اینجا شمر و یزید هم سوگوار حسین میشوند
دل یک دله کردم تا احوال شمر و یزید را بپرسم؛ از اینکه شمر بودن چه حالی دارد؟ یا اینکه رخت یزید چطور به تن آدمی مینشیند؟ اما انگار اینجا شمر و یزید هم سوگوار حسین میشوند.
خبرگزاری فارس: دل یک دله کردم تا احوال شمر و یزید را بپرسم؛ از اینکه شمر بودن چه حالی دارد؟ یا اینکه رخت یزید چطور به تن آدمی مینشیند؟ پشت هم حباب سوال ذهنم را کاوید اما با احتیاط و آسه آسه سراغ یزید هیأت را گرفتم.از عجله حذر کردم و رد تعزیهخوان یزید و راهب را زدم و به هیأت امامزاده یحیی همدان رسیدم؛ هیأتی با رسم و پیشینهای به درازنای حول و حوش صد سال، شاید هم بیشتر آخر پای عدد و رقم و مستندات ننشستم و خیره به بریز و بپاش دلی هیأت شدم.دَر پشتی هیأت جمع و جور و کوچک است، در عوض اسباب و اثاثیه از سر تا ته کوچه نه چندان طولانی را فرش کرده؛ از خیمه و بارگاه تا شتر و اسب و شمشیر. مردانی هم یک سره اطراف و اکناف اسباب تعزیه میچرخند و بساط سوگواری را میها میکنند.روی هر کدام بیشتر از قاعده نگاه، قفل و سر تا پایش را ورانداز کردم تا بلکه حدس بزنم کدام رخت یزید را میپوشد و همه مراسم سوم امام را با چشم تَر رجز میخواند و کدام امیر دلها میشود.
جرعهای از ماتم زینب
طایفه بنیاسد هم با اعوان و انصار هستند تا یاری را معنا دهند و کربلا را فردای کربلا به تصویر بکشند و با نمایش دفن شهدای نینوا و به اسارت بردن بزرگ بانوی تاریخ زیر زل آفتاب تابستانی جرعهای سوگواری مهمان دلهای میزبانان کنند، بانیانی که در این آستان دلداده هستند حتی اگر یزید باشند.اهالی هیأت حسینیه امامزاده یحیی برای تکرار صحنه یکتای تاریخ با جان و دل پای کار میایستند، تمام وقایع عصر عاشورا از اسارت زنان و دختران تا خرابه شام و دیر راهب و کاخ یزید را با تعزیه و نمایش یادآوری میکنند و سوغاتی اشک را به ارمغان میآورند.به قول قدیمیهای هیأت، در سالهای دورتر نقش شمر را در تعزیه، ناصر آقا بازی میکرد و در همدان معروف بود به ناصر شمر؛ چنان با حس و حال نقش را میخواند که وقتی شمشیر بلند میکرد و بر خرابه شام ضربه میزد، های های گریه میکرد و به دنبال گریه او مردم هم اشک میریختند.
در انتظار قطرات اشک سوم
سوم عاشورا همه همدان در اندوه حسین(ع) کنار خیابان، منتظر شوری است که قطر اشکی بریزد و دلی سبک کند، مردم میدانند که تعزیه عمری طولانی دارد و همه نقش بازی میکنند اما نام یزید یا شمر بس است برای سَر رفتن دیگ نفرتشان. چنان که گاهی نگاه سنگین و غم بار مردم از پایین تخت خلیفه حس و ناخودآگاه اشکهای تعزیهخوان جاری میشود، یکی از یزیدخوانان قدیمی میگوید: «در حال اجرا اصلا آدمِ خودت نیستی چون هر چیزی که به زبان میآید کار دل و اشک است ولی باز هم اجرای نقش یزید حس خوبی ندارد، حتی آدم از خودش هم متنفر میشود.»حس و حال خیلی غریبی است وقتی غرق در نقش میشوند، یحتمل انگار نه انگار که خیل جمعیت نگاهشان میکنند، در عمق وقایع صحرای نینوا غوطهور میشوند و قدر جرعهای کربلایی.
کاروان زمان از راه میرسد
رسم بانیان این هیأت از قدیم ندیمها تجلی سوم عاشورا بوده، همگی از اهالی محله امامزاده یحیی بودند و دلداده، انگار که همه ساله با چوب و امکانات مختصر تخت و گهواره و وسائل تعزیه را به دشواری فراهم میکردند و دور تا دور کاروانسراها در بازار میچرخاندند و تعزیه میخواندند، هنوز هم به همان فرمان، دل خوش کردند به اسبابی که صحنه دشت کربلا را تداعی کند.هرچند در ایام گذشته زحمت هیأت نسبت به امروز زمین تا آسمان فرق داشت، خصوصا که امکانات کافی در دسترس نبود و حالا بیشتر مهیاست؛ آن سالها عشاق حسین و آل حسین از اول محرم وسایلی با چوب میساختند و بعد از پایان مراسم تختهها را از هم باز میکردند و در نجاریها به کار میگرفتند.خیلی از قدیمیهای محله که امروز همدان نیستند برای روز سوم خود را به برنامه هیأت میرسانند و در رکاب حسینیه امامزاده یحیی سوگواری و کمک میکنند، راستی راستی کار اباعبدالله بر زمین نمیماند طوری که کاروان طولانی تعزیه امامزاده یحیی از این سر تا آن سر بر اساس واقعیت کربلا برنامه ریزی منظم و مرتب هدایت میشود.
تعزیهای برای ورود به کاروان حسین
هرچند برگزاری با شکوه این تعزیه هزینه زیادی دارد؛ شترها از قم هماهنگ و آنها را برای روز سوم اجاره میشوند، تخت و کاخ ساخته و لباس و کلاه خُود خریداری و خلاصه ریز تا درشتش تهیه میشود.بیغلو در طول این سالهایی که این هیأت سوم عاشورا را تداعی کرده، چه بسیار جوانانی که سر به راه نبودند اما دَر همین خانه از محبت اباعبدالله به راه آمدند و معتقد شدند، بیگمان تفسیر یک کلمهای این اتفاق آشتی با حسین(ع) است و خدمت در راه اهل بیت.
روایت رقعهای از عاشورا که وصال شیرازی کتابت کرد
این رقعه، نسخهای از زیارت عاشوراست که با قلم وصال شیرازی کتابت شده و امروز در گنجینه آثار خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، هم روایتگر هنر خوشنویسی ایرانی است و هم یادآور میراث مکتوب فرهنگ عاشورا.
Show this thread
شانههایی که در سوگ حسین به هم پناه میبرند
سبکشان، سینه زنی و شانه به شانه هم و مداحشان همگی سره است و مختص اهالی ماماهان؛ حال این سبک بدیع که نمیدانم از کجای تاریخ آمده روز عاشورا قیامت میکند و دمادم غم را فریاد میزند.
Show this thread
پرونده ضمانت شهید شادمانی باز شد
تابستان که از راه میرسد انگار خاطره مردانی دوباره در یادها میپیچد که تاج افتخار را نه بر سر که بر دل این سرزمین نشاندند و حوالی سالگرد شهادت سردار علی شادمانی، بهانهای است برای ورق زدن صحیفهای از عشق، خدمت و فروتنی، درست مثل پرونده ضمانت شهید که باز شد.
Show this thread
کاروان اسرا از همدان راهی شام میشود
روایت کاروان اسرای کربلا که از همدان راهی شام میشود را از قاب خبرگزاری فارس ببینید.
Show this thread
12:45 - 6 تیر 1405