روایت یک تعالی فاطمی در حوزه سلامت معنویفاطمه با چادر فاطمه
فاطمه حدود دو سال پیش برای مشاورهٔ ازدواج به مرکز مشاوره مراجعه کرد. دختری معناگرا، درستکار و فاطمیسیرت، اما با ظاهری متفاوت با فاطمیون. در حاشیهٔ جلسات مشاورهٔ ازدواج، جلسات فردی نیز برگزار میشد. علل عدم تمایل فاطمه به حجاب و پوشش، در کنار تمایلش به داشتن سبک زندگی ایرانی-اسلامی، از جمله موضوعاتی بودند که در جلسات فردی مورد واکاوی و گفتگو قرار گرفتند. خانوادهٔ بسیار فرهیخته و البته مذهبی فاطمه، از ابتدا بر موضوع حجاب تاکید داشتند، اما با وجود توجه آنان، واکنشهای معکوسی در این فطرت پاک شکل گرفته بود. فاطمه در دنیای فردی خود، با برخورداری از روحیهٔ معنوی و رفتارهای دینی، به تمام معنا دیندار بود؛ اما به دلیل ناهمگونی میان ظاهر و باطن، هنگام مواجهه با موقعیتهای اجتماعی و تعاملات شغلی، هم خود دچار تعارض میشد و هم اطرافیان را دچار سردرگمی میکرد. از این رو، در جلسات فردی، یکی از محورهای اصلی گفتگو، شفافسازی این ناهمسانی و تبیین اثرات آن بر زندگی فاطمه بود؛ از جمله دور شدن از اهداف، ایجاد ناخرسندی، اضطراب و سایر پیامدهای منفی. به تدریج، فاطمه با آثار ناخوشایند این ناهماهنگی درونی مواجه شد و توجه ویژهای به حل این مسئله نشان داد.
تا اینکه سهشنبه، ۱۳ آبان ۱۴۰۴، مصادف با روز شهادت حضرت زهرا(س)، نوبت آخر مرکز مشاوره مربوط به فاطمه بود. روز بسیار خستهکنندهای داشتم، اما با باز شدن در اتاق، گویی ستارهای در چشمانم درخشید. باورکردنی نبود که این دختر زیباتر، همان فاطمهٔ سابق است. از خوشحالی، اشک در چشمانم حلقه زد. فاطمه بهطور پیوسته و به مدت دو ساعت روایت کرد که چگونه در فاصلهٔ بین دو جلسهٔ مشاوره، تحول شناختی-رفتاری خود در زمینهٔ حجاب را محقق و اجرایی کرده است. به هر روی، به لطف خداوند و عنایت خاصۀ حضرت زهرا(س)، فاطمه گام نهایی را در مسیر تعالی خود برداشت و به توحیدیافتگی کامل در شخصیتش به عنوان یک بانوی نمونهٔ اسلامی دست یافت.
این تولد دوباره را به ایشان تبریک و تهنیت گفته و به همکاران مشاور و روانشناسم معروض میدارم: اینکه برخی از همکاران گرامی، با نگرشی سکولار، مواضع دینی را از زندگی جدا میدانند و در جلسات مصاحبه، مشاوره و درمان به آن نمیپردازند، کاستی و نقص جدی در عملکرد حرفهای محسوب میشود. چرا که مواضع دینی، در واقع تبیین مولفههای اصلی سبک زندگی انسانی هستند که هدف نهایی آنان، سلامت و سعادت انسان است. دین تاجر نیست که از رفتارهای دینی و معنوی ما سود ببرد یا شهرتی کسب کند؛ دین، بزرگترین برنامهٔ پروردگار برای رساندن بشر به سلامت و سعادت است. لذا سزاوار است که مشاوران و روانشناسان، در اتاق درمان و از ابتدای مصاحبهٔ تشخیصی، تمام ابعاد زندگی مراجع را بررسی کنند تا با نگرشی جامعنگر و سلامتمحور، هر گونه کاستی یا نقص در منظومهٔ زندگی وی را موضوع بررسی و رسیدگی حرفهای قرار دهند. عبارات سکولار و روشنفکرنمایانهٔ توهمآمیزی از قبیل: «دین مراجع به خودش مربوط است»، «مشاور بدون جهتگیری دینی در اتاق درمان مینشیند» یا «مشاور هرچه بیجهتگیری دینی باشد، حرفهایتر است» که حتی از موضع گیری غرب و شرق نیز تبعیت نمی کند، نشاندهندهٔ نقص جدی در دانش و حرفهایبودن یک روانشناس است. و سخن آخرکم نیستند رهروان تیزپایی همچون فاطمه که تنها چند گام تا قلهٔ سلامت و سعادت فاصله دارند. پس مراجعان را نیمهکاره و زخمی در میانهٔ راه رها نکنیم. تنها با آهنگ مراجع پیش نرویم؛ اگر نغمههایش هموار بود، که اساساً در اتاق مشاوره چه کاری داشت؟ نغمههای رساتر و زیباتری نیز قابل ارائه است. روانشناس باید نتها را هماهنگ کند و به مراجع پیشنهاد و فرصت دهد تا با خود تمرین فکر و عمل داشته باشد ....
22:52 - 16 آبان 1404