چرا آمریکا برای آتش‌بس التماس می‌کند؟

ایران با بستن تنگه هرمز و هدف قراردادن پایگاه‌های آمریکا، ریسک ژئوپولیتیک و قیمت نفت را به بالاترین سطح تاریخ رسانده است؛ این شوک عرضه، تورم و بازارهای جهانی را بی‌ثبات کرده و آمریکا برای جلوگیری از سقوط اقتصادی، خواهان آتش‌بس فوری است.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس، تحلیگر مسائل استراتژیک و سیاست‌پژوه، مهدی خراطیان، طی یادداشتی به تشریح دلیل فشار زیاد به ایران برای پذیرفتن آتش‌بس و باز کردن تنگه هرمز پرداخته و نوشته است، بدون شک ایران در یکی از مهم‌ترین برهه‌های تاریخ خود قرار دارد و این جنگ اگرچه در همان ساعات اولیه ماهیت منطقه‌ای یافت اما ابعاد آن به سرعت جهانی شد و به جرات می‌توان گفت که نه فقط نظم منطقه غرب آسیا بلکه بسیاری از معادلات مهم بین‌المللی دراین جنگ دستخوش تغییرات مهمی خواهد شد.
در این یادداشت آمده است، باتوجه به شرایط اقتصادی جهان و به طور خاص آمریکا و اسرائیل، ماه آینده برای ترامپ و اقتصاد جهان بسیار مهم است.در ابتدا خوب است که اشاره‌ای به وضعیت اسرائیل با توجه به شاخص‌های GPR داشته باشیم. بر اساس داده‌ها، جنگ ایران با ائتلاف آمریکا و اسرائیل بزرگ‌ترین شوک ژئوپولتیک را در تاریخ این رژیم وارد کرده و از این حیث بالاتر از جنگ‌های شش روزه و یوم کیپور ایستاده است (که البته این لزوما به معنای فروپاشی سیاسی یا اقتصادی آن نیست، در ادامه توضیح خواهیم داد). این رژیم به عنوان موجودیتی که به شدت توسط شبکه‌های مالی قدرتمند به شکلی بیرونی از حیث اقتصادی و نظامی تغذیه می‌شود و همچنین داشتن مردمی که عادت به زیست پناهگاهی دارند، تاب‌آوری قابل‌توجهی در برابر شوک‌های این چنینی دارد، با وجود این، این قواعد محدودیت‌هایی نیز دارد.
به گفته این تحلیلگر، همان‌طور که پیش‌تر گفته شده، اسرائیل موفق شد با لابی سنگین و فشارهای فراوان ترامپ و به تبع آن آمریکا را درگیر جنگی کند که بزرگ‌ترین فشار ریسک ژئوپولتیک را پس از جنگ عراق ۲۰۰۳ و حوادث ۱۱ سپتامبر به آن وارد کرده و فشار آن در مرتبه‌ای بالاتر از جنگ اوکراین ایستاده است. اسرائیل با اینکار در اصل برای خود ضربه‌گیری ساخته است که به راحتی نمی‌توان آن را کنار زد اما توان آمریکا و حامیان جهانی اسرائیل از آن محدودیت‌هایی دارد.
ایران از همان ساعات ابتدایی جنگ، به وعده همیشگی خود مبنی بر تصعید افقی جنگ عمل نمود و کل پایگاه‌های آمریکا در منطقه را و کشورهای حامی آن خصوصا امارات و کویت را زیر ضربه برد و البته سایر کشورها من جمله عربستان را نیز بی‌نصیب نگذاشت.
این امر موجب شد که ریسک ژئوپولتیک عربستان به بیشترین میزان در کل تاریخ خود برسد که با توجه به نسبت بیشتر حملات ایران به امارات و کویت می‌توان چنین تصور کرد که این مناطق نیز با شرایطی مشابه عربستان سعودی مواجه هستند.
از طرف دیگر، ایران در اقدامی تاریخی و تاریخ‌ساز، در همان ابتدای جنگ اقدام به بستن بازگشت‌پذیر تنگه هرمز نمود که باعث شد ترافیک عبور همه کشتی‌ها از جمله تانکرهای حامل نفت عملا به صفر برسد. اینکه ایران توانست این‌کار را بدون مین‌ریزی انجام دهد، بسیار مهم است.
این تحولات باعث شد شاخص نوسان ضمنی نفت (OVX) به یکی از بالاترین سطوح تاریخی خود برسد. رکورد این شاخص همچنان مربوط به دوره پاندمی (همه‌گیری کرونا) است که در اثر فروپاشی تقاضا و شوک‌های شدید بازار نفت رقم خورد. سطح فعلی حتی از دوره جنگ اوکراین نیز بالاتر است که نشان‌گر ترکیب ریسک پریمیوم ناشی از ناآرامی‌های ژئوپلیتیک توام با اختلالات واقعی در عرضه فیزیکی نفت است.
رسیدن قیمت خرید به‌روز نفت برنت به عدد ۱۴۱ دلار که بیشترین میزان از بحران مالی ۲۰۰۸ است، باوجود آزادسازی تاریخی ۴۰۰ میلیون بشکه توسط کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) موید این فشار تاریخی در حوزه عرضه است.
از طرف دیگر، در حوزه معاملات آتی، نفت برنت و نفت خام آمریکا (WTI) حرکت آرام‌تری داشته و قیمت خود را برای تحویل در ماه ژوئن حوالی ۱۱۰ دلار تثبیت کرده‌اند (که بازهم عدد زیادی است)، چراکه بازارهای مالی امیدوارند که این جنگ به‌زودی تمام شده و ترامپ که درگیر انتخابات میان‌دوره‌ای و جام جهانی است، هرچه سریع‌تر جنگ را تمام کند.
نکته مهم در مورد قیمت نفت آن است که به دلیل شدت شوک‌های وارده، اکنون نقش تعیین‌کننده‌ای در تحرکات SPX پیدا کرده و ضریب همبستگی آنها به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا کرده است، امری که ترامپ تاکنون کوشیده آن‌ را مهار کند و مانع سقوط بازارهای مالی شود.
در ۵۰ روز اخیر، ۳۸ روز آن حرکت SPY و قیمت نفت در خلاف جهت هم بوده است که این آمار بدترین در ۲۰ سال اخیر محسوب می‌شود. همبستگی منفی 0.4 نیز نشانگر این مساله است و بازارهای مالی در صورت چشم‌انداز نامعلوم جنگ مستعد ریزش قابل‌توجه هستند.
ادامه این یادداشت آمده است، پیش از این هم گفته شده بود که شوک‌های نفتی در کنار سیاست‌های پولی فدرال رزرو بیشترین سهم در تغییرات PCE آمریکا داشته‌اند. این به دلیل وابستگی قابل‌توجه سبد انرژی این کشور به نفت و عدم مداخله دولت در قیمت آن است. مساله مهم مدت زمان بقای نفت در سطوح قیمت بالاست.
در عین حال، فدرال رزرو و بازارهای مالی در ابتدا به شوک‌های قیمتی نفت ناشی از تنش‌های ژئوپولتیک توجه زیادی نشان نمی‌دهند اما در صورت تثبیت انتظارات تورمی ناشی از این جهش‌ها، آن را جدا در نظر می‌گیرند، امری که پاول در ضمن جنگ اوکراین به آن اشاره کرد.
بازارهای مالی جهان به خوبی می‌دانند که قیمت نفت می‌تواند به پیشران تورم جهانی منجر شوند؛ با وجود آن در ابتدای هر شوک قیمتی از خود می‌پرسند که آیا این شوک پایدار است؟ آثار آن چقدر ماندگار است؟ و بر اساس آن تصمیم می‌گیرند. در حال حاضر، بازارهای مالی تقریبا به مرز این نتیجه‌گیری نزدیک شده‌اند که وضعیت موجود وضعیت خطرناکی‌ست و ادامه آن برای جهانی که از سه شوک پاندمی، جنگ اوکراین و جنگ تعرفه‌ای گریخته است، «می‌تواند» بسیار خطرآفرین باشد.
با وجود این ابهامات، بازارهای مالی جهان در ماه مارس ۱۲ تریلیون دلار از ارزش خود را از دست دادند که بیشترین از حیث عددی در کل تاریخ است. البته از حیث درصدی این ماه به مراتب عقب‌تر از اکتبر ۲۰۰۸ در بحران مالی ۲۰۰۸ است چون بازارهای مالی بزرگ‌تر شده‌اند.
هج فاندها (صندوق‌های سرمایه‌گذاری ویژه و پرریسک) در ماه مارس با سرعتی سرسام آور، بیشترین در یک دهه اخیر ، اقدام به فروش سهام‌های جهانی کردند؛ آنها ۷.۶ برابر سهامی که خریدند، به فروش رساندند که نشانگر قدرت شوک عرضه ناشی از جنگ ایران است.
بالا رفتن سطح انتظارت تورمی موجب شده است که بازارهای باند و سهام هر دو از بابت آینده نگران شوند. برخی مدل‌ها پیش‌بینی می‌کنند در صورت استمرار WTI بر عدد فعلی، تورم CPI به ۳.۶ درصد برسد که بیشترین مقدار از سپتامبر ۲۰۲۳ (چند ماه پس از بحران بانکی) است.
18:34 - 18 فروردین 1405

0 بازدید