رونالدو عامل ناکامی پرتغال است؟
تیم ملی پرتغال در بازی اولش در جام جهانی برابر کنگو یک-یک متوقف شد. پس از بازی درگیری بین هواداران رونالدو و سایر بازیکنان تیم شروع شد. عدۀ زیادی میگویند رونالدو باعث ناکامی پرتغال شده اما این درست است؟
گروه ورزشی فارس؛ وقتی آمار بازی پرتغال و کنگو را نگاه میکنیم، در نگاه اول تصور میکنیم که پرتغال باید بهراحتی برنده این مسابقه شده باشد. شاگردان روبرتو مارتینز بیش از ۷۵ درصد مالکیت توپ داشتند؛ آماری که یکی از بالاترین ارقام ثبتشده در تاریخ جام جهانی محسوب میشود.اما نتیجه نهایی داستان دیگری را روایت میکند.پرتغال با وجود این حجم از مالکیت توپ، نهتنها موفق به خلق موقعیتهای زیادی نشد، بلکه حتی تعداد شوتهای کمتری نسبت به حریف خود ثبت کرد.۷ شوت برای پرتغال.۸ شوت برای کنگو.این اتفاق یکبار دیگر نشان داد که در فوتبال مدرن، مالکیت توپ بهتنهایی ارزشی ندارد. چیزی که اهمیت دارد توانایی تیم در جلو بردن توپ، شکستن خطوط دفاعی و رسیدن به مناطق خطرناک است.
مالکیت توپ یا پیشروی با توپ؟
سالها پیش بسیاری از تیمها تصور میکردند هرچه بیشتر توپ را در اختیار داشته باشند، احتمال پیروزی نیز بیشتر میشود اما فوتبال امروز تفاوت زیادی با گذشته دارد.امروزه مربیان بیشتر از مالکیت توپ، به «Progression» یا پیشروی مؤثر توپ اهمیت میدهند.پیشروی مؤثر توپ (Progression) به توانایی یک تیم در انتقال توپ به مناطق خطرناکتر زمین گفته میشود؛ یعنی عبور از خطوط دفاعی حریف و نزدیکشدن به دروازه. به بیان سادهتر یعنی هر حرکت تهاجمی یک تیم چند متر آن تیم را به دروازه حریف نزدیکتر میکند.پرتغال مقابل کنگو دقیقاً در همین بخش دچار مشکل بود.این تیم بارهاوبارها توپ را میان مدافعان و هافبکهای خود به گردش درآورد اما در بسیاری از مواقع نتوانست ساختار دفاعی حریف را بشکند.در واقع مالکیت پرتغال بیشتر در مناطق کمخطر زمین اتفاق میافتاد.
مشکل اصلی پرتغال؛ پاسهای رو به عقب
یکی از عجیبترین آمارهای دور اول جام جهانی به بازیکنان پرتغال تعلق داشت.ژائو نوس با ۲۴ پاس روبهعقب، ژائو کانسلو با ۲۳ پاس روبهعقب و پدرو نتو با ۲۲ پاس روبهعقب در صدر این فهرست قرار گرفتند.نکته جالب این است که هر سه بازیکن پرتغالی بودند.
این آمار به خوبی نشان میدهد که پرتغال بارها مالکیت توپ را حفظ میکرد اما در پیشروی دچار مشکل میشد.زمانی که تعداد پاسهای روبهعقب از پاسهای عمقی و پیشرونده بیشتر شود، معمولاً نشانه آن است که تیم راهی برای شکستن ساختار دفاعی حریف پیدا نکرده است.پرتغال دقیقاً در چنین شرایطی قرار داشت.
ایدههای مارتینز چه بود؟
با وجود نتیجه نهچندان مطلوب، برخی از ایدههای روبرتو مارتینز منطقی به نظر میرسید.در سمت چپ، نونو مندز عقبتر بازی میکرد تا ساختار دفاعی تیم حفظ شود. در سمت مقابل، ژائو کانسلو آزادی بیشتری برای حضور در مناطق هجومی داشت و همین موضوع به برناردو سیلوا اجازه میداد بیشتر به مرکز زمین متمایل شود.پدرو نتو نیز بهجای رافائل لیائو در ترکیب قرار گرفته بود تا با دویدن به پشت خط دفاعی، عمق بیشتری به حملات پرتغال بدهد.
روی کاغذ این ایدهها مناسب بودند. مشکل آنجا بود که بسیاری از بازیکنان پرتغال ترجیح میدادند برای دریافت توپ به سمت آن حرکت کنند.برونو فرناندز، برناردو سیلوا، ویتینیا، ژائو نوس و حتی کریستیانو رونالدو بارها برای دریافت توپ به عقب آمدند. در نتیجه تعداد بازیکنانی که به فضای پشت دفاع حمله میکردند محدود شد و ساختار دفاعی کنگو تحتفشار کافی قرار نگرفت.
رونالدو واقعاً بد بازی کرد؟
پس از پایان مسابقه، بسیاری از هواداران رونالدو معتقد بودند که همتیمیهایش بهاندازه کافی به او پاس ندادهاند.
واقعاً مشکل همین بود؟آمار چیز دیگری میگوید.رونالدو تقریباً تعداد مشابهی پاس در یکسوم هجومی نسبت به لیونل مسی دریافت کرد و حتی تعداد پاسهای بیشتری در محوطه جریمه نسبت به ستاره آرژانتینی به دست آورد.
مشکل اصلی جای دیگری بود.پرتغال اساساً نتوانست توپ را به شکل مؤثر به مناطق خطرناک منتقل کند.وقتی تیمی پاس عمقی کافی ارسال نمیکند، خطوط دفاعی حریف را نمیشکند و موقعیتهای باکیفیت خلق نمیکند، طبیعی است که مهاجم نوک نیز کمتر در جریان بازی قرار بگیرد.در واقع سؤال اصلی نباید این باشد که «چرا به رونالدو پاس ندادند؟»سؤال مهمتر این است که «چرا پرتغال نتوانست به مناطق خطرناک برسد؟»
کنگو چگونه رونالدو را از بازی خارج کرد؟
یکی از جالبترین نکات مسابقه در نقشه پاس پرتغال دیده میشود.پرتغالیها بارها تلاش کردند با ارسال سانتر، پاسهای بلند یا توپهای مستقیم، رونالدو را پیدا کنند.اما ساختار دفاعی کنگو تقریباً همیشه برتری عددی مقابل او ایجاد میکرد.در بسیاری از صحنهها رونالدو مقابل سه یا حتی چهار مدافع قرار داشت.در نتیجه او عملاً از سایر بازیکنان تیم جداافتاده بود.حتی زمانی که توپ به سمت او ارسال میشد، تعداد زیاد مدافعان اجازه نمیداد تأثیرگذاری قابلتوجهی داشته باشد. این مسئله بیشتر از آنکه به عملکرد رونالدو مربوط باشد، به نحوه حملهکردن پرتغال ارتباط داشت.
تفاوت پرتغال و تیمهای موفقتر
اگر تصاویر ساختار مالکیتی پرتغال را با تیمهایی مانند آمریکا که یکی از سورپرایزهای تاکتیکی جام است مقایسه کنیم، یک تفاوت مهم دیده میشود.آمریکا هنگام مالکیت توپ دائماً به دنبال شکستن خطوط و پیشروی به جلو است.
بازیکنان در زوایای مختلف قرار میگیرند و مسیرهای پاس متعددی برای عبور از پرس ایجاد میکنند. پرتغال مقابل کنگو بیشتر به گردش افقی توپ مشغول بود. مالکیت توپ حفظ میشد اما ساختار دفاعی حریف چندان جابهجا نمیشد.
به همین دلیل بسیاری از حملات پرتغال پیش از رسیدن به مناطق خطرناک متوقف میشدند.
مسئله انتقال منفی یا کانترپرس
یکی دیگر از مشکلات پرتغال، عملکرد نهچندان مطلوب در کانترپرس بود.کانترپرس (Counter-Press) به فشاری گفته میشود که تیم بلافاصله پس از ازدستدادن توپ برای بازپسگیری آن وارد میکند.وقتی هافبکهای مرکزی تیمی بازیکنانی تکنیکی اما نهچندان فیزیکی باشند، کیفیت کانترپرس اهمیت بیشتری پیدا میکند.پاریسنژرمن با ویتینیا نمونه خوبی از این موضوع است. پرتغال مقابل کنگو در این بخش عملکرد مطلوبی نداشت و هر زمان توپ را از دست میداد، حریف فرصت پیدا میکرد از فضای ایجاد شده استفاده کند.
جمعبندی
دیدار پرتغال و کنگو یک مثال عالی برای تفاوت میان مالکیت توپ و فوتبال مؤثر بود.پرتغال ۷۵ درصد مالکیت توپ داشت اما نتوانست موقعیتهای بیشتری نسبت به حریف خلق کند.مشکل اصلی نه رونالدو بود و نه کمبود پاس به او.مشکل اصلی این بود که پرتغال توپ را بهاندازه کافی به جلو نمیبرد، خطوط دفاعی حریف را نمیشکست و بازیکنانش بیش از حد در مناطق مشابه حضور داشتند.فوتبال مدرن دیگر فقط درباره نگهداشتن توپ نیست.تیمی موفق خواهد بود که بتواند مالکیت توپ را به پیشروی، پیشروی را به موقعیت و موقعیت را به گل تبدیل کند؛ چیزی که پرتغال مقابل کنگو در انجام آن ناکام ماند.#پرتغال#رونالدو#جام_جهانی 20:01 - 23 ژوئن 2026