آويني فراموش شدگان جنگ را دوباره مطرح كرد(2)

خبرگزاري فارس:يك تهيه‌كننده و كارگردان گفت: بعد از جنگ و زماني كه خيلي‌ها نسبت به قضيه خرمشهر بي حيايي‌كردند، آويني دوباره ما را مطرح كرد.
سيد صالح موسوي در گفت و گوي اختصاصي با خبرگزاري فارس اظهار داشت: دهه آخر مهر ماه سال 59 كه چند روزي از سقوط شهر خرمشهر مي‌گذشت، شهيد آويني با يك گروه فيلمبرداري از تلويزيون آمدند و شهيد جهان آرا از ما خواست كه با آنها مصاحبه كنيم ولي من آن زمان، نمي پذيرفتم چون به دليل عملكرد نادرست رسانه ها، نسبت به تلويزيون بي‌اعتماد بودم. وي افزود: در آن دوره، وضعيت سياسي كشور اوضاع خوبي نداشت، بني صدر با موضوعاتي كه ما آنها را دنبال مي كرديم مخالف بود و قائل نبود كه بايد در خوزستان دفاعي صورت بگيرد و از طرفي شهرمان سقوط كرده بود و خانواده‌هايمان نيز آواره شده بودند؛ ما اطمينان نداشتيم كسي پيدا شود كه بخواهد حقيقت مسائل را به مردم بگويد ولي شهيد جهان آرا وي را قابل اعتماد معرفي كرد و بعد از آن حاضر شديم كه راجع به شهادت و همچنين مقاومت مردم در خرمشهر مصاحبه انجام دهيم كه آن اولين آشنايي من با سيد مرتضي بود. موسوي توضيح داد: شهيد آويني در آن شرايط سخت، آمده بود تا حقيقت را بيان كند و اسم آن مجموعه را نيز «حقيقت» نامگذاري كرد؛ سعي داشت تمام مسائل جنگ را به مردم بگويد و هنرش هم همين بود.
وي يادآور شد: بعد از جنگ، آنچنان حال خوشي نداشتيم چون هم قطعنامه را پذيرفته بوديم و هم امام را از دست داده بوديم، در ضمن بعد از رفتن امام و پايان جنگ، عده‌اي از سياسيون نيز بچه بسيجي‌ها را كنار زده بودند و در عوض، آدمهايي را آورده بودند تا بتوانند در جهت اهداف خودشان حركت كنند و ما عقب زده شده بوديم، چون حرف مي‌زديم و براي آنها مزاحم بوديم. موسوي افزود: ما چيزي براي از دست دادن نداشتيم؛ تير و تركش در بدن‌هايمان بود؛ آنها مي‌خواستند ما را از چه بترسانند، از مرگ؟! ما كه لحظه به لحظه دنبال آن مي‌گشتيم، پس برايشان مزاحمت ايجاد كرده بوديم؛ بعد از جنگ مثل شاهزاده‌هايي شده بوديم كه با گذشت دوره‌اي كه با عزت همراه بود؛ حتي لباس تن‌مان نيز از خودمان نبود. وي اضافه كرد: آن هنگام، آنقدر شهادت بچه‌ها و از دست دادن امام برايمان سخت بود كه باعث شده بود زندگي برايمان به دشواري سپري شود، چون ما چيزهايي را در جنگ ديده بوديم كه هيچ كدام از آنها ديگر وجود نداشتند؛ در همان شرايط كه همه ما را فراموش كرده بودند، سيدمرتضي به سراغمان آمد و دوباره ما را مطرح كرد. موسوي اظهار داشت: ما افتخارمان اين بود كه در جنگ، از مردم و ناموسمان دفاع كرده‌ايم و سيدمرتضي هم در آن شرايط آمده بود تا عقده‌هاي دروني و رازهاي دروني‌مان را بشكافد و ما را دوباره به يادآورد؛ ما به سختي با او كنار مي‌آمديم ولي او ما را متقاعد مي‌كرد و ما‌حصل آن مصاحبه‌ها، مجموعه‌اي شد به نام «شهري در آسمان» كه مجموعه ماندگاري از آب درآمد.
وي درباره شهيد آويني گفت: سيد مرتضي خودش هم بسيار مظلوم بود؛ خيلي از روزنامه‌ها او را تكفير مي‌كردند و حتي صدا و سيما هم به او اهميتي نمي‌داد؛ چند تايي از مجموعه‌هاي سيد مرتضي به دليل مخالفت‌هاي تلويزيون پخش نشد مثل مجموعه «خنجر و شقايق» كه راجع به بوسني بود. موسوي افزود: آن موقع، مديريت سازمان موافق پرداختن به موضوعات جنگ نبودند و نمي‌توانستند با او كنار بيايند، حتي همين الان هم بسياري از آن‌ها حاضر نيستند برخي تحولات انجام گرفته در جامعه كنوني را بپذيرند؛ فراموش كرده‌اند كه اگر ايستادگي نكنند از بين مي‌روند. وي در پايان گفت: از آنجايي كه شهيد آويني در اكرام و احترام به شهدا خدمتگزاري مي‌كرد و در بيان حقيقت صادق بود، خدا هم با شهادت او را عزت داد و آن چيزي جز، مزد زحماتش نبود. انتهاي پيام/
16:35 - 22 فروردین 1382

5 بازدید




1 پاسخ