دلهای شیدا و کریمه اهل بیت
مثل من مسافر بود و به گفته خودش برای شکرگذاری و سپاسگزاری به حرم حضرت معصومه آمده بود. دلیلش را که پرسیدم، دستش را به سمت عبارتهای زیارتنامه گرفت و گفت که چهار سال پیش همینجا از حضرت معصومه خواستم و به جایگاهی که پیش امام رضا دارد، قسمش دادم که دفعات بعدی که میام با دل شاد از حرم برم.
خبرگزاری فارس، شیراز: پشت سر من راه افتاد. ریزنقش بود و نقلی قامت! از همان دم در چادر سپید گلدارش را به خود میپیچید که مبادا از سرش بیفتد. عروسک گلبهی پوشی در دستش میچرخید و گاه آن را روی زمین میگذاشت تا چادرش را مرتب کند.حرکات پرنشاطش بیاختیار مسیر نگاهم را به سمت او کشاند. به سمت دخترکی حدود پنج شش ساله که به دنبال مادرش میگشت. کمی صبر کردم تا مادرش برسد و با اطمینان از اینکه دخترک تنها نیست، به سمت صحن حرم رفتم.
فرصتی مغتنم
از صحن عتیق وارد حرم شدم. حرم بانوی بزرگی که مورد عزت و احترام دوستداران اهل بیت(ع) است. سال گذشته فرصتی دست داد که طی چند ماه، ۲ سفر به قم داشته باشم و هر بار زیارت کریمه اهل بیت، فرصتی مغتنم بود که روح و جان را بیش از قبل مصفا میکرد، آن هم در مناسبت عزیزی همچون میلاد امام رضا(ع).همین طور که حدیث "من زارَ الْمَعصومَهَ بِقم کَمَن زارَنی" از امام رضا از ذهنم گذشت، وارد رواق شدم. جایی که میشد یک دل سیر با بانوی قم درددلهای زنانه کرد. زائران از ضریح جدا نمی شدند و طوری به آن چسبیده بودند که انگار جزیی از وجودشان است.روی دیوارها نقش هزاران اشک، لبخند، بیم و امید نقش بسته و در دل آیینهکاری، قطعههای دل زائران آشکار بود. از حسن همجواری با بانوی عزیز اهل بیت، ذوق در دل آدم حبه حبه میشد و قند شیرین آن گواراتر به جان می نشست.رد زیارت علمای بزرگ دینی و وارستگان سفر کرده گیتی هم به حرم، جلوه دیگری بخشیده بود.
زبان مشترک همه زائران
غیرفارسی زبانان هم در جمع زائران کم نبودند اما آنجا یک زبان مشترک بود: زبان دلدادگی و شیدایی.گوشه گوشه حرم، موج دلدادگی زائران چشمگیر بود و هر که میرسید، حضرت معصومه را به برادرش ثامن الحجج قسم میداد. همه میدانستند که این برادر و خواهر در سراشیبی حادثه، چطور یکدیگر را یاری کردهاند و پشتیبان هم بودهاند.
ولایتپذیری خواهرانه
زیارتنامه را در مقابلم باز و روی معانی و مفاهیم مکث کردم. وقتی به عبارت «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه فإنّ لک عند الله شأن من شأن» رسیدم، به جایگاه بلند حضرت معصومه(س) فکر کردم که در حدی است که امام معصوم از ایشان طلب شفاعت کرده است.این خواسته امام رضا(ع)، تصویری پرمعنا از کربلا را به یاد میآورد. هنگام وداع امام حسین(ع) با خواهرش که امام خطاب به حضرت زینب(س) میفرماید: «یا اختاه! لا تنسینی فی صلاه اللیل» حضرت سیدالشهدا با این جمله می خواهد مقام حضرت زینب را معرفی کند که ایشان میتواند برای ولی خدا دعا کند.البته مقام فاطمه ثانی بودن حضرت معصومه(س) فقط به خاطر ارتباط نسبی ایشان با خاندان امامت نیست، بلکه در معیارهای الهی و ارزشهای معنوی ریشه دارد که بهترین آنها ولایتپذیری و همراهی و تبعیت از امام زمان خویش است.
روزی که حضرت معصومه(س) دلمان را شاد کرد
همین طور که در حال و هوای خودم بودم، دخترکِ چادر سپید را دوباره دیدم، دست در دست مادرش. لبخندم، او را به سمت من کشاند و چند قدم آن طرفتر نشست. مادرش هم نزدیک آمد. مثل من مسافر بود و به گفته خودش برای شکرگذاری و سپاسگزاری به حرم حضرت معصومه آمده بود و برنامه ثابتی برای این کار داشت.دلیلش را که پرسیدم، دستش را به سمت عبارتهای زیارتنامه گرفت و گفت: چهار سال پیش همینجا از حضرت معصومه خواستم و به جایگاهی که پیش امام رضا داره قسمش دادم که دفعات بعدی که میام، با دل شاد از حرم برم.و ادامه داد: بعد از یک حادثه، خدا تارا را به ما بخشید. اسمشو تغییر دادم و گذاشتم فاطمه، چون حضرت فاطمه معصومه اونو به من بخشیده بود.فاطمه بعد از تصادفی که اعضای خانواده اش رو از دست داد، تنها شد و من و همسرم اونو رو به سرپرستی قبول کردیم. روند کارهای اداری تو بهزیستی سریعتر از چیزی که تصور میکردیم پیش رفت و اینا از عنایت کریمه اهل بیت بود.مادر فاطمه گفت: سه پسر دارم اما دختر نداشتم و سه سال روز میلاد حضرت معصومه اومدم قم و یک عهدی با ایشون بستم که اگه دختردار بشم به عهدم وفا کنم.خاطره سه حضور پیاپی در حرم فاطمه معصومه(س) آن هم در روز دختر، مادر فاطمه را سر شوق آورد و رد امید در چهرهاش به وضوح پیدا شد. او در روز دختر صاحب دختری شده بود که آن را از عنایات بانوی آن بارگاه و حرم میدانست. بانویی که صدای دلشکستگان را میشنود و آنها را اجابت میکند.ساعتی بعد از حرم بیرون آمدم در حالی که دلم نمیآمد خداحافظی کنم. دهه کرامت رو به پایان بود و من به سه عزیز گرانقدری فکر میکردم که در مشهد، قم و شیراز، عنایتهای خود را به دلهای دردمند هدیه میکنند، دو برادر و یک خواهر از تبار کرامت و بخشندگی.
09:13 - 10 اردیبهشت 1404