سه رکن دیپلماسی کارآمد و انقلابی
✍ علیرضا ابوالفتحی رکن اول : قدرت تولید دستاورد در کنار دستاورد میدانی تولید قدرت در سیاست الزاما از منابع سخت مثل نیروی نظامی ناشی نمیشود؛ بلکه واژگان، روایتسازی، ابتکار مفهومی و مهارت مذاکره نیز میتواند در کنار میدان، منبع تولید قدرت باشد. البته تحقق این نکته منوط به دو مؤلفه ذیل است : الف) قدرت زبانی به منزله سرمایه سیاسی: گفتمانسازی در دیپلماسی اگر دقیق و با اعتماد به ميدان و تاب آوری اجتماعی انجام شود، میتواند معادلسازی سیاسی در فضای بینالملل ایجاد کند؛ یعنی همراه با تحولات در میدان، برداشت و ادراک طرفهای مقابل را تغییر دهد. ب) تحمیل اراده با ابزار نرم: یعنی دیپلماسی قوی و کارآمد امکان تحميل اراده در کنار قدرت سخت را داراست و نوعی بازی ذهنی است که در آن روایت، اعتماد به نفس، زمانبندی و هوشمندی مذاکره کننده نقش اصلی را دارد. پیام راهبردی اولین رکنی که گفته شد این است که دیپلماسی موفق صرفا نماینده قدرت نیست؛ بلکه تولیدکننده آن است. یعنی بخشی از قدرت اصلا از میدان نمیآید، بلکه از بلند کردن ضریب هوشیاری طرف مقابل نسبت به هزینهها و منافع، از طریق زبان و تدبیر دیپلماتها، تولید میشود. رکن دوم: قدرت ترجمهگری و اعتباربخشی به دستاوردهای میدانی یک نقصان مزمن در بسیاری از نظامهای سیاسی، فاصله میدان تا سیاست است. اما این دیپلماسی کارآمد است که دارایی قدرت سخت را به سرمایه قابل معامله در نظام بینالملل تبدیل میسازد، مشابه نقد کردن چک به پول نقد. در واقع بدون دیپلماسی کارآمد، هدررفت قدرت به دلیل عدم ترجمهگری رخ میدهد. زیرا بسیاری از دستاوردهای اجتماعی، امنیتی یا مردمی به دلیل عدم
استانداردسازی، عدم صورتبندی حقوقی، یا عدم روایتپردازی بینالمللی به سرمایه قابل استفاده تبدیل نمیشوند. لذا در کنار میدان، تأسیس رویهها و فرآیندهایی لازم است تا قدرت تولیدشده از میدان به صورت دائمی و قابل بازیافت تثبیت شود.پیام راهبردی رکن دوم این است که دیپلماسی کارآمد، یک دستگاه تبدیل انرژی است و انرژی تولیدشده از میدان، جامعه یا بعد نظامی اگر در ساحت سیاست، حقوق و اقتصاد استاندارد نشود، اتلاف میشود. دیپلماسی قوی، آن است که این تبدیل را نظاممند کند.رکن سوم: قدرت اقناع و اعتمادسازی اجتماعی مهمترین ضلع قدرت سیاسی عبارت از قدرت اجتماعی مبتنی بر اعتماد است. زیرا جامعه همیشه نسبت به مصالح خود آگاه نیست و این مقوله، ضرورت سیاستورزی روشنگرانه را میطلبد: در واقع سیاست باید آگاهی ایجاد کند، نه اینکه صرفا از آگاهی موجود بهره ببرد.به همین دلیل مدیریت هیجان اجتماعی از لازمههای سیاستورزی در یک نظام سیاسی است زیرا سیاست برای موفقیت فقط نیازمند استدلال نیست، بلکه باید توان مدیریت هیجانها را نیز داشته باشد، بهویژه در بزنگاههایی که احساسات جمعی تعیینکننده است. این مسئله، صداقت، ادبیات بکار گرفته شده و زمانشناسی سیاستمداران را میطلبد که قابلیت شکلدادن به ادراک جمعی بهگونهای که اعتماد را ایجاد و حفظ کند، دارد.پیام راهبردی رکن سوم تبیین شده عبارت است از اینکه : سیاست بدون اعتماد عمومی، فاقد نرمافزار اجتماعی برای پیشبرد تصمیمات است و اقناع مردم نه صرفا یک مهارت ثانویه، بلکه نقطه اتکای سیاست پایدار است.
نتیجه اینکه مثلث قدرت برآمده از دیپلماسی کارآمد عبارت است از:1.توان خلق دستاورد از طریق زبان، روایت، زمانبندی و چانهزنی.2. توان تبدیل دستاوردهای میدانی و اجتماعی به سرمایه حقوقی، سیاسی و بینالمللی.3.توان تثبیت مشروعیت و جلب همراهی جامعه برای اجرای سیاستها.به این ترتیب نقص در هر ضلع باعث توخالی شدن سیاست، یا هدررفت دستاورد، یا شکنندگی اجتماعی میشود.
18:48 - 7 فروردین 1405