برای شب امتحان، حسینیه را کلاس کردند
معلمی را فقط در چهاردیواری مدرسه خلاصه نکنید؛ گاهی پشت یک پنجره قدیمی حسینیه، کلاسی برپاست که بوی ایثار میدهد. خرداد ۱۴۰۵، خیابانهای باسمنج بوی امتحان میداد و دلهای دانشآموزان پر از استرس. اما معلمان مدرسه باقرالعلوم، قرار را عوض کردند. آنها کلاس را به حسینیه مکتبالزهرا (س) بردند؛ جایی که مرور درس عبادت شد و رفع اشکال، لبخند.
خبرگزاری فارس_تبریز: در آخرین روزهای ماه بهار بود و بوی شبهای امتحان در کوچهپسکوچههای باسمنج پیچیده بود.توی دبیرستان و هنرستان باقرالعلوم، اما این روزها کمی فرق داشت. نه اینکه دانشآموزان استرس نداشتند، نه؛ اما یک اتفاق عجیب و غریب، نگرانیشان را کم کرده بود.ماجرا از این قرار بود که معلمها و هنرآموزان مدرسه، یکدل و یکصدا تصمیم گرفته بودند دیوارهای کلاس را کنار بزنند. حسینیه مکتبالزهرا (س) شهر باسمنج شده بود قرارگاه جهادیِ درس خواندن. وقتی فضای معنوی، جای دفتر و تخته را میگیردعصر یکی از روزهای گرم خرداد، وارد حسینیه که میشدی، بوی مهر و معرفت میآمد. نه خبری از زنگ تفریح بود، نه نیمکتهای شلوغ. به جایش، حلقههای درس توی گوشهوشه این مکان مقدس برپا شده بود. خانم هنرآموز کارگاه نقشهکشی، دورتادورش را هنرجویان گرفته بودند و او با حوصله خطایابهای آخرشان را رفع میکرد.هیچکس نگفته بود بیایند؛ خودشان آمده بودند. خودجوش، جهادی، عاشقانه.- یک هنرجو گفت: «دلم گرم شد...»یکی از بچههای سال دوم هنرستان، با چشمانی برقزده به خبرنگار ما گفت: فکر نمیکردم معلمهامون، تو حسینیه بیاند و بیوقفه بهمون کمک کنن. واقعاً دلم گرم شد. انگار کسی پشتمون هست.مادری هم که پشت در حسینیه ایستاده بود و چشم به دخترش دوخته بود، با لبخند گفت: این یعنی معلمی فقط سرِ کلاس نیست؛ این یعنی ایثار.
عدالت آموزشی، نه شعار که عملاین حرکت ساده اما بزرگ، یک پیام روشن داشت، معلم یعنی بودن در کنار دانشآموز، حتی آنسوی دیوارهای مدرسه؛ یعنی کم کردن استرس شب امتحان با لبخند؛ یعنی عدالت را با دست خالی هم میشود، معنا کرد.و اهالی باسمنج، حالا دیگر خوب میدانند که مدرسه باقرالعلوم، فقط یک ساختمان نیست؛ یک وعدهی صادق است به نام «مسؤولیتپذیری».#مسؤولیتپذیری#مدرسه_باقرالعلوم#هنرآموز 12:38 - 6 خرداد 1405