نگران جانشین دلیر تنگستان نباشید
حالا یکبار دیگر مصاحبه سردار تنگسیری را ببینید. حرفهایش آشناست. شبیه حرفهای آقا. امید را در دلتان زنده میکند.
به گزارش گروه فرهنگ خبرگزاری فارس؛دیروز، چند نفر از دوستانم را دیدم که خبر شهادت دلیر تنگستان نگرانشان کردهبود. این دو روایت را برایشان گفتم. آرام گرفتند و امید در دلشان زندهشد. فکر کردم خوب است شما هم بخوانید:پاییز سال ۱۴۰۰ در حاشیه یکی از جلسات مصاحبه به سردار حاجی زاده گفتم: حاج آقا میشه یک سوال شخصی بپرسم؟خندید و گفت: برای کسی که سیر تا پیاز ماجرای زن گرفتنش را پرسیدی، مگر سوال شخصی دیگری هم مانده؟ گفتم: نه از آن سوالهای شخصی! دوربینها خاموشند و صدا هم که ضبط نمیشود. من هم دنبال جواب رسمی نیستم. دغدعه شخصی خودمه! عذر میخواهم که اینقدر صریح میپرسم. شما نفر اول لیست ترور اسرائیلید. چند ترور ناموفق هم داشتید. اگر خدای نکرده یکی از این تلاشهایشان موفق شد، تکلیف موشکی چه میشود؟ سیستم هوافضای ما واقعا چقدر به شما متکیه؟لبخند همیشگیاش موقع گوش کردن به سوالهایم را خورد، جدی شد و پرید وسط حرفم. من داشتم سوالم را ادامه میدادم که با دست اشاره کرد ساکت باشم و گوش کنم.گفت: اولا که شما دعا کن تلاششان موفق شود. من به آرزویم میرسم و یکی بهتر مینشیند جای من. ثانیا من مرده، شما زنده! به والله قسم اگر همین الان من بمیرم و لازم شود، فرمانده بعدی، فقط به اندازه تصمیم در مورد اینکه موشک به کدام هدف شلیک شود وقت نیاز دارد. دوباره چهرهاش باز شد. خندید و دستش را تکان داد و گفت: من که هیچ، جانشین که هیچ، ده رده جانشین بعدی را هم بکشند، موشکی آسیب نمیبیند.خیالتان راحت. شکر خدا، حاج حسن آقا ریلی چیده که وابسته به شخص نیست.
توی جنگ دوازده روزه، وقتی فقط چندساعت بعد از شهادت سردار وقتی موشکها شلیک شدند، یاد حرفش افتادم. به آرزویش رسید و موشکی هم کار خودش را کرد.چهار سال بعد از مصاحبه با سردار و در پاییز ۱۴۰۴ ، بعد از حدود بیست ساعت گفتوگو با یکی از فرماندهان قدیمی سپاه در لبنان، وقتی آخر یکی از جلسات فرصتی پیش آمد و آن بزرگمرد سر حوصله بود، یک سوال شخصی دیگر پرسیدم که ربطی به موضوع گفتوگویمان نداشت.گفتم سال قبل و بعد از ماجرای پیجر، حدودا یکماه با مجروحانی که برای درمان به ایران آمدهبودند سر کردم. میدانید که ابعاد این حادثه وحشتناک بود.شما که تار و پود حزبالله را میشناسید، با سید عباس موسوی همسایه بودید و سید حسن نصرالله، "أخ العزیز" صدایتان میکرد، لطفا مرا قانع کنید که چیزی از حزب الله بعد از ماجرای پیجر و شهادت سید حسن باقی مانده!چطور میشود که آقا میگویند حزبالله ضعیف نشده! برای دلخوشی و حفظ روحیه این حرف را زدهاند؟خندید و گفت: نمیتوانم ثابت کنم! جوابش تلخ اما همانی بود که فکر میکردم. صادقانه بگویم از این جواب ناامید شدهبودم که گفت: اگر قبول دارید که من تار و پود حزبالله را میشناسم و از اولین سالهای تاسیس در کنارشان بودهام، به شما میگویم اگر همین لحظه لازم باشد، حزبالله با تمام قوا و قویتر از قبل وسط میدان است.شما نمیشناسید و من هم اسم نمیبرم اما گول تبلیغات دشمن را نخورید که اعلام کرد تمام فرماندهان عالیرتبه حزبالله ترور شدهاند.بر خلاف ادعاهایشان، دهها تن از فرماندهان رده یک و دوی حزبالله زندهاند و با کار جهادی جای خالی همسنگران شهیدشان را پرکردهاند و اسرائیل در ترورهای سال گذشته نشان داد که حتی آنها را نمیشناسد!
آقا هم بلوف نظامی و تبلیغاتی نزدهاند و بر اساس اطلاعات در مورد قدرت حزبالله صحبت کردهاند.تنها حالتی که حرف من به شما ثابت میشود، ورود حزبالله به یک جنگ دیگر است تا ببینید عملکردشان با عملکرد زمان سید متفاوت نیست و حتی قویتر شدهاند.آنوقت متوجه خواهید شد که حزبالله متکی به شخص نیست و نخواهدبود.یادتان باشد، کار نهضتی اگر متکی به شخص شود، با شهادت اولین فرمانده شکست خواهد خورد.حالا، سه سال و چند ماه بعد از حرفهای سردار حاجیزاده و یکسال و چندماه بعد از صحبتهای آقا و سه چهارماه بعد از صحبتهای أخ العزیز، موشکهای هوافضا هدف انتخاب میکنند و حزبالله در میانه میدان و پرقدرتتر از قبل میجنگد.امروز زمان خوبیست که نتایج پیشبینی این سه عزیز را با دقت نگاه کنیم.سردار حاجیزاده در مورد جانشینی و توان موشکی درست گفت. آقا وعدهاش در مورد قدرت حزبالله درست از آب در آمد و حزبالله همانطور که أخ العزیز گفت، مشغول قدرتنمایی در جنگ جدید است.حالا یکبار دیگر مصاحبه سردار تنگسیری را ببینید. حرفهایش آشناست. شبیه حرفهای آقا. امید را در دلتان زنده میکند. "و ما رمیت" میخواند و میگوید: ما نیستیم، قدرت معنویت و خداست. اگر فکر کنیم ما هستیم، آن زمان شکست میرسد...
10:28 - 11 فروردین 1405