فرا گرفتن درسهای از تاریخ پرداخته است. در این مطلب آمده است: یکی از پرسشهایی که امروز در ذهنها مطرح میشود این است که چرا ایران به اصطلاح تن به «صلح» نداد و کوتاه نیامد تا از این حوادثی که اکنون در خاورمیانه جاری است، جلوگیری شود. حتی در داخل ایران و خارج از آن نیز گاهی چنین صداهایی شنیده میشود. اما شواهد نشان میدهد که در واقع ایران راهی جز جنگ نداشت. چرا؟دلیل اصلی این امر نفوذ استعمار غرب است که اکنون دو قرن میشود دست از سر ایران برنمیدارد. در قرن نوزدهم ، پیر استعمار-انگلیس وارد منطقه شد و شروع به دخالت در امور این کشورها کرد. متأسفانه، چون در عثمانی، آسیای مرکزی و هند حکومتها همگی فاسد و ناتوان بودند و مشتی ستمگرِ و غرق در فساد بر جان و ناموس مردم مسلط شده بودند، زمینه برای این دخالت فراهم آمد. نه حاکمان عثمانی شایسته بودند، نه امیران و خانهای خوقند و بخارا، و نه آخرین نمایندگان حکومت بابُری هند. اما اروپاییها در نیت خود برای تسخیر و به بردگی کشیدن این سرزمینها کاملاً مصمم بودند. آنان نخست در سال ۱۸۶۲ هرات را از ایران جدا کرده و به حاکم کابل «دوستمحمد» سپردند، زیرا او اهل معامله بود و از اطاعت انگلیسیها سر باز نزد. جنبش تنباکو در ایران نخستین اقدام جدی مردم ایران علیه نفوذ استعمار خارجی (انگلیس) بود که در میانه قرن نوزدهم رخ داد.
اقدام دیگر انگلیسیها، همراه با روسیه، در آستانه جنگ جهانی اول (۱۹۰۷) تقسیم ایران به سه بخش بود که سپس به اشغال نظامی ایران انجامید؛ هرچند ایران رسمی اعلام کرده بود که نمیخواهد وارد این جنگ شود. در جنگ جهانی دوم نیز ایران دوباره به اشغال انگلیس و شوروی درآمد. یعنی منطق استعمار یکی است: تو نمیتوانی بیطرف باشی؛ حتی اگر نخواهی، وارد میشوی!پس از پایان جنگ جهانی دوم، مرحله دیگری از استعمارستیزی در ایران شدت گرفت که نقطه اوج آن ملی شدن صنعت نفت در سال ۱۹۵۱ بود. رهبری این قیام عادلانه ایرانیان را نخستوزیر «محمد مصدق» بر عهده داشت. گفته میشود «چرچیل» که همان سال نخستوزیر انگلستان شده بود، با اشاره به قیام مصدق گفته بود: ما در جنگ جهانی دوم امپراتوری هیتلر را شکست دادیم، اما از یک آریایی (یعنی مصدق) شکست خوردیم.انگلیس و متحد همیشگیاش آمریکا با استفاده از تحریم، تهدید و ابزارهای دیگر کوشیدند این حرکت را بینتیجه کنند، اما ملی شدن نفت برای همیشه باقی ماند. سرانجام با دخالت آمریکاییها، دولت مصدق در سال ۱۹۵۳ در نتیجه یک کودتا سرنگون شد و نفوذ انگلیس و آمریکا تا حدی حفظ گردید.مرحله سوم مبارزه با استعمار غربی و نفوذ سیاست و فرهنگ بیگانه در دهه ۱۹۷۰ اوج گرفت و به سقوط حکومت «محمدرضا پهلوی» که طرفدار غرب بود، انجامید. در بیش از ۴۰ سالی که حکومت ضدغربی در ایران بر سر کار است، دنیای غرب به رهبری آمریکا انواع تحریمها را علیه ایران اعمال کرده است. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (۱۹۸۰–۱۹۸۸) نیز از جمله این فشارها بود.
رهبر لیبی «معمر قذافی» چند سال پیش از سقوط خود در سخنرانی گفت: «شما آمریکاییها صدام را علیه (امام) خمینی 《ره》 تحریک کردید، به او سلاح دادید، اما وقتی دیگر به کارتان نیامد، او را ساقط کردید».اکنون ایران با جنگ دوازدهروزه تابستان گذشته و جنگ آزادیخواهانه و عادلانهای که حالا در پیش گرفته، در مرحله نهایی مبارزه با استعمار قرار دارد.تمام کشورهایی که در حملات آمریکا و اسرائیل زمین و ثروت خود را در اختیار متجاوزان قرار میدهند، خود کشورهایی هستند که روزی همین استعمار آنها را تأسیس کرده و تحت نفوذ خود نگه داشته است. عربستان، قطر، کویت، اردن و امارات همگی کشورهایی هستند که از دل امپراتوری عثمانی بیرون آمدهاند؛ بحرین نیز در سال ۱۹۷۱ تحت فشار انگلیس و از بیعرضگی شاه ایران از ایران جدا شد. آذربایجان نیز که مدتی است به سوی اسرائیل و آمریکا گرایش دارد، ۲۲۵ سال پیش از پیکره ایران جدا شد و امروز پشت به ولینعمت خود - روسیه کرده است.اما از واقعیتها بیخبر است و دیر یا زود از همین «همپیمانان» ضربهای خواهد خورد که فراموش نکند. در هر صورت، بهزودی ریشه استعمار از شرق برچیده خواهد شد و ما آن روز سرورانگیز و مبارک را خواهیم دید. سرانجام شرق بیدار خواهد شد!البته هیچ درد و مصیبتی بیحکمت نیست و یکی از درسهای مهم جنگ ایران برای ما تاجیکان، هوشیاری و بیداری است تا دوست را از دشمن تشخیص دهیم. در ماجرای جنگ ایران، بیشتر تاجیکان یکدل و همنظر بوده و طرفدار ایرانند، زیرا ایرانیان همخون و همریشه ما هستند.
کمکهای بشردوستانه تاجیکستان به مردم ایران نیز پاسخی محکم به بدخواهان و بداندیشان بود. زیرا دولت و ملت در این جبهه همصدا هستند.در طول سیوپنج سال استقلال تاجیکستان، حرکت استعمارزدایی در برخی بخشهای جامعه و زندگی ما پیشرفتهای قابل توجهی داشته است. تنها در دو زمینه کمکاری داشتهایم که هر دو به ملاحظات سیاسی مربوط میشود: یکی بازگرداندن نام اصلی زبان (فارسی) در قانون اساسی و دیگری احیای زبان چند هزارساله و پیوستن به جهان فارسیزبان است. (جهان ترک تا سال ۲۰۳۵ الفبای واحد خواهد داشت.)تغییر نامهای استعماری (مانند «لنین»، «کالینین« و «فرونزه») و حذف پسوندهای اسلاوی، کاری بزرگ و ماندگار بود که در تاریخ ثبت خواهد شد. اما نمیدانم چرا در بازگشت به نامهای زیبای ماههای تقویم خورشیدی نیاکانمان تعلل میکنیم. تقویم رسمی کنونی در سرزمین ما نه ریشه دارد، نه اصالت و نه منطق. حتی روسها نیز در اوج سیاستهای غربگرایانه «پتر» و «لنین»، تقویم یولیانی (از ۱۷۰۰) و سپس گریگوری (از ۱۹۱۸) را از اروپاییها پذیرفتند و اگر این روند ادامه یابد، بعید نیست دوباره به تقویم اسلاوی خود بازگردند.اما ما را چه شده که به جای فروردین، اردیبهشت، مهر، آذر، خرداد و شهریور، نامهای جنایتکارانی مانند «ژولیوس سزار» ( ماه ژوئیه) و «اکتاویان آگوست» (ماه اوت، آگوست) را به فرزندانمان میآموزیم؟ مورخان رومی ژولیوس سزار را از جمله همجنسگرایان مشهور دانستهاند. اکتاویان آگوست نیز دشمن شاهنشاهی اشکانیان و مخالف هویت ایرانی بوده است. در زمان او سیاستهایی علیه دولت و مردم ما اعمال شده است که در این نوشته مجال بیان آن نیست.
گاهشماری جلالی یا تقویم ملکشاهی دقیقترین تقویم جهان است که چند دانشمندمان به سرپرستی عمر خیام آن را طراحی کردند. پذیرش آن گامی دیگر در راه استقلال سیاسی و فرهنگی ماست. البته گاهشماری سغدی و خوارزمی نیز از ماست، اما تنها در بخشهایی رواج داشتند و به اندازه تقویم یزدگردی شناختهشده نیستند.رویدادهای جنگ ایران نشان داد که پیش از آمادگی برای نبرد با دشمن (غربیها از زمان جنگهای یونان و پارس با تاریخ و تمدن ما دشمنی دارند)، باید جامعه را از نظر روانی و معنوی آماده کرد.اکنون که فرصت در دست ماست و کشور در مسیر استقلال قرار دارد، چرا باید تأخیر کنیم؟ در کار خیر نیازی به استخاره نیست!
11:10 - 16 فروردین 1405