در معنویت‌های نوظهور؛ «نوپدید بودن» به چه معناست؟
یکی از پرسش‌های اساسی در مطالعه معنویت‌های نوظهور، این است که «نوپدید بودن» این جریان‌ها دقیقاً به چه معناست؟ نو بودن آن‌ها در چه ابعادی قابل تعریف و تشخیص است؟ برای پاسخ به این پرسش، می‌توان «نوپدید بودن» را در چهار محور اصلی تبیین کرد: نخست، نو بودن زمانی: این جنبش‌ها عمدتاً در دوره پس از جنگ جهانی دوم پدید آمده‌اند و ظهورشان به قرن بیستم و بیست ویکم بازمی‌گردد.دوم، نو بودن ساختاری: سازمان‌دهی این جریان‌ها با کلیساها و نهادهای دینی سنتی تفاوت اساسی دارد؛ معمولاً کوچک‌اند، از رهبری کاریزماتیک برخوردارند و ساختاری منعطف و غیرمتمرکز دارند.سوم، نو بودن آموزه‌ای: این جنبش‌ها غالباً تلفیقی از عناصر ادیان شرقی و غربی، روان‌شناسی، علوم‌تجربی، عرفان‌های تطبیقی و گاه شبه علم را در قالب آموزه‌هایی نوین ارائه می‌دهند.چهارم، نو بودن در پاسخ به پرسش‌ها: این جریان‌ها در پاسخ به پرسش‌های بنیادین انسان مدرن – همچون معنا، هویت، رستگاری و چیستی زندگی پس از مرگ – پاسخ‌هایی نو و متفاوت از سنت‌های دینی پیشین عرضه می‌کنند.بااین‌حال، آنچه در مفهوم «نوپدید بودن» بیش از همه برجسته می‌شود، بُعد زمانی آن است. پیتر کلارک، نویسنده کتاب دانشنامه ادیان جدید، در ابتدای اثر خود درباره جدید بودنِ زمانی این پدیده چنین می‌نویسد:
اصطلاح «دین جدید» در بسترهای فرهنگی گوناگون به‌گونه‌ای متفاوت به کار می‌رود. در ایالات متحده و اروپا، این اصطلاح معمولاً درباره جنبش‌های دینی و معنوی نوآورانه‌ای به کار می‌رود که از زمان پایان جنگ جهانی دوم (۱۹۴۶-۱۹۴۵) پدید آمده‌اند، یا درباره جنبش‌هایی مانند جنبش عصر نو (New Age) که از نظر جذابیت، نفوذ و گستره چنان رشد و دگرگونی یافته‌اند که دیگر شباهت چندانی به شکل اولیه خود ندارند. اما در ژاپن، پژوهشگران آغاز ظهور ادیان جدید را تا اوایل قرن نوزدهم عقب می‌برند و از آنها با واژه «شین‌شوکیو» یاد می‌کنند. همچنین آنان از اصطلاح «شین‌شین‌شوکیو» یا «ادیان جدیدِ جدید» استفاده می‌کنند تا جنبش‌های تازه‌تر از دهه ۱۹۷۰ میلادی را از جنبش‌های پیشین متمایز سازند. برخی از پژوهشگران ژاپنی نیز ترجیح می‌دهند به‌جای اصطلاح «جنبش‌های عصر نو»، از تعبیر «جنبش‌های معنویت نوین» استفاده کنند.بنابراین، بر اساس تعریف کلارک، «نوپدید بودن» هم از نظر مبانی و اصول و هم از نظر زمانی معنا می‌یابد. از منظر زمانی، پس از جنگ جهانی دوم و به‌ویژه پس از دهه ۱۹۷۰ میلادی (هم‌زمان با گسترش جنبش عصر نو) رایج‌ترین کاربرد را دارد. با این حال، آنچه اهمیت دارد آن است که «نو بودنِ زمانی» به‌تنهایی برای تشخیص یک جریان به‌عنوان «معنویت نوظهور» کافی نیست، بلکه باید تحول در ساختار و آموزه‌ها نیز موردتوجه قرار گیرد.
برای روشن‌تر شدن این تمایز، می‌توان به دو نمونه متفاوت اشاره کرد:۱. فرقه احمد الحسن الیمانی:احمد اسماعیل، معروف به سید احمد الحسن، در سال ۱۹۹۹ وارد حوزه علمیه شهید سید محمد صدر در عراق شد. او در سال ۲۰۰۲ ادعای سفارت و وصایت از جانب امام‌زمان (عج) مطرح کرد و در سال ۲۰۰۸، پس از یک شورش مسلحانه، مخفی شد و از آن زمان خبری از او در دست نیست. پس از مخفی‌شدن احمد اسماعیل، پیروان او به چند شاخه تقسیم شدند و هر یک خود را نماینده او و فرقه «ناجیه» معرفی کردند.باوجودآنکه این جریان در زمانه معاصر پدید آمده است، اما از نظر ساختاری، همچنان بر محوریت یک شخصیت واحد (قطب محوری) استوار است؛ ویژگی‌ای که بیشتر به فرقه‌های انحرافیِ قدیمی شباهت دارد تا به معنویت‌های نوظهور که در آنها شخص‌محوری تا حد زیادی جای خود را به شبکه‌های پراکنده و غیرمتمرکز داده است. همچنین آموزه‌های این فرقه کاملاً مبتنی بر متون رواییِ کهن است و نوآوری چندانی در آنها دیده نمی‌شود؛ بنابراین، هرچند این جریان از حیث زمانی جدید است، از حیث ساختاری و آموزه‌ای، نوپدید محسوب نمی‌شود.۲. انجمن‌های دوازده‌قدمی:این جریان، هم از حیث زمانی (ریشه در جنبش عصر نو دارد و در بستر مدرن شکل گرفته) و هم از حیث آموزه‌ای، مصداق بارز معنویت‌های نوظهور است. در این انجمن‌ها، بر خلاف ادیان سنتی، بر نوعی خودیاری و دستیابی به هدایت درونی تأکید می‌شود. به‌تدریج، فرد می‌تواند به الهامات درونی خود اکتفا کند و به تعبیری، به نوعی «پیامبر و خدای درون» بدل شود. این رویکرد، به‌وضوح بازتاب همان شعار رایج در خودیاری‌های مدرن است که «خدا در درون ماست و باید به خدای درون برسیم.»
در متون این انجمن‌ها آمده است:«وقتی به روزی که در پیش داریم، فکر می‌کنیم، ممکن است با تردید مواجه شویم. شاید نتوانیم تصمیم بگیریم چه راهی در پیش بگیریم. در اینجا از خدا می‌خواهیم به طور مستقیم یک فکر یا تصمیم به ما الهام کند. آرام می‌گیریم و بر خودمان سخت نمی‌گیریم، تقلا نمی‌کنیم. وقتی پس از چند بار امتحان جواب‌های درست به ذهنمان خطور می‌کند، اغلب شگفت‌زده می‌شویم. چیزی که پیش‌ازاین، برای ما یک جرقه ذهنی یا الهامی اتفاقی بود، به‌تدریج به یکی از بخش‌های مؤثر ذهن ما تبدیل می‌شود.» (ابراهیمی، ۱۳۸۷، ص ۹۶؛ انجمن جهانی الکلی‌های گمنام، ۲۰۰۶، ص ۱۰۸-۱۱۰)این نگاه که در آن «الهام درونی» جای «وحی الهی» را می‌گیرد و «خدای درون» جایگزین «خدای متعال» می‌شود، یکی از بارزترین مصادیق آموزه‌های نوپدید در معنویت‌های معاصر است که هم ساختاری نوین و هم پاسخی نو به پرسش‌های انسان امروز ارائه می‌دهد.در جمع‌بندی این بحث می‌توان گفت که «نوپدید بودن» در معنویت‌های نوظهور، صرفاً به زمان ظهور آنها محدود نمی‌شود؛ بلکه مجموعه‌ای از تحولات ساختاری، آموزه‌ای و روش‌شناختی را شامل می‌شود که در پاسخ به نیازهای انسان مدرن شکل‌گرفته‌اند.سید علی طواف زاده؛ پژوهشگر معنویت‌های نوظهور
10:48 - 18 مرداد 1405

11٫4k بازدید