از «پنجه نقاب» تا «خشم حماسی»

چهار دهه کوری استراتژیک آمریکا در برابر ایراندکتر مرتضی امیری‌نژادتاریخ چهل‌ساله تقابل جمهوری اسلامی و آمریکا، صرفاً روایت شکست‌های متوالی یک ابرقدرت نیست؛ بلکه داستان یک «کوری استراتژیک» سیستماتیک و ناتوانی بنیادین واشنگتن در درک ماهیت یک انقلاب است. آمریکا در تمام این سال‌ها با ابزارهای قرن بیستمی (کودتا، جنگ نیابتی، تحریم) به جنگ یک پدیده قرن بیست و یکمی (انقلاب اسلامی مبتنی بر قدرت نرم و بازدارندگی نامتقارن) آمده و هر بار، نتیجه‌ای معکوس گرفته است.❇️ شکست‌های آمریکا را می‌توان در سه لایه راهبردی تحلیل کرد:۱. خطای محاسباتی در جنگ سخت: از طرح کودتای «نقاب» تا حمایت همه‌جانبه از صدام و شکست مفتضحانه در طبس، آمریکا بر این گمان بود که می‌تواند ریشه‌های انقلاب را با فشار نظامی بخشکاند. اما هر اقدام سخت، به جای ایجاد شکاف، به تزریق «سیمان وحدت» در کالبد ملت و نظام منجر شد و ایران را به سمت خودکفایی دفاعی سوق داد.۲. ناتوانی در جنگ نرم و اطلاعاتی: تسخیر لانه جاسوسی، اولین ضربه به «مغز استراتژیک» آمریکا در منطقه بود. تلاش‌های بعدی برای ایجاد گسست داخلی، حمایت از منافقین تا فتنه‌های نظیر سال ۱۳۸۸ تا اغتشاشات ۱۴۰۴، بر پایه یک تحلیل غلط و فهم‌ناپذیر از پیوند عمیق ایدئولوژیک ملت و رهبری استوار بود. طرح نهایی آنها، عملیات «خشم حماسی» که با هدف تجزیه ایران از طریق حذف فیزیکی رهبران طراحی شده بود، اوج این کوری اطلاعاتی و استیصال راهبردی بود که با پاسخی قاطع، به تیر خلاص بر پیکر هژمونی آمریکا در منطقه بدل شد.۳. خودکشی با ابزار تحریم: تحریم‌هایی که برای فلج کردن اقتصاد ایران طراحی شده بودند،
ناخواسته به موتور محرک «اقتصاد مقاومتی» و کاتالیزور پیشرفت‌های فناورانه، به ویژه در حوزه‌های هسته‌ای و نظامی، تبدیل شدند. آمریکا با هر حلقه از تحریم، ایران را یک گام به استقلال استراتژیک کامل نزدیک‌تر کرد.❇️ نتیجه‌گیری راهبردی: جنگ اخیر، نقطه اوج این چهل سال خطای راهبردی بود. این نبرد ثابت کرد که ایران نه تنها قادر به مدیریت همزمان جنگ و اقتصاد است، بلکه این پتانسیل را دارد که موازنه وحشت جهانی را تغییر داده و ساختار شکننده اقتصاد غرب را با یک جنگ فرسایشی منطقه‌ای نابود کند. هر شکست آمریکا، آجری در بنای قدرت ایران و سنگی در مسیر فروپاشی هژمونی خودش بود.
13:14 - 9 فروردین 1405

1 بازنشر4 واکنش
57٫2k بازدید