پیادهروی اربعین در خیابانهای ایران
این روزها من راهی سفر اربعینم؛ بیرقهای عزا برافراشته شده و موکبها به راهند، خادمی زائران را دعوت به استراحت در موکب میکند و پسر بچهای چای میریزد، مردی در کنار خیابان کفشهای زائران را واکس میزند، پیرمردی اسفند دود میکند و برای سلامتیمان صلوات میفرستد، صدای نوحه قطع نمیشود!
و علمها به سوی آسمان برافراشته شدهاند، تصویر لبخند ِشهدا زینت بخش خیابانهاست آری من در این جاده قدم میزنم برای حرم ولی نه در جاده نجف تاکربلا، من درخیابانهای شهرم قدم میزنم برای دفاع ازحرم جمهوری اسلامی! مگر نه اینکه حاج قاسم گفت: جمهوری اسلامی حرم است واین حرم اگرماند دیگر حرمها هم باقی میماند!
من برای حفاظت از کرب و بلایم از مشهد و نجفم پای به میدان گذاشتم اینجا اربعین است ولی اربعین رهبر شهیدمان، اینجا با رفتن علمدارِ خیمه همه علمدار شدند، علم سه رنگ و زیبایم با نقش الله را در دست دارم، اینجا هم برای کودکان هدیههای کوچک آوردم اما این بار برای تشکر از کودکان میهنم که نترسیدند
و زیر بمباران به میدان آمدند، اینجاهم به نیابت از رهبرم قدم میزنم اما رهبر شهیدم!...ادامه دارد...یادداشت از زینب کیومرزی#رسانه_استادان_دانشگاه 17:53 - 2 فروردین 1405