نشریه دانشجویی فتح منتشر شد
نشریه فتح متعلق به بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق در مورد اغتشاشات اخیر منتشر شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق پیرامون اغتشاشات اخیر نشریهای را با عنوان "فتح" منتشر کرد.
چه میشد به ایران اضافه کرد؟شهروز حسامی در این نشریه نوشت: میگفت شب اول به تهران حدود ۳ همت و به مشهد حدود ۱ همت آسیب وارد شد. مجموعا در میآید حدوداً ۴ هزار میلیارد تومان!اگر جماعت آشوبگر در همین یک شب به این دو شهر آسیب نزده بودند، طبق یک محاسبهی آماری، میشد با پول جبران خسارتش به تکتک دانشآموزان سیستان و بلوچستانی تقریبا نفری ۳، ۴ میلیون تومان کمکهزینه داد تا در سرمای زمستان پیشرو بدون کاپشن سر کلاس نروند.یا میشد حدود ۳۰، ۴۰ سالن سینمای جدید برای مردم شهرهای بدون سینما در ایران ساخت که امکانات رفاهی و فرهنگی آنها هم اضافه شود. یا مثلا میشد دستکم حدود هزار دستگاه تاکسی برقی نو خرید و به تهران اضافه کرد تا دود و آلودگی شهر را کمتر تنفس کنیم.خلاصه با نبودن آن شب، میشد خیلی کارها کرد.با پول منِ جوانِ بیست و خردهای ساله، میشد کارهای روبهجلوتری از اینکه جای زخم جدید چهارتا فریبخورده یا مزدور را درمان کنیم، انجام داد. اشکال ندارد. مواظب باشیم از این به بعدِ شهرمان را لگد نکنند این آدمعجیبهایِ پنجشنبهشبی که گذشت.
آیا راهی باز میشود؟سید ابوالفضل سید هاشمی، فرمانده بسیج دانشگاه امام صادق (ع) در این نشریه نوشت: آیا راهی باز میشود؟ این سوالی است که امروز در ذهن هر ایرانی دغدغهمند جولان میدهد. برخی شهامت مطرح کردن آن را دارند و برخی ترجیح میدهند راجع به آن سکوت کنند. گروه سومی هم هستند که یک نه محکم گفتند و از این سوال ساده لوحانه عبور کردند.
این جماعت همانانیاند که در یک شب مامور را عریان کشتند، مسجد و مافیها را به آتش کشیدند و دوشادوش هر لقمه حرام بیوطنی که میشد علیه جمهوریِ عزیزِ اسلامی که ماحصل خون صدها هزار ایرانی با شرف است فحاشی کردند. اینها توهم این را دارند که کاری شجاعانه انجام میدهند.نمیدانند که بیمسئولیتترین مردمان ایران همینها هستند. اینهایی که به جای ساختن و بار برداشتن تصمیم گرفتند در روزگار عسرت از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و علیه آنانی که بنای آن دارند که بسازند بشورند.
معترضین در برابر آشوبگران!سید امیر عباس برکچیان، کارشناسی در این نشریه نوشت: حکومت، پدر است برای مردمش؛ یعنی باید چنین باشد. حالا عدهای از فرزندان این پدر، مزدور شدند، تیغ به روی خانواده کشیدند و مستحق جدایی و محاکمهاند. اما مبادا اعتراضات بهحق و بهجای آن اعضای خانوادهای که با وجود همهٔ سختیها، سکوت کردند تا صفشان از صف فرزندان ناخلف جدا شود، شنیده نشود.حالا که این فرزندانِ صبور و خانوادهدوست -بخوانید وطندوست- خودشان دربرابر وادادگان ایستادند و آنچه که به ایشان آسیب زده بودند را ترمیم کردند، کملطفی است که پدر گِلههای کهنهٔ این عزیزْ فرزندان را نشنیده تلقی کند.حالا که «آقا»ی بابصیرت ما اعتراض مردم عزتمند و صبورمان را به رسمیت شناختند، بیمعرفتی است آقایان مسئول صدای رسای اعتراض ایشان را نشنوند. آن هم مردمی که چند سالی است یک به یکشان ستونهای کشور اسلامیمان شدند و کمرشان زیر بار فشار اقتصادی خم شد، اما نگذاشتند عرقی بر جبین ایران اسلامی بنشیند.
گل دقیقه نود!سبحان گودرزی در این نشریه نوشت: از دوره صفویه روی دور افول افتادیم... عقب ماندگی پشت عقب ماندگی... باخت پشت باخت... گل به خودی پشت گل به خودی.دیگر امیدی بهمان نبود. کسی حسابمان نمیکرد. تا اینکه خدا نگاهش را، رحمتش را، روحش را فرستاد سمت این تکه از خاکش.و تو متولد شدی. تو همان گل دقیقه ۹۰ نجات دهنده در این فینال تمدنی بودی. همان روز هایی که شرق و غرب مادی سرمست عیش جهانی خود بودند. آن روز ها که حکومت ما چیزی جز ژاندارم منطقه نبود. تو آمدی و صدای آمدنت سکوت انداخت به چهارستونِ این کره خاکی؛ والله مرتکب کبیره است هرکه داد نزند!نمیدانم شاید تو دعای مستجاب شدهی آن زن فیلیپینی بودی که عفتش زیر چکمه های استعمار لگد مال شده بود.شاید تو جواب خدا بودی به زمزمهی مناجات آن بودایی که سوختن معبدش در بمباران های آمریکا را با اشک تماشا میکرد.
18:53 - 25 دی 1404