جایگاه شناخت در سبک زندگی
رفتار اختیاری انسان، برای تأمین نیاز انجام میشود!اگر بخواهیم رفتار به رویه تبدیل شود، باید فرد نیاز مستمر داشته باشد!اگر نیاز، استمرار و عمومیت داشته باشد، میتواند تبدیل به سبک زندگی شود.بنابراین اگر نیازهای مستمرّ و عمومی را بشناسیم، میتوانیم پیشبینی و برنامهریزی کنیم که چه سبکی بر زندگی مردم حاکم میشود!انسانشناسی به ما کمک میکند این نیازها را بشناسیم!مثلا انسانشناسی اسلامی، از نیاز عمومی و مستمر انسان به پرستش از طریق دعا، مناجات و تضرّع به درگاه خدا صحبت میکند!نیاز به روابط اجتماعی و خانوادگی و ازدواج و فرزند و خوراک پاک و لباس شایسته و منزل وسیع و وسیله نقلیه و استراحت و پوشاک مناسب و نیاز به حفظ عزّت فرد و اجتماع و سایر موارد، نیازهای ضروری انسان است!برای شکلگیری رفتار، علاوه بر نیاز، احساس نیاز نیز لازم است!احساس نیاز، یعنی نیاز، مورد التفات و زنده باشد نه مرده و مغفول!چه بسیار نیازها در ما وجود دارد اما از آنها بیخبریم. اینجا چهار حالت ممکن است رخ دهد:۱. نمیدانیم و متوجه جهل خود هستیم (جهل بسیط)!آن کس که نداند و بداند که نداند!لنگان خرک خویش به مقصد برساند!در این فرض، اگر گرایشهای مخالف حق بر انسان غلبه نکند، انسان به دنبال کسب علم خواهد رفت.اما اگر گرایش به رفتارهای مخالف حق غلبه کند، اِعراض از حقّ رخ میدهد:"أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ!فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ!"(مومنون۷۱)گاه منشأ رفتارهای مخالف حق، منافع زودگذر، مریضی دل یا سوء ظن به خدا است:
"إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ، إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ...أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ!"(نور۴۸_۵۰۰)۲. میدانیم اما به علم خود توجه نداریم (علم بسیط)!آن کس که بداند و نداند که بداند!با کوزه آب است ولی تشنه بماند!در اکثر موارد، بیخبری، باعث پشت کردن به حق میشود:"بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ!"(انبیاء۲۴)۳. نمیدانیم و به جهل خود توجه هم نداریم (جهل مرکب).آن کس که نداند و نداند که نداند!در جهل مرکّب ابد الدهر بماند!در این حالت نیز انسان از حق اعراض میکند و بر رفتار غلط اصرار میکند.قرآن در وصف اعراض بنیاسرائیل از حق میفرماید:ایشان دچار این توهم بودند که دچار عذاب جاودان جهنم نخواهند شد و به همین سبب، از پذیرش حق اعراض میکردند:"يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ!ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَاتٍ!وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ!"(آلعمران۲۳_۲۴)۴. میدانیم و به علم خود توجه داریم (علم مرکّب). این حالت مطلوب است!آن کس که بداند و بداند که بداند!اسب شرف از گنبد گردون بجهاند!علم مرکّب، رکن اول تحقق رفتار و عمومیت آن، رکن اول تحقق سبک زندگی است!مگر اینکه گرایشهای عمومی مخالف حق یا عدم قدرت عمومی بر انجام حق مانع عمومی شدن رفتار شود!آن کس که نداند و بخواهد که بداند!جان و تن خود را ز جهالت برهاند!آن کس که نداند و نخواهد که بداند!حیف است چنین جانوری زنده بماند!آن کس که بداند و بخواهد که بداند!خود را به بلندای سعادت برساند!
07:17 - 7 آذر 1404