تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌سمیه شاکریان‌
تصویر نمایه‌ی ‌سمیه شاکریان‌

سمیه شاکریان

@Somayeh_80_shakeriyan
تاریخ پیوستن: اسفند 1401

سمیه شاکریان بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌محمد عنایتی نجف‌آبادی‌
@M_E_N3 روز پیش

درباره جمعیت تشییع

۱۵ میلیون، ۲۰ میلیون یا بیشتر، این اعداد برای پشت‌میزنشین‌هاست نه کسی که توی خیابان ایستاده؛ و ریاضیات باز هم شکست خورد چون نمی‌تواند حس یک ملت را با سرانگشت بشمارد.

سمیه شاکریان بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌خط روایت‌
@Khatterevayat4 روز پیش

بیعت

📝 روایتی دربارۀ زنی که شهادت رهبر را از همسرش پنهان می‌کرد.

تصویر نمایه‌ی ‌سمیه شاکریان‌
@Somayeh_80_shakeriyan3 روز پیش

می‌خواست مثل یک سرباز نوبت کاری‌اش را تحویل سرباز بعدی بدهد

زن ماسک زده بود. سرفه می‌کرد. نشسته بود روی جدول کنار خیابان. همسرش بطری آب را داد دستش.سن و سالش هر دوشان از میانه رد شده بود. مثل بقیه مردم توی خیابان دماوند چشم انتظار پیکر آقا بودند. زن گشت توی خبرگزاری‌ها. جوری که انگار دنبال گل گم‌گشته‌اش می‌گشت. گفت خسته و بیمار و سرماخورده است‌؛ ولی عهد کرده

تصویر نمایه‌ی ‌سمیه شاکریان‌
@Somayeh_80_shakeriyan4 روز پیش

خواهش می‌کنم این حرف را مردها نشنوند.

نشست نزدیکم. کنار خیابان دماوند. گفت پاهایش تاول زده بس که دیروز بعد از نماز آقا، تا اینجا که خانه‌شان است را پیاده آمده. گفت توی خانه، جیک نزده که همسرش ناراحت نشود. مردش هنوز با رهبر شهید دوست نشده و او نمی‌خواست هیچ‌جوره شریک زندگی‌اش را در مقابل خودش قرار دهد. همینطور که توی خبرها می‌چرخید تا

تصویر نمایه‌ی ‌سمیه شاکریان‌
@Somayeh_80_shakeriyan4 روز پیش

حاضر بود تابلو فرش را به خاطر رهبر از اول ببافد.

تابلوفرش می‌بافت. گوشی‌اش را درآورد و عکسی را که قرار بود ببافد نشانم داد. دست کشید روی عکس و چشم‌هایش پر شد: "ببین چقدر آقا قشنگه. ببین چه نوه نازی داره."زد به تخت سینه‌اش: "خیلی دوستش دارم. خیلی جگرم برای این بچه سوخته." آرام‌تر که شد گفت حدود ۶ میلیون تومان هزینه نقشه و نخ کار می‌شود. از مازندران

تصویر نمایه‌ی ‌سمیه شاکریان‌
@Somayeh_80_shakeriyan4 روز پیش

بانویی که با آقا ست کرده بود.

توی ایوان مصلی نشستم و چشم دوختم به جایگاه که قرار بود پرده‌های سورمه‌اش بالا برود و چیزی نبینم جز چند جعبه مزین به پرچم جمهوری اسلامی ایران.صدای زن، خاص بود. از آن صداها که علیرغم سن‌دارشدن، می‌شد توی رادیو هم شنیدش. کلماتش عامیانه نبود و رفتارش به معلم‌ها می‌خورد. ۳۷ سال توی مجموعه وزارت علوم، با

سمیه شاکریان بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌خط روایت‌
@Khatterevayat11 تیر 1405

آخرین قرار

📝 روایتی دربارۀ دختری که می‌دانست شهید می‌شود.

سمیه شاکریان بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌خط روایت‌
@Khatterevayat7 روز پیش

آدم مهم

گفته بودند آدم مهمی قرار است بیاید! پشت‌بندش چند بار هم تکرار کرده بودند که «آماده باشید».