دعای این گروه اجابت نمیشود!
اسراف، از جمله اسباب فقر اختیاری شمرده شده که باعث میشود مردم و دولت اسلامی در مقابل چنین شخصی مسئولیت نداشته باشد!اگر مسلمان بمیرد و بدهی به جا بگذارد، اگر بدهیاش بابت فساد (مثل مصرف مواد و مشروب) یا اسراف نباشد، حاکم وظیفه دارد بدهی او را بپردازد و اگر چنین نکند گناهش بر گردن حاکم است!«أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَوْ مُسْلِمٍ مَاتَ وَ تَرَكَ دَيْناً لَمْ يَكُنْ فِي فَسَادٍ وَ لَا إِسْرَافٍ،فَعَلَى الْإِمَامِ أَنْ يَقْضِيَهُ!فَإِنْ لَمْيَقْضِهِ فَعَلَيْهِ إِثْمُ ذَلِكَ!»(کافی،ج1،ص407)فقیر بیچاره را باید به حد کفایت زندگی رساند!در مقابل فقیر بیچاره، فقیر مقصّر و مسرف و بدمصرف است که رفع فقر و تحصیل حد کفایت زندگی وی از دامنه وظایف دولت اسلامی خارج است!فقیر اسرافکار مقصر، شایسته ارشاد، مشاوره، تربیت و تنبیه است!البته مقصود از تنبیه، متنبّه کردن او با ابزار مناسب است نه لزوما تنبیه بدنی!در روایات متعدد، بر تمایز بین فقر ناشی از سوء اختیار با فقر ناخواسته (ناشی از امور طبیعی چون خشکسالی یا سیل و تحولات اجتماعی پیشبینی نشده مثل جنگ یا تغییر سیاستهای دولت) تفکیک شده است!کسی که با سوء تدبیر، مالش را ضایع کند و بعد بگوید: خدایا رزقم بده!خدا میفرماید: مگر تو را دستور به میانهروی ندادم!«كَانَ لَهُ مَالٌ فَأَفْسَدَهُ!فَيَقُولُ: يَا رَبِّ ارْزُقْنِي!فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: أَ لَمْ آمُرْكَ بِالاقْتِصَادِ!»(کافی،ج4،ص56)اگر برای دولت اسلامی یا مومنین تشخیص فقیر بیچاره از فقیر مقصر مقدور نشد، رعایت حال فقیر بیچاره اولویت دارد!بنابراین در موارد شک، فقر انسان مسلمان را باید حمل بر صحت کرد و آن را به خاطر امور غیر اختیاری دانست و حمل بر تقصیر وی در ابتلا به فقر نکرد!
16:00 - 31 مرداد 1405