قمارباز در تنگه؛ وقتی ورق‌های رو شده دیگر برنده نمی‌سازد

تحلیلی بر محاصره‌ دریایی ترامپ از منظر نظریه‌های نظام بین‌الملل و تجربه‌های تاریخیدکتر سعید سیفی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل راهبردی در یادداشتی، تحلیلی بر محاصره‌ دریایی ترامپ از منظر نظریه‌های نظام بین‌الملل و تجربه‌های تاریخی را ارائه داد.
دکتر سعید سیفی در یادداشتی، نوشت:روز یکشنبه دوازدهم آوریل ۲۰۲۶، پس از بیست‌ویک ساعت مذاکره‌ی مستقیم بدون نتیجه میان هیئت‌های آمریکایی و ایرانی در اسلام‌آباد، جهان با پیام کوتاهی از سوی ترامپ در Truth Social مواجه شد که می‌تواند آغاز فصلی خطرناک‌تر از آنچه تاکنون گذشته بود، باشد، فصلی که می‌توان آن را توازن وحشتی جدید در این مقطع کنونی دانست. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، اعلام کرد که نیروی دریایی آمریکا با قید فوریت، فرآیند محاصره‌ هرگونه کشتی ورودی یا خروجی از تنگه هرمز را آغاز خواهد کرد. او همچنین دستور داد که هر کشتی در آب‌های بین‌الملل که عوارض ایران را پرداخته باشد، شناسایی و توقیف شود. این اعلام، که با لحن‌هایی همچون "منفجر، جهنم و قفل" همراه بود، در واقع آخرین برگ یک قمارباز خسته را نشان می‌داد؛ قمارباز حرفه‌ای که ورق‌هایش را یکی یکی رو کرده، اما هیچ‌کدام برای او دستاوردی نداشته است.فرضیه‌ نویسنده در این یادداشت بر آن است که محاصره‌ دریایی تنگه هرمز نه‌تنها ابزاری ناکارآمد برای تغییر معادله به نفع واشینگتن است، بلکه بر اساس مبانی نظری مستحکم نظام بین‌الملل، تجارب تاریخی مشابه و واقعیت‌های میدانی کنونی، این تصمیم یک اشتباه راهبردی کلاسیک است که هزینه‌ آن را مردم آمریکا در پمپ بنزین‌ها و سایر ابعاد زندگی و متحدان ترامپ در صندوق‌های رأی پرداخت خواهند کرد. در این یادداشت، ابتدا واکنش‌های بین‌المللی را مرور می‌کنم، سپس نظریه‌های روابط بین‌الملل را به عنوان راهنما به کار می‌گیرم، از تجارب تاریخی عبرت می‌گیریم و در نهایت مسیری را که ایران می‌تواند با بهره‌گیری هوشمندانه از این فرصت طی کند را ترسیم خواهم کرد.
*** واکنش‌ها به برگ جدید ترامپاین تصمیم ترامپ را شاید بتوان یکی از مواردی دانست که با شدیدترین انتقادها روبرو شده است. نخستین و شاید مهم‌ترین علامت هشدار از درون خود واشینگتن شنیده شد. سناتور مارک وارنر، عضو برجسته‌ کمیته‌ اطلاعات سنا، در مصاحبه‌ای با CNN ضمن انتقاد از تصمیم مذکور ترامپ، اعتراف کرد که "نمی‌فهمم چگونه محاصره‌ تنگه هرمز می‌تواند ایران را مجبور به باز کردن آن کند" و تصریح کرد، "ارتباط منطقی بین این دو را نمی‌بیند". در قبال واکنش او باید به یک نکته مهم دقت کرد، این واکنش، سخنان یک منتقد سیاسی معمولی نیست؛ این نقد، در واقع نقد یک قانون‌گذار آگاه به اطلاعات محرمانه آمریکا است که آشکارا از سردرگمی راهبردی کاخ سفید پرده برمی‌دارد.آندریاس کریگ، محقق ارشد امنیت در کینگز کالج لندن، یک قدم فراتر رفت و گفت، "هیچ ابزاری در جعبه‌ابزار نظامی آمریکا وجود ندارد که ترامپ بتواند با آن اراده‌اش را در این زمینه به کرسی بنشاند".اما شاید تناقض‌آمیزترین صحنه آنجا بود که ترامپ ادعا کرد، انگلستان در محاصره تنگه هرمز شریک خواهد بود، در حالی که یک منبع آگاه در لندن به CBS News گفت که "بریتانیا در محاصره‌ تنگه هرمز شرکت نخواهد کرد". این شکاف میان ادعا و واقعیت، درست در لحظه‌ اعلام، خود گویاترین نشانه‌ ضعف این رویکرد ترامپ ارزیابی می‌شود. وقتی حتی نزدیک‌ترین متحد استراتژیک آمریکا در همان روز و لحظه اول از این اقدام فاصله می‌گیرد، باید پرسید، ائتلاف ادعایی ترامپ بر کدام پایه استوار است.
کارن یانگ، پژوهشگر ارشد انرژی در مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا نیز بُعد اقتصادی تصمیم جدید ترامپ را نشانه گرفت و گفت، محاصره‌ تنگه توسط آمریکایی‌ها، کمبود بازار نفت را از هفت میلیون بشکه‌ نفت خام به سطوح بالاتر خواهد رساند و قیمت‌های نفت تا پایان ۲۰۲۶ در سطوح بالا باقی خواهند ماند. حتی برخی کارشناسان از نفت ۱۵۰ دلاری بواسطه رویکرد جدید ترامپ صحبت کردند. این واکنش‌ها یعنی ترامپ با یک تصمیم، هم آتش تورم را شعله‌ور کرده، هم شانس جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای را کاهش داده است.مسئولان کشورهایی مثل استرالیا، ژاپن، هند، ترکیه و جدی‌تر و مهم‌تر از همه، چین نیز ضمن مخالفت صریح با تصمیم ترامپ و تاکید بر مذاکره به عنوان راهکار حل اختلاف، هرگونه اقدامی که نظم و امنیت حمل و نقل دریایی را خدشه‌دار کند، اقدامی نادرست خواند. حتی واکنش اسپانیایی‌ها نیز در این میان، بسیار مهم و قابل توجه بود که از ابتدای جنگ رمضان نیز رویکردی منطقی را اتخاذ کرده‌اند. اسپانیا اعلام کرد، هرگونه عملیات ناتو در تنگه هرمز را وتو می‌کند و با این کار بار دیگر ترامپ را از ناتو، ناامید کرد.واکنش‌های کارشناسان و مسئولان کشورهای مختلف به طرح محاصره دریایی تنگه ترامپ، ایرانی‌ها را در قالب یک وزن‌کشی سیاسی در نظام بین‌الملل، در این مقطع کنونی و نسبت به موضوع مذکور، در موقعیت بهتری قرار داد.*** محاصره دریایی ایران از نگاه نظریه‌های روابط بین‌المللاما در ادامه، تصمیم و به اصطلاح، ورق جدیدی که ترامپ رو کرده را از نگاه نظریه‌های نظام بین‌الملل ارزیابی می‌کنیم تا ببینیم آیا نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل که اغلب نیز برخاسته از غرب می‌باشند، اقدام او را تایید می‌کنند یا خیر.
اگر بخواهیم از منظر علمی به این مناقشه جدید بنگریم، چند نظریه معتبر در روابط بین‌الملل به‌صراحت پاسخ ما را می‌دهند و نشان می‌دهند که چرا رویکرد ترامپ محکوم به شکست است.نخست، نظریه‌ اهرم (Leverage Theory). توماس شلینگ، برنده‌ی جایزه‌ نوبل اقتصاد، در کتاب کلاسیک خود "استراتژی تعارض" آورده است، قدرت چانه‌زنی نه از حجم و قدرت نظامی، بلکه از مدیریت و کنترل پیامدهای بحران ناشی می‌شود. در این خصوص باید توجه کنیم که ایران در این بحران مالک پیامد است؛ یعنی تصمیم می‌گیرد و کنترل می‌کند که تنگه باز بماند یا بسته در شرایطی که آمریکا در این معادله صرفا می‌تواند هزینه‌ها را بالا ببرد، اما قادر نیست اصل موضوع و پیامد را تغییر دهد و این، تنها ایران است که مدیریت تنگه را برعهده دارد و می‌تواند آن را باز کند یا ببندد، نه آمریکا. این یعنی در منطق توماس شلینگ، هر فشار اضافه‌ای که واشینگتن وارد کند، صرفا ایران را به سوی یک موضع سخت‌تر سوق می‌دهد، نه تسلیم.دوم، واقع‌گرایی تهاجمی (Offensive Realism). جان مرشایمر استدلال می‌کند که دولت‌ها در شرایطی که بقایشان را در خطر ببینند، حاضر به پذیرش هر هزینه‌ای هستند. ایران سال‌هاست این بحران را نه یک اختلاف دیپلماتیک، بلکه یک تهدید وجودی می‌بیند. در این چارچوب، افزایش فشار نظامی نه‌تنها به تسلیم نمی‌انجامد، بلکه انگیزه‌ی مقاومت را تقویت می‌کند. تهران تنگه هرمز را برگ برنده مهم خود می‌داند و نه تنها ایران، بلکه هیچ دولتی حاضر نیست، آخرین برگ برنده‌اش را داوطلبانه کنار بگذارد.
سوم، نظریه‌ی وابستگی متقابل پیچیده (Complex Interdependence). روبرت کوهن و جوزف نای به ما می‌آموزند که در جهانی با شبکه‌های اقتصادی درهم‌تنیده، هزینه‌ بستن یک شاهراه انرژی مانند تنگه هرمز بر همه‌ بازیگران تحمیل می‌شود. اما نکته قابل توجه اینجاست که این هزینه‌ مشترک، فشار سیاسی را نه بر ایران، بلکه بر آمریکا به‌عنوان عامل بحران متمرکز می‌کند. چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، اسپانیا، انگلیس، اروپا، آفریقا و کشورهای خاورمیانه همگی از این شرایط رنج می‌برند، اما نگاهشان به سوی واشینگتن است که بحران را آغاز و به این نقطه رسانده است که بدون شک تبعات منفی را برای این کشور در کوتاه و بلند مدت به همراه خواهد داشت و بیش از پیش اعتبار این رژیم تروریستی را در دنیا تحت تاثیر قرار خواهد داد.*** تجربه‌های تاریخی از محاصره‌های دریاییاز مبانی نظری که بگذریم، تجارب تاریخی نیز مثل همیشه، بهترین درس‌آموخته‌ها را برای بازیگران در نظام بین‌الملل دارد.تاریخ نظامی و دیپلماتیک قرن بیستم نمونه‌های مشابهی را ثبت کرده که هرکدام، در این مقطع کنونی، می‌تواند درسی برای ما داشته باشد.در اکتبر ۱۹۶۲، جهان در آستانه‌ جنگ اتمی قرار گرفت. اتحاد شوروی در حال نصب موشک‌های بالستیک در کوبا بود و جان کندی، رئیس‌جمهور آمریکا، تصمیم گرفت با یک به اصطلاح "محاصره دریایی" از ورود کشتی‌های شوروی جلوگیری کند. این محاصره موفق شد، اما دلیل موفقیتش بسیار مهم بود. نکته مهم در این نمونه تاریخی این بود که آمریکا در موضع برتری کامل جغرافیایی قرار داشت یعنی موضعی که امروز ایران در آن قرار دارد اما شوروی هیچ پایگاه حقوقی یا جغرافیایی برای ادامه‌ آن عملیات نداشت.
در این میان، کندی همزمان یک راه خروج آبرومندانه به خروشچف مبنی بر خروج موشک‌های آمریکایی از ترکیه در ازای عقب‌نشینی شوروی پیشنهاد داد که به اعتقاد اکثر کارشناسان، رفع محاصره‌ کوبا بدون این معامله‌ پنهانی هرگز جواب نمی‌داد. در موضوع تنگه هرمز و تهدید جدید آمریکا، ترامپ نه در موقعیت جغرافیایی برتر قرار دارد، نه راه خروجی را برای این مناقشه درنظر گرفته و حتی در واقع آتش‌بس دو هفته‌ای را نیز نقض کرده است.در دسامبر ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون با عملیات Linebacker II، شدیدترین بمباران هوایی جنگ ویتنام را علیه هانوی یا همان ویتنام شمالی آغاز کرد و همزمان بنادر این منطقه را با مین مسدود ساخت. این عملیات از نظر نظامی یک پیروزی تاکتیکی بود، اما هانوی تسلیم نشد و ماه‌ها بعد توافق پاریس امضا شد، البته نه بر اساس منطق نیکسون، بلکه بر اساس خستگی مفرط آمریکا و فشار افکار عمومی داخلی این کشور. واقعیت این بود که، ویتنام شمالی می‌دانست، آمریکا در مسیر خروج است و فقط کافی است کمی مقاومت کند. امروز ایران نیز، بر این معادله اشراف کافی دارد، قمارباز آمریکایی کلافه و سردرگم است و فشار انتخاباتی داخلی در آمریکا به‌قدری شدید است که زمان به نفع تهران جلو می‌رود.در مثال تاریخی دیگر نیز می‌توان به اوت ۱۹۹۰ و اشغال کویت توسط صدام حسین اشاره کرد. در آن زمان، شورای امنیت سازمان ملل یک محاصره‌ اقتصادی فراگیر علیه عراق اعمال کرد که حمایت تقریباً همه‌ی کشورهای جهان را با خود داشت.
این محاصره موفق شد فشار بین‌المللی را تجمیع و عملیات طوفان صحرا را با همان اجماع بین‌المللی اجرا کند، تا در نهایت، عراق را وادار به عقب‌نشینی کند. اما آنچه وضع امروز را متفاوت می‌کند این است که در ۱۹۹۰، آمریکا در مرکز یک ائتلاف ۳۴ کشوری بود، در حالی که امروز حتی نزدیک‌ترین متحد آمریکا یعنی انگلیس در همان روز اول کنار کشید و سایر کشورهای اروپایی، ناتو و کشورهای مهم نظام بین‌الملل نیز نه تنها ترامپ را تنها گذاشتند بلکه صراحتا با اقدام مدنظر او مخالفت کردند. در نتیجه باید گفت، محاصره‌ای که پشتوانه‌ی بین‌المللی ندارد، محاصره نیست و صرفا یک تهدید تنها و بدون پشتوانه است.*** پیامدهای محاصره دریایی ایرانپیامدهای این تصمیم ترامپ نیز که با احمقانه خواندن آن از سوی بسیاری کارشناسان روبرو شده، قابل توجه است. این تصمیم پیامدهایی چندلایه دارد که هریک به‌تنهایی می‌تواند یک بحران مستقل باشد. در داخل آمریکا، محاصره دریایی ایران به معنای بسته‌ماندن تنگه هرمز از دو نظر قابل توجه است. هم ایران نفت صادر نمی‌کند، هم عرضه‌ نفت به بازارهای جهانی از کانال تنگه هرمز مسدود می‌شود. در کل، نتیجه‌ همه این شرایط، مستقیماً در پمپ‌های بنزین‌های سراسر آمریکا حس خواهد شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و سرپرست هیئت ایرانی در اسلام‌آباد، در پیامی با انتشار تصویر قیمت بنزین در نزدیکی کاخ سفید، این واقعیت را با ظرافت دیپلماتیک خطاب به ترامپ و مردم آمریکا، متذکر و نوشت، "از قیمت فعلی لذت ببرید، به زودی برای بنزین چهار تا پنج دلاری دلتنگ خواهید شد".
پیامی که مردم و دولتمردان آمریکایی بخصوص جمهوری‌خواهان باید آن را جدی بگیرند زیرا تورم انرژی در آستانه‌ انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند مشابه همان چیزی باشد که در ۱۹۷۳ نیکسون را در باتلاق فرو برد.در اکتبر ۱۹۷۳ بود که کشورهای عرب عضو اوپک به‌دلیل حمایت آمریکا از رژیم اسرائیل در جنگ یوم‌کیپور که در ادبیات بین‌الملل "جنگ رمضان" نیز خوانده می‌شود، صادرات نفت به آمریکا را تحریم کردند. قیمت نفت در چند ماه چهار برابر شد، صف‌های طولانی جلوی پمپ‌های بنزین در سراسر آمریکا شکل گرفت و تورم شدید اقتصاد آمریکا را فلج کرد. نیکسون که همزمان درگیر رسوایی واترگیت نیز بود، زیر فشار افکار عمومی له شد و در ۱۹۷۴ مجبور به استعفاء شد.در هر دو حالت، هم در ۱۹۷۳ و هم در حال حاضر و در ۲۰۲۶، یک تصمیم رئیس جمهور آمریکا در حوزه سیاست خارجی، مستقیماً به جیب مردم عادی این کشور ضربه وارد کرده و می‌کند. امروز تنگه هرمز بسته است و بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور نمی‌کند. تصمیم ترامپ برای محاصره دریایی ایران، ‌این وضع را بدتر می‌کند، قیمت انرژی را بالاتر می‌برد و در آستانه‌ انتخابات میان‌دوره‌ای، رأی‌دهنده‌ آمریکایی که تقریبا هر روز پمپ بنزین می‌رود و این هزینه را حس می‌کند، مستقیم‌ترین پیام خود را به صندوق‌ رأی می‌برد.البته باید به این نکته دقت شود که نیکسون قربانی تحریم دیگران بود، البته متاثر از تصمیم اشتباه خود، اما ترامپ خودش با اعلام محاصره دریایی عامل اصلی گرانی است و از نظر سیاسی این موضوع برای او بسیار خطرناک‌تر خواهد بود.
نکته مهم دیگری که از نظر نویسنده، در سطح بین‌الملل نباید از آن غفلت کرد، توقیف کشتی‌های برخی کشورها است که می‌تواند شرایط را برای ترامپ بیش از پیش سخت‌تر کند.مثلا توقیف کشتی‌های چین و هند که عوارض دریایی ایران را پرداخته‌ کرده‌اند، واشینگتن را در رویارویی مستقیم با دو قدرت اقتصادی بزرگ و نوظهور جهان قرار می‌دهد. چین که با واکنش‌های اخیرش، موضع خود را از میانه به حمایت از ایران تغییر داده، دیگر یک ناظر منفعل نیست. هند نیز با توجه به روابط تجاری خود با ایران، نمی‌تواند این تهدید مستقیم به کشتی‌هایش را نادیده بگیرد. در منطقه‌ غرب آسیا نیز این اقدام، کشورهای حاشیه‌ خلیج فارس را در موقعیتی پیچیده قرار می‌دهد، آنها که همواره امنیت خود را متکی به آمریکا می‌دانند، تضمین آرامش اقتصادی خود را نیز در گروی باز بودن تنگه هرمز ارزیابی می‌کنند. طبیعی است که همه این موارد، شرایط را برای ترامپ و تیمش سخت‌تر خواهد کرد.ایران نیز بدون شک از این محاصره دریایی متاثر خواهد شد و اینکه بگوییم ایران مشکلی نخواهد داشت، واقع‌بینانه نخواهد بود اما نکته مهم در این خصوص، مدت زمان این اقدام جدید ترامپ است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان با توجه به پیامدهای آن، نمی‌تواند چندان بلندمدت باشد و ایران مثل آمریکا، شرایط سخت‌ و بحرانی نخواهد داشت. ایران به عنوان مثال در حوزه تولید نفت، در کوتاه مدت مشکل چندانی نخواهد داشت و تا حدی می‌تواند تولیدات خود را در مخازن و حتی کشتی‌های روی آب داشته باشد تا روند تولید با مشکل چندانی در کوتاه مدت روبرو نشود. اما به یک نکته مهم نیز باید توجه داشت که شاید فروش نفت ایران کم شود اما قیمت آن حداقل ۲ برابر گذشته است و نتیجه کاملا مشخص است.
در حوزه واردات نیز، مجدد تاکید می‌شود، "ایران در کوتاه مدت"، مشکل چندانی نخواهد داشت. اول این که ایران در خصوص پشتوانه و ذخایر کالاهای اساسی مثل مواد غذایی، بارها اعلام کرده تا ۶ ماه ذخایر کافی را در اختیار دارد و مشکلی نخواهد داشت و دوم، ایران می‌تواند بسترها و مسیرهای جدید را برای واردات خود در نظر بگیرد که آغاز و عملیاتی شدن مسیر تجاری ایران پاکستان از امروز، در همین راستا ارزیابی می‌شود. در خصوص صادرات نیز، ایران در کوتاه مدت مشکل چندانی نخواهد داشت. بخشی از صادرات ایران به کشورهای همسایه مثل صادرات به عراق، افغانستان، پاکستان و... که احتمالا مشکلی نخواهد داشت و در خصوص سایر صادرات مثل پتروشیمی و فرآورده‌های دیگر به چین نیز، ایران تدابیر ویژه‌ای برای استفاده از سایر بنادر خود دارد و در کل، شاید حجم صادرات ایران کم شود اما احتمالا متوقف نخواهد شد. اما در نهایت باز هم تاکید می‌شود که باید به این موضوع نگاه واقع‌بینانه داشت، این اقدام ترامپ برای همه از جمله ایران، اختلالات و مشکلاتی را به همراه خواهد داشت، برخی کشورها بیشتر و برخی کشورها کمتر متاثر خواهند شد.*** ایران در مقابل محاصره دریایی؛ بایدها و نبایدهادر این شرایط که صحنه‌ بازی به نفع ایران چرخیده، سیاست‌گذاران و مسئولان تهران باید ترکیبی از صبر راهبردی و دیپلماسی هوشمند را در دستور کار خود قرار دهند. یکی از مهم‌ترین اقدامات در این مقطع کنونی، حفظ انسجام روایی است.
تهران باید در فضای بین‌الملل به‌روشنی این واقعیت را منتقل کند که مذاکرات اسلام‌آباد به دلیل زیاده‌خواهی، غیرمنطقی بودن و تغییر مواضع آمریکایی‌ها در لحظه، ناکام ماند. همانطور که وزیر امور خارجه‌ ایران در اظهاراتش گفت، "مذاکرات تنها چند قدم با یک تفاهم‌نامه فاصله داشت". این روایت باید در مجامع بین‌المللی، از سازمان ملل گرفته تا گروه بریکس، با شواهد مستدل به گوش جهانیان برسد. نکته قابل توجه در این خصوص این است که این روایت باید در محتوا انسجام داشته باشد اما متناسب با شرایط جامعه هدف باید تنظیم شود که تاثیرگذاری و نتیجه لازم را داشته باشد. در این خصوص، رسانه‌های برون مرزی ایران و رسانه‌های محور مقاومت باید نهایت برنامه‌ریزی و تلاش خود را برای تحقق این مهم داشته باشند.دومین و یکی از مهمترین استراتژی‌هایی که ایران در این مقطع زمانی باید دنبال کند بازی با زمان است. همانطور که در قبل نیز اشاره شد، فشار سیاسی داخلی روی ترامپ هر هفته سنگین‌تر می‌شود. افزایش روزافزون قیمت، کسری تجاری فزاینده و انتقادهای حزبی از درون جمهوری‌خواهان، ساعت را به نفع تهران کوک کرده است. مقامات ایران همزمان با حفظ اقتدار، نباید با هیچ اقدامی این ساعت را متوقف کنند یا بهانه‌ای به دست واشینگتن بدهند که توجه افکار عمومی آمریکا را از مشکلات داخلی به خارج منحرف سازد. با توجه به این موقعیت حساس، دور از انتظار نخواهد بود که ترامپ و اتاق فکرش با راه‌انداختن یک موضوع و داستان جدید، تلاش کنند فشار افکار عمومی از روی خود را کاهش دهند.
نکته و اقدام دیگری که در این شرایط باید از سوی مسئولان ایرانی مورد توجه قرار گیرد، استفاده دیپلماسی و هماوردی از شرایط تنگه هرمز است. سیستم عوارض دریایی که ایران در تنگه راه‌اندازی کرده ابزاری چندمنظوره است؛ هم درآمدزاست، هم اهرم چانه‌زنی و هم در بلندمدت می‌تواند بستر مناسبی برای تعامل و جذب سرمایه‌گذاران خارجی از کشورهای مختلف را فراهم کند. اما در این مقطع کنونی، سیستم عوارض دریایی در تنگه، می‌تواند کشورهایی مانند چین، هند و پاکستان را به حامیان ضمنی ایران در برابر یک‌جانبه‌گرایی آمریکا تبدیل ‌کند. مسئولان ایرانی باید از این شرایط نهایت استفاده را ببرند و آن را به اهرم دیپلماتیک فعال تبدیل کنند.نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت، در بُعد بازدارندگی است، البته بازدارندگی فعال و موثر که توماس شلینگ در نظریه خود آن را "تعهد قابل باور" (Credible Commitment) می‌نامد. ایران باید یک پیام شفاف ارسال کند که هرگونه اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های دریایی ایران، پاسخ متناسب خود را خواهد داشت، موضوعی که در بیانیه قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء به روشنی خود را نشان داد.با توجه به واکنش هوشمندانه مسئولان ایرانی در استفاده از بازدارندگی موثر، دیپلماسی هوشمند که در ۲۴ ساعت گذشته، نشانه‌های آن را در فعالیت وزیر امور خارجه ایران در ارتباط با همتایان خود شاهد بودیم، عدم تعجیل و استفاده از عنصر زمان و تقویت همراهی و حمایت همه جانبه مردم از نظام سیاسی کشور با حضور و حفظ خیابان‌ها، به خوبی نشان می‌دهد، هماهنگی و انسجام خوبی در میان مسئولان کشور، مردم و حاکمیت و میدان و دیپلماسی وجود دارد.
*** جمع‌بندی؛ قماربازی که همه‌ی ورق‌هایش را رو کردهدر نهایت و در قالب جمعبندی می‌توان گفت، یک قدرت بزرگ که عادت به هژمونی بی‌رقیب داشت، در جغرافیایی گرفتار شده که در آن برتری نظامی به‌تنهایی پیروزی نمی‌آورد. محاصره‌ دریایی ترامپ نه بر اساس منطق توماس شلینگ، نه بر اساس آموزه‌های مرشایمر و نه بر اساس تجربه‌ی کوبا، ویتنام و کویت قابل دفاع است. این اقدام همزمان هزینه‌ اقتصادی بیشتر بر مردم آمریکا تحمیل می‌کند، ائتلاف‌های بین‌المللی را سست می‌کند یا حتی از بین می‌برد، قدرتهای بزرگ و نوظهور مثل چین و هند را به موضع‌گیری و واکنش وادار می‌کند و در عین حال اهرم اصلی ایران یعنی کنترل تنگه هرمز را در دست این کشور حفظ می‌کند.یک قمارباز حرفه‌ای می‌داند که وقتی همه‌ی ورق‌هایش را رو کرده و هنوز برنده نشده، بلوف زدن با ورق آخر فقط ضرر او را دو برابر می‌کند و ترامپ اکنون در این موقعیت است. دیپلماسی شکست خورد، ائتلاف شکل نگرفت، جنگ نتیجه نداد، مذاکرات بدون نتیجه بود و حالا محاصره‌ای اعلام شده که حتی نزدیک‌ترین متحدش، در همان ساعت اول از آن فاصله گرفت. جهان منتظر است ببیند این آخرین برگ رو شده چه سرنوشتی خواهد داشت، اما نظریه‌های علمی، تجارب تاریخی و منطق اقتصادی یک پیش‌بینی مشترک دارد؛ راه حل تنگه هرمز از ایران و احترام به ملت بزرگ ایران می‌گذرد، نه عرشه‌ ناوهای جنگی.نویسنده؛ دکتر سعید سیفی — استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل راهبردیانتهای پیام///
21:46 - 26 فروردین 1405

3 بازنشر7 واکنش
80٫5k بازدید


1 پاسخ

@user1771911112333 ساعت پیش
در پاسخ به
به حرف و عمل ترامپ توجه نکنید ادم دمدمی مزاجی هست هرچه گفته تاحالا هیچ کدام به طور جد انجام نداده طرح محاصره دریایی نه امکانپذیر هست نه چیزی چند هفته بعد که از این ماجرا ملافه شد میگه مگه ایرات تحت محاصره دریایی بوده زود برگردید سرجلی اولتان فرماندهان نظامی امریکا هم چاره ای جز کنار رفتن ندارند