تحلیلی بر مکانیسم فروپاشی استکبار در مواجهه با جبهه حق

✍️حجت الاسلام ناصر قیلاوی‌زاده1️⃣ تقابل حق و باطل در اندیشه اسلامی، صرفاً یک نزاع تاریخی یا کشمکش تقلیل‌یافته‌ی سیاسی نیست، بلکه یک سنت لایتغیر هستی‌شناختی است. گزاره بنیادین و قرآنی «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ» ناظر بر این حقیقت فلسفی است که باطل، در ذات خود فاقد اصالت و پایداری است. ظهور حق، به‌خودی‌خود، کاتالیزوری برای اضمحلال باطل به شمار می‌رود؛ به عبارت دیگر، سیستم‌های مبتنی بر باطل همواره نیازمند ضربات مهلک خارجی نیستند، بلکه قرار گرفتن در میدان جاذبه و تابش گفتمان حق، برای فروپاشی بنیان‌های سست آن‌ها کفایت می‌کند.2️⃣یکی از مهم‌ترین مکانیسم‌های این فروپاشی، پدیده «خوددرگیری درونی» و ابتلا به آنتروپی ساختاری است. نظام‌های استکباری، هنگامی که با یک نیروی اصیل مواجه می‌شوند، پیش از آنکه در میدان نبرد سخت مغلوب گردند، دچار ازهم‌گسیختگی گفتمانی و زوال انسجام داخلی می‌شوند. البته این یک هشدار راهبردی برای جبهه حق نیز محسوب می‌شود؛ چرا که غفلت از مبانی، فقدان نقد درون‌گفتمانی و انحراف از اصول، می‌تواند هر سیستم پویایی را به آفت تهی‌شدگی از درون مبتلا سازد.3️⃣در تحلیل مصداقی این پدیده در عصر حاضر، ایالات متحده آمریکا به‌عنوان بزرگترین قدرت مادی در عرصه جنگ‌های شناختی و رسانه‌ای قابل بررسی است. این هژمونی، با اتکا بر زرادخانه عظیم رسانه‌ای و سیاست‌گذاری‌های پیچیده خود، توانست در مقاطع حساسی چون جنگ سرد، بلوک شرق را با کمترین درگیری نظامی و از طریق استحاله فرهنگی و شناختی به زانو درآورد. با این وجود، تحولات دهه اخیر نشان می‌دهد که ماشین پروپاگاندای غرب، در مواجهه با گفتمان مقاومت، کارایی پیشین خود را از دست داده و دچار بحران مشروعیت و کارآمدی شده است.
4️⃣قرآن کریم در یک تحلیل دقیق جامعه‌شناختی از روان‌شناسی توده‌ها و نخبگان جبهه کفر، می‌فرماید: «تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى‌». این تشتت آراء و شکاف‌های عمیق اجتماعی در غرب، ریشه در فقر معرفت‌شناختی و فقدان تکیه‌گاه قدسی دارد. آیه شریفه «لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً في‌ صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُون‌» به‌خوبی نشان می‌دهد که در دستگاه محاسباتی مادی‌گرایان، ترس از قدرت فیزیکی مؤمنان بسیار پررنگ‌تر از خشیت الهی است. این فقدان «تفقّه»، به معنای ناتوانی در درک معادلات فرامادی و محصور ماندن در محاسبات صرفاً پوزیتیویستی است.5️⃣عامل کلیدی دیگری که به‌مثابه موتور محرک این زوال عمل می‌کند، کنشگری فعال، هوشمندانه و استقامت راهبردی امت اسلامی است. بحران‌های داخلی، دوقطبی‌های رادیکال و شکاف‌های بی‌سابقه در ساختار سیاسی آمریکا، صرفاً زاییده دینامیک درونی این کشور نیست؛ بلکه انعکاس و پیامد مستقیم ایستادگی و کنش‌های پیش‌دستانه جمهوری اسلامی ایران در لایه‌های مختلف امنیتی، نظامی، دیپلماتیک و ژئوپلیتیک است. این تقابل هوشمند، نظم شیطانی دشمن را مختل کرده و آن‌ها را در یک مارپیچ نزولی از تصمیمات واکنشی گرفتار ساخته است.6️⃣در نهایت، تحلیل این آوردگاه تمدنی ما را به یک نتیجه قطعی رهنمون می‌سازد: دستاوردهای جبهه مقاومت، تجلی اراده الهی در بستر عاملیت انسانی است. لرزش ستون‌های هژمونی استکبار، گواهی بر این مدعاست که قدرت فائقه خداوند از مسیر مجاهدت‌های امت اسلامی در حال تغییر هندسه قدرت جهانی است. تا زمانی که کنشگری ما در امتداد اراده الهی تعریف شود، معادله نصرت الهی برقرار بوده و غلبه حق بر باطل منطقاً در عرصه تاریخ عینیت خواهد یافت.
21:32 - 17 فروردین 1405

1 بازنشر4 واکنش
64٫8k بازدید