کارفرهنگی نبایدفرسایشی شود
کار فرهنگی یک تیغه دولبه است اگر متولیان آن را درست پرورش دهند باعث پیشرفت وجذابیت و اگر نتوانند درست مدیریت کنند خودش می شود یک ضد فرهنگ و آسیب وقتی کارفرهنگی از «محتوا» و «میدانداری» جدا شود، فرسایشی و خسته کننده برای مخاطب میشود. جذابیت پایدار در کار فرهنگی ، از برنامهریزی هدفمند، محتوای غنی، و اجرای خلاقانه آغاز می شود؛ نه صرفاً تکرار برنامهها.میدان داری چندین ماهه مردم که قدردان همه آنها از کوچک و بزرگ هستیم و براساس وظیفه خود و فرمان رهبر عزیزمان پای کار انقلاب هرشب هستیم ، جدا از برنامه ریزی متولیانی است که شبها چراغ اجرای این تجمعات را شروع می کنند است .کار و برنامه فرهنگی نباید به فعالیتی خستهکننده و تکراری تبدیل شود؛ باتوجه به محیط ، علاقه مردم ، اتفاقات روز ، جذابیت ، دعوت از افراد و گروههای مختلف ، مطالعه قبل از برنامه و حتی نگاه جدید به نوع اجرا و استفاده از ظرفیت های محله و میدان باید طراحی و اجرا گردد .می توان برای انسجام و بررسی اثر بخشی برنامه های های هرشب : ۱. برنامه نویسی و زمان بندی مکتوب (مناسب برای ارزیابی و مقدار جذابیت کار )بهرهوری در فعالیتهای فرهنگی مستلزم عبور از اقداماتِ فرسایشی و روی آوردن به رویکردِ «میدانداری» برای جذب مخاطب است. این مهم تنها از طریق طراحی برنامههایی با محتوای غنی، عمیق و اندیشهورزانه میسر میشود تا ضمن ایجاد جاذبه حداکثری برای مخاطب، پویایی و تداومِ اثرگذاری حفظ گردد.» ۲. شعارگونه و کوتاه (مناسب برای بنر، پوستر یا تیتر و اعلام در هر شب)کار فرهنگی: فراتر از تکرار، فراتر از فرسایش؛ با میدانداری و محتوای غنی، به دنبال عمق و جذابیت باشیم.
۳. ادبی و انگیزشی (مناسب برای آن میدان و به روز بودن برای ارتباط با مخاطب)فرهنگ، رودخانهای است که اگر در جای خود بماند، میگندد. نباید اجازه دهیم فعالیتهای فرهنگی به تکرارِ ملالآور بدل شوند. میدانداریِ هوشمندانه، آمیخته با جانمایههای غنیِ فکری و خلاقیت در اجرا، تنها راهی است که مخاطب را نه به اجبار، بلکه با میل و رغبت به تأمل و همراهی میکشاند.۴. ارائه کلیپ یا استفاده از ابزارهای جذاب برای جذب مخاطب چه در برنامه میدانی و چه در فضای مجازی فرهنگِ زنده، اهلِ میدان است؛ نه اهلِ تکرار. محتوای عمیق، جاذبهآفرین است و خستگیناپذیر.وقتی در برنامه های تکراری با روشهای جذاب بتوانیم مخاطب را ثبیت و زیاد کنیم یعنی توانستیم به اوج پذیرش و ارتباط با مخاطب برسیم که چند راه را می توان پیشنهاد کرد : ۱. از «تکرار برنامه» به «حل مسئله» برسیم_ برنامه برای برنامه _ برنامه برای یک نیاز واقعی- قبل از هر فعالیت بپرسیم: این برنامه قرار است کدام مسئله فرهنگی و نیاز فرهنگی امشب را حل کند؟- اگر پاسخ روشن نیست، آن برنامه دیر یا زود فرسایشی میشود. ۲. مخاطب را از تماشاگر به کنشگر تبدیل کنیمفرسایش زمانی رخ میدهد که مخاطب فقط مصرفکننده باشد.راهکارها:- مشارکت دادن مخاطب در اجرا (بحث، تولید محتوا، داوری، ایدهپردازی و حتی اتاق فکر)- استفاده از گفتوگو بهجای سخنرانی یکطرفه- میدان دادن به خودِ مخاطب برای روایت و تجربه ۳. کیفیت محتوا را بر کمیت مقدم بدانیم- یک برنامه عمیق و اثرگذار بهتر از ده برنامه شلوغ و بیاثر است.(محتوای غنی یعنی): _متناسب با زمان و زیست مخاطب _مبتنی بر فکر، نه کلیشه _قابل لمس و کاربردی
_تولیدات فضای مجازی با جذابیت مختلف چه از نظر خروجی چه از نظر سوژه ۴. تنوع در قالب، ثبات در پیامبرای جلوگیری از خستگی:- قالبها را تغییر دهیم: - نشست، روایت، کارگاه، نمایش، رسانه، تجربه میدانی، استفاده ازمخاطب برای اجرای برنامه نکته مهم پیام محوری را ثابت نگه داریم تا هویت کار فرهنگی حفظ شود. ۵. میدانداری فعال، نه اجرای صرفمیداندار فرهنگی:- فقط مجری نیست؛ جهتدهنده است.- فضا را میشناسد، نبض مخاطب را میگیرد و لحظهشناسی دارد.- اجازه میدهد برنامه «زنده» باشد، نه خشک و از پیشقفلشده.۶. ارزیابی و بازخورد واقعی بگیریمبعد از هر برنامه:- چه چیزی اثر گذاشت؟- کجا مخاطب خسته شد؟- چه چیزی تکراری بود؟حتی بازخورد غیررسمی (حرفها، سکوتها، ترک زودهنگام) بسیار گویاست.۷. مراقبت از نیروهای فرهنگیفرسایش فقط برای مخاطب نیست؛ برای فعال فرهنگی هم هست.- تقسیم مسئولیت- قدردانی و توجه - فرصت یادگیری و رشد- جلوگیری از فشار مداوم و بیوقفهکار فرهنگی زمانی فرسایشی میشود که بیهدف، تکراری و بیگفتوگو باشد؛ و زمانی زنده میماند که مسئلهمحور، مشارکتزا، عمیق و میداندارانه پیش برود. مردم ما میدان دار تمام صحنه ها هستند ، حتی بدون تمام این توصیه ها و جلو دار تر از همه مسئولین پس متولیان فرهنگی اگر برنامه نداشته باشند ، عقب موج خروشان ملت همیشه در صحنه می مانند.#میدان_داری#مردم #کار_فرهنگی#محمد_صائبی عکاس : علی صحرانورد 11:16 - 18 اردیبهشت 1405