اینجا اعتکاف بوی نرگس و لالایی میدهد
در بزرگترین اعتکاف بانوان جنوب کشور، دعاها آرامتر خوانده میشوند؛ جایی که نرگس، لالایی کودک و نجواهای زنانه، فضای نیایش مسجد جامع شیراز را پر کرده است.
به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، درِ شبستان بانوان مسجد جامع شیراز که گشوده میشود، پیش از هر چیز بوی آرامش به استقبال میآید؛ ترکیبی از عطر نرگس، بوی مهر و صدای آهسته دعا. اینجا شلوغ است، اما شلوغی آزار نمیدهد. هرکس انگار در جزیرهای از سکوت ایستاده و دلش را به جایی بالاتر سپرده است.اعتکاف در مسجد جامع شیراز، بزرگترین گردهمایی معنوی بانوان در جنوب کشور، این روزها به صحنهای از روایتهای زنانه بدل شده؛ روایتهایی از مادر بودن، دختر بودن، انتظار و امید.نرگسها برای سلامتی و ظهوردر گوشهای از شبستان، زنی میانسال دستهای نرگس تازه در دست دارد. گلها را آرام کنار سجادهاش میگذارد و با لبخندی محو میگوید: نذر کردم نرگس بیارم؛ برای سلامتی، برای دلآرامی و برای فرج امام زمان(ع). اعتکاف یعنی آمادهشدن، نه فقط برای دعا، برای آدمِ بهتری شدن.نرگسها فقط گل نیستند؛ نشانه نیتاند. خیلیها در این شبستان، چیزی همراه آوردهاند که قصهای پشتش خوابیده است؛ تسبیح مادر، چادر نماز قدیمی، یا حتی یک کاغذ کوچک با چند اسم از منتظرانی که سعادت حضور نداشتهاند.گرههایی به نقشه ایران به امید حاجت رواییچند ردیف آنطرفتر، گروهی از دختران جوان دور تابلویی ایستادهاند که نقشه ایران روی آن نقش بسته است. روبانهای سبز و سفید و قرمز را آرام به گوشههای نقشه گره میزنند. یکی از آنها میگوید: نیت کردیم سال بعد هم با حاجتروایی برگردیم. این گرهها یعنی امید داریم، یعنی هنوز منتظریم و برای پیروزی کشورمان از شر دشمنان دعا میکنیم.گرهها سادهاند، اما پرمعنا؛ پیوندی میان دعا و آینده. اینجا، اعتکاف فقط نشستن و خواندن نیست؛ آیینی است برای ساختن امیدهای کوچک و بزرگ.
وقتی اعتکاف، مادرانهتر میشوددر صفهای نماز، مادری کودک خردسالش را در آغوش گرفته است. کودک گاهی بیقرار میشود، گاهی سرش را روی شانه مادر میگذارد. مادر آرام میگوید: اعتکاف با حضور دخترم شیرینتر شده. حس میکنم دعاهایم واقعیترند وقتی دست کوچکش در دستانم است.در شبستان بانوان، حضور کودکان غریب نیست. صدای قدمهای کوچک میان صفها، بخشی از زندگی جاری اعتکاف است؛ نشانهای از اینکه این خلوت، از زندگی جدا نیست و شور شوقشان و صدای خنده و بازی هایشان فضا را عرفانی تر کرده است.
خلوتگاه؛ اتاقهای کوچک، برای راز و نیاز با خالقدر بخشهایی از مسجد، اتاقکهای سادهای با پردههای روشن دیده میشود؛ «خلوتگاه». بانوان یکییکی وارد میشوند و برای دقایقی، یا حتی ساعتی، خودشان را به سکوت میسپارند. اینجا اشکها بیصدا میریزند و دعاها بیواسطه بالا میروند.یکی از دختران جوان بعد از خروج از خلوتگاه آرام میگوید: اینجا حرفهایی را گفتم که خیلی فرصت نمیشد خالصانه به خالق خود بگویم. اینجا انگار خدا نزدیکتر بود.
اعتکاف؛ جمعیت زیاد، دلهای آراماینجا جمعیت کم نیست؛ شبستان بانوان مسجد جامع شیراز پر است از زنانی با جهانهای متفاوت و مسئولیتهای بیشمار. یکی پزشک است و دیگری مهندس، آن یکی کارمند است و این یکی خانهدار. مادری با چند فرزند، دختری دانشجو، زنی که بار زندگی را سالهاست بر دوش میکشد. هرکدام با کولهباری از نقشها و دغدغهها به اینجا آمدهاند؛ از شلوغی شهر، از فشار روزمرگی و از صدای بیوقفه مسئولیتها.اما اعتکاف، فرصتی شده برای مکث. فرصتی تا همه این نقشها، موقتاً پشت درهای مسجد جا بماند. اینجا دیگر کسی با عنوانش شناخته نمیشود؛ نه شغل مهم است، نه جایگاه اجتماعی. فقط دل است و خلوتی که میان جمع شکل گرفته. زنانی که در ازدحام شبستان، خلوت خودشان را پیدا کردهاند؛ تا سبکبارتر با خالقشان راز بگویند و آمادهتر به زندگی برگردند.شبها که میرسد، سفرههای ساده افطار پهن میشود؛ خرما، چای و نان. خندهها آراماند و گفتوگوها کوتاه، اما صمیمی. اینجا شلوغ است، اما شلوغیاش از جنس آرامش است؛ جمعیتی که آمدهاند تا دوباره خودشان را پیدا کنند.اعتکاف در مسجد جامع شیراز، تجربهای زنانه از باهمبودن و در عین حال خلوتگزینی است؛ فرصتی برای مکث در میانه زندگی پرشتاب.
آغاز دوباره مسئولیت ها با سبکبالیوقتی اعتکاف به روزهای پایانی میرسد، دلکندن سخت میشود. خیلیها میدانند که از فردا دوباره به زندگی روزمره برمیگردند، اما چیزی در دلشان جابهجا شده است؛ آرامتر، روشنتر.اینجا، در شبستان بانوان مسجد جامع شیراز، اعتکاف فقط یک آیین نیست؛ روایتی است از زنانی که میان دعا، مادرانگی و امید، راهی برای نزدیکتر شدن به خود و خدا پیدا کردهاند.#اعتکاف #شیراز#مسجد_جامع_شیراز#مادرانه 16:04 - 15 دی 1404