استیلا و استراتژی فرهنگی
سبک زندگی ما ایرانیها شامل مواردی است که به زندگی بشر در جنبهها و ابعاد مختلف فردی، عمومی، اجتماعی، مادی، معنوی و… مربوط میشود. مواردی از قبیل علائق، اعتقادات، سمتهای اجتماعی و تمایلات انسان که کاری ذهنی و رفتاری هوشیارانه و یا غیر هوشیارانه و درونی است و تمامی آنها در انسان و نحوه زندگی کردن او آشکار بوده و نمود دارد. پس سبک زندگی ایرانی - اسلامی مؤلفه ارزشمند و مجموعهای مملو از ارزش با جایگاهی بسیار والا در جامعه مسلمان و شیعه نشین کشور ایران تلقی میشود که اکثر اوقات در بین جمعی از افراد بروز کرده و تعداد قابل توجهی از این افراد به پیروی عاشقانه از آن رو میآورند. اهمیت پیروی از بحث سبک زندگی ایرانی - اسلامی و کشاندن آن به زیر بنای کنونی کانون خانه و خانواده وقتی نمایان شده و ظهور میکند که ما به این مهم توجه داشته باشیم و آن را به عینه ببینیم که این زندگی کردن به سبک ایرانی - اسلامی یک وسیله فرهنگی و به نوعی تجهیزاتی نرم برای مدیریت و فائق آمدن بر بحرانهای زندگی و به خصوص در جامعههای فاسد و چرکآلود است. همیشه و در همه جوامع بشری میان واقعیتهای اجتماعی و ایدهآلهای اجتماعی تفاوت و تمایز وجود داشته و دارد. پس از پایان جنگ جهانی اول و در حدود ۷۰ سال پیش، آیزنهاور، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، اظهار میکند: «جنگ بعدی، جنگ بر سر تسخیر اذهان بشری است.» این تاکید در بیش از نیم قرن پیش، حاکی از آغاز تلاشهای گسترده کشورهای غربی به ویژه آمریکا در راستای سمت و سو بخشی به مؤلفههای فرهنگی سایر کشورها و ایجاد تجانس و همسویی با موارد فرهنگ آمریکایی و به عبارت بهتر ترویج و اشاعه سبک زندگی آمریکایی در جهان با استفاده از رسانههای جمعی است.
این استیلای فرهنگی همان چیزی است که امانوئل والرشتاین، جامعهشناس و بزرگترین متفکر سوسیالیست، بر آن تاکید کرده است. به اعتقاد والرشتاین، در آینده شاهد ظهور امپراطوریهایی خواهیم بود که به واسطه استیلای فرهنگی خود، بر دنیا و سایر کشورها مسلط خواهند شد. تلاشی که بعدها در قالب نظریه دهکده جهانی مارشال مک لوهان، استاد مرکز مطالعات رسانهای تورنتو، نمود یافت و پس از آن به واسطه این ظهور، ابزارهای نوین ارتباطاتی از جمله شبکههای رادیویی، تلویزیونی، ماهوارهای و به ویژه اینترنت بیش از پیش توسعه یافته و مؤید همین امر است. سبک زندگی آمریکایی و رسوخ آن به ذهن و اندیشه مخاطبان رسانههای جمعی و ایجاد همنوایی در فکر و اندیشه مخاطبان فارغ از ملیت، مذهب و این که در کدام موقعیت جغرافیایی زندگی میکنند، عاملی است که بیتردید زمینه ساز همنوایی و همسویی در عادات و رفتار مخاطبان خواهد شد. «هویت»، سیستمی پیچیده از روابط است. برخی جامعهشناسان معتقدند هویت افراد در یک جامعه از طریق سبک زندگی انتخابی آنها تولید و بازتولید میشود. این ساز و کار پیش از هر چیز، از خلال درونی کردن رفتارها و باورها، در ظرف روزمرگی به عمل میآید. البته این ارتباط باید دو سویه و دربردارنده تأثیرات و تجلیلات هویت در سبک زندگی هم باشد و چه بسا بتوان هویت را زیر بنا و منشا شیوه زندگی در نظر گرفت. نکته حائز اهمیت توجه به این مهم است که مؤلفههای فرهنگی و سبک زندگی هر قوم، قبیله، عشیره و جامعهای با توجه به سیر و تجربه تاریخی آن گروه اجتماعی در گذار از برههها و زمانهای دور تا به امروز و در تعاملات بیدرنگ میان گروههای مختلف اجتماعی و شرایط اقلیمی - جغرافیایی و سایر محورهای زندگی اجتماعی شکل گرفته و
در اثر تکرار آن قوام یافته و زمینه عرفهای اجتماعی و به تبع آن قوانین اجتماعی را ایجاد کردهاند. سبک زندگی که متشکل از مؤلفههای متکثر و متعدد فرهنگی است، بدون عبور از شاهراه تاریخی جامعه، تبعات و آثار مخربی را برای جامعه پذیرنده به همراه خواهد داشت. شاید بتوان مهمترین و اصلیترین آثار تهاجم به سبک زندگی ایرانی - اسلامی یک کشور را تضعیف هویت فردی و اجتماعی و در گام بعد بروز آسیبهای اجتماعی و جرائم در آن کشور قلمداد کرد. ظهور تغییر و تحولات اخیر در سبک و سیاق زندگی مردم کشورهای مختلف جهان، تحولی ژرف در مؤلفههای ریز و درشت فرهنگی در بین افراد و جوامع کشورها، به ویژه جوانان و زنان در کشورهای در حال توسعه ایجاد کرده است و این مهم (بروز تغییرات اجتماعی در پوشش، گویش، خوراک، مسکن، ارزشها و…) حاکی از اثرگذار بودن اقدامات و برنامههای پر دامنه و پُر پَر و پیمان کشورهای مهاجم فرهنگی به منظور تغییر سبک زندگی کشورهای دیگر است.ورود جوامع به حیات مدرن و از سر گذراندن تحولات اجتماعی سریع، پارادوکسهایی را بر این جوامع تحمیل کرده است. در این راستا کشورهایی که در روند توسعه یافتگی، گوی سبقت را از سایر کشورها ربودهاند، در تلاش مستمر و بیوقفه برای حفظ این برتری بوده و هستند. بر این اساس و با توجه به آنچه که والرشتاین به آن پرداخته است، بهترین راهکار برای از بین بردن سبک زندگی بومی در کشورهای مخاطب و کمتر توسعه یافته، استیلای فرهنگی است. افزایش انواع جرائم و آسیبهای اجتماعی در جامعه، روندی است که به اعتقاد بسیاری از متفکران اجتماعی حاصل تغییرات فزاینده در الگوهای زندگی افراد جامعه و یا همان سبک زندگی افراد است.
با وجود اینکه سبک و سیاق زندگی آدمیان و اثرات آن در تمامی جنبهها و حوزههای ساختاری خانه، کانون خانواده، علائق، تمایلات فردی و اجتماعی نقش و عمومیت دارد، اما این روزها در چارچوب استراتژی فرهنگی مطرح و تحت کنترل و بررسی کارشناسان متعددی قرار گرفته است. شاید امروزه گسترش و افزایش تاثیر روزافزون نفوذ و رسوخ سبک زندگی ایرانی - اسلامی در بین تودههای مختلف مردم کشورمان، مسبب به وجود آمدن یک سری بحرانهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در جوامع غربی شود اما لازم به تذکر است که اهمیت سبک و سیاق زندگی، آن هم از نوع ایرانی - اسلامیاش ما را موظف به شناخت تهدیدها، آسیبها و فرصتهایی از قبل طراحی و برنامهریزی شده توسط نظام اجتماعی و سیاسی غرب میکند. بنابراین هرچه زودتر باید دست به کار شویم و علاوه بر اتخاذ راهبردها و تصمیمات مربوطه، برای استواری زندگی و برای توانمند سازی سبک ایرانی - اسلامی مان تدبیری بیاندیشیم.
21:23 - 13 شهریور 1404