از "ایجاد" خطای محاسباتی تا "تولید" خطا در انتخاب مسیر مشترک

✍️دکتر پوریا طیبی؛ کارشناس مسائل راهبردیدیر زمانی است که عرض می کنیم که برای حذف غده سرطانی ابتدا باید کار را به مسیری بکشنایم تا همین فرمایش آقای شهید محقق شود((آمریکا دیر یا زود مجبور خواهد شد دست خود را از پشت رژیم صهیونیستی بردارد ۱۴ خرداد۱۴٠۳ حرم امام ره)) و سپس مای جبهه مقاومت می مانیم و رژیم صهیونی. دوستان می پرسیدند مگر می شود بین آمریکا و صهیون اختلاف باشد؟ عرض می کردیم؛ اولا "باید ایجاد کنیم" درثانی "در یک نقطه طلایی ایجاد شود" بدانیم؛۱_ آمریکا ((چه از جنس دموکرات و چه از جنس جمهوری خواهش)) و رژیم صهیونی در اهداف و آرمان ها هیچ اختلافی ندارند.۲_ حتی در راهبردهای کلان هم اختلاف مبنایی ندارند ۳_اما می توان در نقطه زمانی حساسی، در چگونگی یا همان به کارگیری ابزار مناسب در رسیدنشان به اهداف مشترک، آنها را یا به ((خطای محاسباتی)) کشاند و یا به ((خطا در انتخاب مسیر مشترک)). ۱_خطای محاسباتی یعنی اتفاقی که در دو جنگ تحمیلی و یک شبه کودتا به مدت یک سال از خرداد سال گذشته شروع و تا خرداد امسال ادامه پیدا کرده بود. تصور هر دو این بود که با ترور هدفمند، حمله زیرساختی، عملیات روانی، فشار اجتماعی، ورود تجزیه طلبان، آشوب خیابانی می توان ابتدا از شر جمهوری اسلامی خلاص شد و سپس از دست ایران بزرگ مستقل. این خطای محاسباتی باعث گردید با وجود پذیرش هزینه های اعجاب برانگیز مادی و معنوی، اما ((جمهوری اسلامی ایران هم تیز تر شود و هم عمل کننده تر...))
۲_خطا در انتخاب مسیر یعنی ترامپ و نتانیاهو با توافقات عمدتا اقتصاد پایه و سود محوری نظیر ابراهیم و طرح معامله قرن و مشوق های مالی کوریدور آیمک و... بدنبال ایجاد اجماع منطقه ای و حتی امتی!!! علیه ایران_جمهوری اسلامی و شیعه بوده اند. غفلت و خطا در انتخاب مسیر از آنجا رخ داد که اساسا مسئله اصلی و اولویت دار رژیم صهیونی چه چپ ها چه راست هایشان چه سکولارها چه مذهبی هایشان ((نزاع بر پایه بقا است)) و مسئله اصلی و اولویت دار آمریکای ترامپیسم و کشورهای درگیر در طرح های آمریکایی ((فعالیت بر پایه سود بیشتر است...))زمانی که جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی با تصمیم گیری و خبرگی عملیاتی ناشی از شناخت نقاط قوت و ضعفش توانستند طرح ها، برنامه ها، وعده ها، ائتلاف هایی که بر پایه سود میان سه ضلع آمریکا_صهیون_ کشورهای جنوبی خلیج فارس شکل گرفته بود با جنگ زیرساختی، فرار سرمایه و فرار سرمایه گزاری، جنگ انرژی، بحران مدیریت منابع و در یک کلام عیان کردن وجه اختلاف ذاتی میان دو مسئله سود و بقا را به تصویر بکشند، آنگاه اختلاف خودش را نشان داده است. چرا که با ترسیم مناسبات جدید منطقه ای،انرژی،جغرافیایی ایرانی دیگر هر سودی برای طیفی از دشمنان الزاما تضمین کننده بقای طیف دیگری نبود. در واقع جمهوری اسلامی توانست بویژه در نبرد دوم خود این قاعده تلخ و اختلاف انگیز را ایجاد کند که ((هزینه برای مسئله بقای رژیم همیشه نمی تواند به نتیجه سود مشترک کمک کند و یا بهتر بگوییم ختم شود)) اینکه آیا اکنون به این نقطه طلایی رسیده ایم یا نه را باید تا روزهای قبل از تفاهم اولیه دید.
اینکه آیا آمریکا حاضر می شود برای بقای رژیم صهیونی یا حتی حفظ نتانیاهو از فشار وارد آمده بر سودهای مادی اعراب و خودش، عبور کند یا همچنان به انتخاب نهایی نرسیده است؟؟؟ به نظر بنده ترامپ ناچارا به این مرحله در حال نزدیک شدن است اما به سختی
08:30 - 26 خرداد 1405

1 واکنش
23٫2k بازدید