روایت نبرد نفسگیر کبرا با ضد انقلاب در شیارها
در دل کوههای غرب، وقتی ضدانقلاب از هر سو حلقه محاصره را تنگتر میکرد، تنها صدای غرش بالهای کبرا بود که امید را در دل رزمندگان زنده نگه میداشت. نبردی آغاز شد که در آن، خلبانان دلیر ارتش، در دل آتش و کمین، بیمحابا بر فراز خطوط دشمن پرواز کردند.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران در طول دفاع مقدس هشتساله یکی از مهمترین و مؤثرترین یگانهای پشتیبانی و عملیاتی بود که با استفاده از بالگردهای مجهز، نقش بیبدیلی در نبردهای زمینی ایفا کرد.این یگان با انجام هزاران سورتی پرواز در شرایط سخت جنگی، مأموریتهایی چون انتقال مجروحان، جابهجایی نیروها، پشتیبانی آتش، شناسایی هوایی و رساندن تجهیزات و تدارکات به مناطق صعبالعبور را بهصورت شبانهروزی انجام داد.
خلبانان شجاع هوانیروز بارها با پرواز در مناطق درگیر و زیر آتش دشمن، جان رزمندگان را نجات دادند و بسیاری از عملیاتهای بزرگ مانند عملیات بیتالمقدس، فتحالمبین و مرصاد بدون پشتیبانی هوایی آنها امکانپذیر نبود. همچنین در بسیاری از مواقع، بالگردهای کبرا با انجام حملات دقیق و موثر، مانع پیشروی دشمن شدند و توان رزمی نیروهای ایرانی را بهطور چشمگیری افزایش دادند. فداکاری و ایثار خلبانان و کارکنان فنی هوانیروز، یکی از ستونهای اصلی پیروزیهای ایران در طول جنگ بود.
سپهبد شهید علی صیاد شیرازی از فرماندهان دفاع مقدس یکی از این عملیاتها را روایت کرده است.
او در یکی از این روایتها میگوید: «در یکی از عملیاتها، در جایی کمین کرده بودیم و تعداد زیادی از نفرات ما آسیب دیده بودند، حدود ۱۰ تا ۲۰ نفر شهید داده بودیم. شهید شیرودی و شهید کشوری صبح زود آمدند تا در روشنایی روز به ما کمک کنند، چون هنوز نمیدانستند چه خبر است.شهید شیرودی از بالا با من تماس گرفت؛ گفتم برو جلو ببین چه خبر است. رفت جلو و وقتی دید، دادش بلند شد و گفت: «این چه وضعی است؟ چه اتفاقی افتاده؟ این همه زحمت کشیدیم، آخرش به اینجا رسیدیم؟»در آن لحظه داشت ما را وارد تخطئه میکرد، اما من از طریق بیسیم ثابت کردم که قضیه این نیست و تقدیر الهی چنین بوده است. گفتم انشاءالله جبران خواهیم کرد.وقتی ما خودمان را به گردنه خان رساندیم که حدود دو کیلومتر فاصله داشت، با سختی از ارتفاعات عبور کردیم.دیدم همان دو نفر، یعنی شهیدان شیرودی و کشوری، در شیارها مشغول کاوش بودند تا ضدانقلاب را پیدا کنند، آنها به طوری با ضد انقلاب درگیر بودند که انگار با تفنگ نبرد میکنند.بعداً شنیدیم که ضدانقلاب از ترس اینکه آنها را ببیند، اصلاً جرأت استفاده از اسلحهاش را نداشت.این حالت برای ما آنجا کاملاً مجسم بود؛ نشاندهنده ایمان، تعهد و انگیزه الهیای که در دل این بچهها بود و تأثیری که بر جبهه باطل گذاشته بودند. انگار که دشمنان سحر شده بودند.»
11:53 - 5 مهر 1404