میدان مبارزه جهانی حق و باطل و ضرورت جذب بی تفاوت‌ها

✍️دکتر رحیم کارگریکی از موضوعات مهم جامعه‌شناختی و علم سیاست ، شناسایی و دسته‌بندی گروه ها و طبقات مختلف جامعه از حیثیت های مختلف است. البته این دسته بندی ها ، معمولا دقیق نبوده و توانایی توضیح گروه بندی های جوامع – بخصوص جامعه دینی – را ندارد. اما در نگاه فلسفه متعالی تاریخ ، مساله فرق می کند. از منظر از دیدگاه فلسفه تاریخ شیعه، مسیر حرکت انسان در طول تاریخ چیزی فراتر از وقوع حوادث و تغییرات بیرونی است. آنچه در بطن این حرکت جریان دارد، رویارویی دائمی حق و باطل است؛ نزاعی که از آغاز آفرینش آدم آغاز شد و تا ظهور موعود الهی ادامه می‌یابد. در این بین، جامعه انسانی همواره به سه دسته و گروه تقسیم می‌شود: گروهی که در صف حق‌اند، گروهی در جبهه باطل، و عده‌ای نیز که در ظاهر بی‌طرف و بی تفاوت‌اند و موضعی تعیین‌نشده دارند. به عبارت روشن تر ، هیچ وقت گروه باطل در هیچ کجای دنیا حتی جوامع ضد دین در اکثریت نبوده و نیست؛ بلکه گروه اقلیتی است که همواره با ترفند ها و ظلم ها و کشتارها، توانسته بر جوامع غلبه کند و دیگران را تحت استثمار و بهره کشی و انقیاد خود درآورد.اما جبهه حق، همان پیروان حقیقت و عدالت است؛ کسانی که در پرتو ایمان به خدا و تبعیت از امامِ زمان خود حرکت می‌کنند و تکلیف الهی را بر آسایش دنیوی ترجیح می‌دهند. تاریخ آنان سرشار از ایثار و آگاهی است؛ هرچند شمارشان اندک است ( اینها هم گروه اقلیت جامعه اند)، اما ریشه‌شان در باطن هستی استوار است. آنان همان کسانی‌اند که مسیر تاریخ را به سوی تحقق وعده الهی ـ یعنی پیروزی نهایی عدالت و ایمان ـ سوق می‌دهند.
این گروه به رغم کم بودن؛ دلهای زیادی از مردم دنیا با آنهاست ( درست شبیه داستان سقیفه بنی ساعده و اینکه بسیاری از مسلمانان در باطن با امام علی بودند اما در ظاهر و آشکار کاری نمی کردند یا نمی توانستند بکنند)در برابرشان، جبهه باطل قرار دارد. آنان کسانی هستند که آگاهانه در برابر انبیاء و اوصیاء ایستاده‌اند. غرور، دنیا‌طلبی و انکار ولایت، ویژگی‌های بارز این گروه است. اگرچه گاهی در ظاهر بر کرسی قدرت می‌نشینند و بر حقیقت پرده می‌کشند، اما پیروزی‌شان زودگذر و تعدادشان اندک و پر از ظلم و دروغ و تزویر و ستم و بهره کشی است. سنت الهی چنین است که باطل نمی‌پاید و سرانجام در برابر تابش نور حق، محو می‌شود.اما میان این دو جبهه، گروهی از عوام ( یا حتی خواص) قرار دارند که به نوعی می توان آنها را قشر بی طرف یا غیر موثر دانست؛ مردمان خاکستری که نه باطل را می‌پذیرند و نه آشکارا در کنار حق می‌ایستند( البته بیشتر به جهت ترس و فریب و... در کنار جبهه باطل قرار می گیرند). آنان یا از ناآگاهی در غفلت مانده‌اند، یا آگاه‌اند اما از ترس، منفعت‌طلبی یا راحت‌طلبی از موضع‌گیری خودداری می‌کنند. در ظاهر بی تفاوت و بی‌طرف‌اند، اما سکوت و بی‌عملی‌شان زمینه تداوم ظلم و سلطه باطل را فراهم می‌کند. در نگاه دینی ، اینان خطرناک‌تر از دشمنان آشکارند؛ چون وجودشان به باطل نیرو می‌بخشد و صف حق را از یاری محروم می‌کند...ادامه دارد...
18:29 - 8 فروردین 1405

1 بازنشر6 واکنش
62٫9k بازدید