سرمایهداری جهانی و منطق بازتولید جنگ(قسمت اول)
✍️مهدی جعفری ۱. جنگ در جهان معاصر برخلاف تصور عمومی، یک «انحراف» یا «خطای سیاسی» نیست. تحلیل تاریخی-ساختاری نشان میدهد که جنگ یکی از سازوکارهای درونی بازتولید نظم جهانی است؛ نظمی که بر انباشت سرمایه، رقابت ساختاری و پیوند میان قدرت اقتصادی و قهر نظامی استوار است. #جنگ #سرمایهداری ۲. منطق درونی سرمایهداری بر «انباشت بیپایان» استوار است. این ضرورت، چرخه مخربی را ایجاد میکند:۱ـ انباشت ۲ـ رقابت ۳ـ بحران ۴ـ نظامیگری ۵ـ جنگو سپس از دلِ ویرانی:۱ـ جنگ ۲ـ ویرانسازی ۳ـ بازسازی ۴ـ انباشتِ تازهدر این چرخه، جنگ خود به یک فرصت «سودآور» بدل میشود.
۳. ریشههای تاریخی: استعمار قرن ۱۹ نمونه بارز جهانیسازی خشونت بود. کنفرانس برلین (۱۸۸۴) برای تقسیم آفریقا ثابت کرد که «بازار جهانی» از ابتدا با قهر نظامی پیوند داشته است. استعمار صرفاً یک انحراف اخلاقی نبود، بلکه بخشی از فرایند تامین مواد خام و گسترش بازارهای مصرفی اروپا بود.
۴. جنگ جهانی اول؛ برخلاف ظاهرش، نتیجه یک ترور در سارایوو نبود. این جنگ، انفجار تضادهای ناشی از رشد نامتوازن قدرتهای صنعتی (مثل آلمان و بریتانیا) بود. مسئله اصلی، «بازتقسیم جهان» میان قدرتهای رقیب بود؛ مرحلهای که در آن رقابت سرمایهها به رقابت دولتهای امپریالیستی تبدیل شد.
07:54 - 1 فروردین 1405