فرمانده ایرانی که انگلیسیها را عاصی کرد
در روزگاری که خلیجفارس جولانگاه قدرتنمایی انگلیسیها بود، فرماندهای از دل ایران برخاست که با شجاعت، ابتکار و ایستادگیاش نهتنها نظم استعمار را به چالش کشید، بلکه کابوس تازهای برای سیاستمداران لندن ساخت؛ نام او غلامعلی بایندر بود.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: در تاریخ پرفراز و نشیب ایران، همواره افرادی بودهاند که در میانه بحرانها، فرار را بر ماندن ترجیح ندادند و تا پای جان ایستادند تا از ایران و ملت ایران دفاع کنند. شهید دریادار غلامعلی بایندر از جمله این قهرمانان ملی است که ایستادگیاش در برابر نیروهای انگلیسی در جنگ جهانی دوم زبانزد است؛ آنهم در شرایطی که قوای دشمن بهمراتب قویتر بودند و از همان ابتدا مشخص بود که نتیجه این مقاومت چیزی جز شهادت نخواهد بود.
بایندر که بود و چه کرد؟غلامعلی بایندر در ۲۳ آذر ۱۲۷۷ در تهران و در خانوادهای شناختهشده از طایفه بایندر به دنیا آمد. پدرش، علیاکبر دبیر دربار، و عمویش، امیر معزز گروسی بود. برخلاف عمویش که شهرت نیکویی نداشت، غلامعلی از همان نوجوانی مسیر علم و خدمت را در پیش گرفت.او تحصیلات ابتدایی و عمومی را در مدرسه دارالفنون گذراند و پس از اتمام دوره مهندسی، در سال ۱۲۹۶ وارد مدرسه نظام مشیرالدوله شد. پس از سه سال، با درجه ستوان دومی وارد ارتش شد و به سرعت در مأموریتهای مختلف نظامی درخشید.
در نخستین مأموریت جنگیاش در سال ۱۳۰۰، به مازندران اعزام شد و در اردوی عملیاتی تنکابن به دلیل رشادت، مدال طلا دریافت کرد. سپس به اردوی مقابله با قوای میرزا کوچکخان در گیلان پیوست و پس از انحلال نظام قدیم، در ارتش جدید با رسته توپخانه مشغول به خدمت شد.در ادامه، همراه با سرهنگ امانالله جهانبانی برای سرکوب شورش اسماعیل آقاسیمیتقو به آذربایجان غربی اعزام شد و در این نبرد نیز چنان شجاعتی نشان داد که به دریافت نشان «ذوالفقار ۴» نائل شد؛ افتخاری که معمولاً به افسران جوان داده نمیشد.
مدالهای مختلف؛ نشان لیاقت بر سینه بایندربایندر برای تکمیل آموزشهای نظامی خود، دورههایی را در دانشکده توپخانه پوتیه فونتن بلو، دانشگاه جنگ پاریس، و نیروی دریایی ایتالیا گذراند و در سال ۱۳۱۰ به فرماندهی ناوگان جنوب منصوب شد. در این دوره، نقش مهمی در سازماندهی نیروی دریایی نوین ایران ایفا کرد و نگارش دو کتاب ارزشمند «خلیج فارس» و «جغرافیای خلیج فارس» را نیز در کارنامه خود دارد.مقابله با نفوذ نیروهای بیگانه در برخی جزایر خلیج فارس، تثبیت حاکمیت ملی ایران در آن مناطق، و دریافت نشانهای مختلفی از جمله نشان ذوالفقار (۱۳۰۴)، نشان افتخار درجه ۳ سپه (۱۳۰۵) و نشان ناج از ایتالیا (۱۳۱۰) بخشی از افتخارات این فرمانده باسواد و شجاع است.شهید بایندر در سال ۱۳۱۹ به درجه دریاداری ارتقا یافت و در سوم شهریور ۱۳۲۰، در جریان حمله متفقین به ایران، بهرغم صدور فرمان تسلیم توسط سران وقت رژیم پهلوی، شجاعانه در برابر نیروهای انگلیسی مقاومت کرد و به شهادت رسید. در پی این ایثار، درجه او به دریابانی ارتقا یافت و یکی از ناوشکنهای نیروی دریایی نیز به نام وی نامگذاری شد.
دریادار ایرانی: شهید غلامعلی بایندر الگوی استکبارستیزی و استعمارستیزی استدریادار شهرام ایرانی، فرمانده کنونی نیروی دریایی ارتش، درباره این شهید میگوید: «شهید غلامعلی بایندر با خدمات و تأثیرگذاریهای خود، یکی از بهترین الگوهای استکبارستیزی و استعمارستیزی است.» به همین منظور، نیروی دریایی ارتش در حال برنامهریزی برای ساخت مقبرهای در خرمشهر به یاد این شهید و تهیه فیلمی از زندگینامه و مجاهدتهای اوست.گفتنی است که برادران شهید بایندر نیز از فرزندان فداکار خطه کردستان بودند که یکی به عنوان فرمانده سابق نیروی دریایی ارتش و دیگری فرمانده نیروی ناوگان شمال، جان خود را در راه دفاع از میهن فدا کردند.
بایندر؛ کلید دار شکلگیری نیروی دریایی نوین ایراندر دوران پهلوی اول، غلامعلی بایندر نقش کلیدی در شکلگیری نیروی دریایی نوین ایران ایفا کرد. او برای آموزش نیروی دریایی ویژه و تحویل گرفتن ناوهایی با نامهای ببر، شهباز، پلنگ، سیمرغ، کرکس و شاهرخ، به کشور ایتالیا سفر کرد و پس از چندین بار رفتوآمد و دریافت دستورات لازم، در ۱۴ آبان ۱۳۱۱ نیروی دریایی ایران را در بندر بوشهر بهطور رسمی تأسیس کرد.بر اساس منابع موجود، بایندر حتی پیش از تشکیل رسمی نیروی دریایی، برای شناسایی مناطق مناسب جهت استقرار پایگاههای دریایی تلاش بسیاری از خود نشان داد. حضور مقتدرانه ناوگان ایران در خرمشهر، آبادان و اروندرود، و اقدامات قاطعانه بایندر در اجرای سیاستهای ملی، با اعتراض مقامات انگلیسی در بصره و حتی شرکت نفت ایران و انگلیس روبرو شد؛ چرا که بایندر حاضر نبود قوانین تحمیلی انگلیس را در آبادان و بصره به رسمیت بشناسد. این رفتار نشانگر آن بود که نیروی دریایی ایران با هدایت بایندر، در پی به چالش کشیدن سلطه سنتی انگلیس در آبهای جنوبی ایران است.
ایرانی که خار چشم انگلیسیها بودیکی دیگر از اقدامات مهم بایندر، استقرار نیروی دریایی ایران در جزیره هنگام بود؛ حرکتی که با اعتراض شدید انگلیسیها همراه شد اما نتیجهای برای آنان نداشت. برخی منابع ادعا کردهاند که این نوع رفتار صریح و بیمماشات بایندر نسبت به انگلیسیها باعث شد پهلوی اول در اندیشه برکناری او از فرماندهی بیفتد. با این حال، بهدلیل نبود جایگزینی باکفایت، صرفاً به تذکراتی درباره رعایت ملاحظات سیاسی بسنده شد. برخی منابع نیز ازدواج بایندر با یک تبعه انگلیسی، امیلی سایکس، را علت نارضایتی شاه میدانند که این ادعا بهطور مستند رد شده است. آنچه مسلم است، محور اختلاف میان شاه و بایندر، برخورد قاطع او با نفوذ انگلیسیها در بنادر جنوب و خلیج فارس بوده است.با گذشت زمان، نیروی دریایی ایران تحت فرماندهی بایندر، فعالیت خود را در جزایر و سواحل خلیج فارس گسترش داد. این توسعه نفوذ، واکنش و نگرانی شدید مقامات انگلیسی را به دنبال داشت؛ چرا که پیش از آن، انگلیسیها مانع حضور مؤثر ایران در جزایر جنوبی خلیج فارس میشدند. اما حضور پررنگ نیروی دریایی ایران موجب شد حتی تردد قایقها و لنجهای شیخنشینهای عربی نیز تحت نظارت ایران قرار گیرد.
وقتی نیروی دریایی ایران قدرت خود را در خلیج فارس به نمایش گذاشتیکی از مهمترین و نمادینترین اقدامات بایندر، افراشتن پرچم ایران در بندر باسعیدو بود. این بندر که از دوره فتحعلیشاه در اختیار انگلیسیها قرار داشت، دارای پایگاههای تلگرافی، انبار مهمات و مرکز کنترل رفتوآمد دریایی بود. بایندر پس از اطلاع از ادامه حضور غیرقانونی انگلیسیها، از ستاد ارتش خواست وضعیت را بررسی کند. سپس به فرمانده ناو پلنگ دستور داد به بندر باسعیدو اعزام شود، پرچم انگلیس را پایین بیاورد و پرچم ایران را برافرازد.در پی این اقدام، انگلیسیها مدعی شدند که پرچم آنها پاره شده و بهشدت اعتراض کردند. دولت ایران نیز برای پاسخگویی، از بایندر توضیح خواست. او در نامهای به تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۱۲ ضمن تأیید پایین کشیدن پرچم، ادعای پاره شدن آن را بهکلی رد کرد. همین درخواست توضیح از سوی دولت نشان میدهد که ابتکار این اقدام با بایندر بوده و پهلوی اول از پیش در جریان آن قرار نداشت.
در نهایت، بهدنبال اعتراض انگلیسیها، دولت و شخص پهلوی اول از بایندر پشتیبانی نکردند. در دوم شهریور ۱۳۱۲، به او توصیه شد در رفتار خود با انگلیسیها تجدیدنظر کند و حتی روابط خود را دوستانه کند. این موضعگیری، نشانهای از رویکرد محافظهکارانه دولت وقت در برابر تجاوزات انگلیسیها بود و نشان داد که از اعمال قدرت نظامی در دفاع از تمامیت ارضی کشور، بهصورت صریح حمایت نمیشود.بیتردید یکی از اهداف اصلی انگلیسیها، نابودی کامل نیروی دریایی ایران بود. از همان زمانی که به فرمان بایندر، پرچم انگلستان از فراز بندر باسعیدو پایین کشیده شد و نیروی دریایی ایران قدرت خود را در خلیج فارس به نمایش گذاشت، نفوذ و اهمیت نیروی دریایی بریتانیا در منطقه رو به کاهش گذاشت و همین مسئله باعث شد کینه و دشمنی انگلیسیها نسبت به ایران و بایندر شدت بگیرد.
روایت عروج غیور مرد ایرانی با چنگال انگلیسیشهید دریادار غلامعلی بایندر در بامداد سوم شهریور ۱۳۲۰، زمانی که صدای انفجار ناشی از حمله نیروهای متفقین را شنید، بیدرنگ خانه را ترک کرد. او با استفاده از یک قایق موتوری، زیر آتش مسلسل نیروهای انگلیسی، خود را به مقر فرماندهی رساند و بلافاصله دستورات لازم را به افسران ستاد و فرماندهان یگانها صادر کرد.سپس به تلگرافخانه رفت و گزارش دقیق حمله نیروهای انگلیسی را به مراکز بالادستی در تهران و اهواز مخابره کرد. پس از آن، با حضور در قرارگاه گردان مرزی، گروهی از نیروها را برای مقابله با مهاجمان سازماندهی کرد.
شهید بایندر که تنها به یک قبضه تفنگ برنو مسلح بود، همراه سروان ولیالله مُکرینژاد، معاون فرمانده گردان یکم هنگ ۸ توپخانه، با خودرو از آبادان عازم خرمشهر شد تا در منطقه حفّار که بهلحاظ نظامی موقعیت مناسبی داشت و بیش از دو قبضه توپ ۱۰۵ میلیمتری و گروهی از سربازان در آن مستقر بودند ستاد فرماندهی عملیات را تشکیل دهد.اما تنها دقایقی پس از آغاز حرکت، با نیروهای موتوری انگلیسی روبرو شدند. در جریان مقاومت دلیرانه و در حالی که سعی داشتند با استفاده از ناهمواریهای منطقه خود را به نهر چاسبی برسانند، در حوالی پاسگاهی نزدیک ایستگاه بیسیم خرمشهر، زیر رگبار مسلسل نیروهای مهاجم، به شهادت رسیدند.
14:31 - 3 شهریور 1404