زندانیان ذهن ایستا

برخی براندازان، با استناد گزینشی به یک جمله از رهبر شهید، تلاش می‌کنند «تناقض» بسازند. آن جمله را می‌آورند: «مذاکره نمی‌کنیم، جنگ نمی‌شود.» سپس پیروزمندانه می‌گویند: «دیدید؟ هم جنگ شد، هم مذاکره.» اما آنچه اینان عامدانه یا از سر بی‌سوادی مخفی می‌کنند، «زمان‌شناسی» این گزاره است. این جمله، سه ماه پس از خروج ترامپ از برجام، در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۲۲ بیان شده است. شش سال بعد، در ۱۴۰۳/۳/۲، رهبر شهید، در یک شرایط کاملاً متفاوت منطقه‌ای، جمله دیگری را می‌گویند: «شرایط کنونی منطقه به گونه‌ای است که هم برای دشمن صهیونیست شرایط مرگ و زندگی است و هم برای جبهه حق». این دو گزاره، یک «تناقض» نیست. یک «تغییر پارادایم» است و تغییر پارادایم، نیازمند «فهم زمان‌شناسی» است، نه «سفسطه‌بازی رسانه‌ای». برای درک این منطق، ابتدا باید به سراغ مفهوم «اجتهاد در سیاست خارجی» رفت. در فقه شیعی، «اجتهاد»، فهم احکام در شرایط متغیر است. یک مجتهد، حکم یک مسئله را در دو زمان مختلف، متفاوت صادر می‌کند، نه چون «تناقض‌گوست»، بلکه چون «شرایط» تغییر کرده است. رهبر شهید، به عنوان یک «مجتهد سیاسی»، از همین منطق پیروی می‌کرد. سال ۱۳۹۷، پس از خروج آمریکا از برجام، ایران در موضع «تقویت بنیه داخلی» بود و استراتژی «مذاکره نمی‌کنیم، جنگ نمی‌شود»، یک «دکترین بازدارنده» برای جلوگیری از «جنگ تمام‌عیار» بود. اما سال ۱۴۰۳، پس از عملیات «طوفان‌الاقصی» و «وعده صادق»، معادله منطقه‌ای کاملاً دگرگون شد. ایران، از موضع «مدافع» به موضع «قدرت تعیین‌کننده» ارتقا یافت و جمله «شرایط مرگ و زندگی»، یک «اعلام وضعیت» در این فضای جدید بود. این، یعنی «رهبری»، نه با «شعارهای ثابت»، که با «تحلیل متغیرها» به پیش می‌رود.
براندازان، اما «زمان» را از «زمانه» جدا می‌کنند. آنها گزاره‌ها را از «بستر تاریخی» بیرون می‌کشند و روی «میز سفسطه» می‌چینند. این، دقیقاً همان کاری است که «منافقان» در تاریخ اسلام با «آیات قرآن» کردند. آنها «آیات قتال» را از «آیات صلح» جدا کردند و گفتند: «قرآن تناقض دارد.» در حالی که قرآن، «کتاب زمان‌شناسی» است. رهبر شهید، به عنوان یک «شاگرد قرآن»، این هنر را در «سیاست» به کار می‌برد و این یعنی «تناقض‌نمایی» براندازان، نه یک «نقد»، که یک «بی‌سوادی تاریخی» است. بی‌سوادی‌ای که از «کوری شناختی» ناشی می‌شود. نکته ظریف‌تر، در «اقتصاد روانی» این تحریف است. آنها می‌خواهند با «استهزای رهبر شهید»، «اعتماد» مردم به «نظام تصمیم‌گیری» را از بین ببرند. این، یک «جنگ شناختی» است، اما این جنگ، در برابر «واقعیت میدانی» فرو می‌ریزد. واقعیت این است که «مذاکره نکردن»، ایران را از «برجام دوم» نجات داد و «جنگ»، ایران را به یک «قدرت منطقه‌ای» تبدیل کرد. این یعنی «هر دو گزاره»، در «زمان خود»، درست بوده‌اند و یعنی «عقلانیت رهبری»، نه «تناقض». «زمان‌شناسی»، یک «فضیلت» است که براندازان از آن محرومند. آنها «تاریخ» را «عکس» می‌کنند و «زمان» را «کالا» و این یعنی «نفهمیدنِ مصلحت» از «هوش پایین» است و رهبر شهید، با آن دو جمله، ثابت کرد که «هوش سیاسی» یعنی «سخن گفتن در وقت خود». این، یک «مکتب» است. مکتبی که در آن، «کلمه»، مثل «شمشیر»، باید در «وقت خود» کشیده شود. این، همان «حکمت» است. حکمتی که براندازان، با همه ادعاهایشان، هرگز نخواهند فهمید.
05:18 - 7 شهریور 1405