کریدور زنگزور؛ داستان همیشگی زور و مغزهای زنگزده
کریدور زنگزور فقط یک جاده نیست؛ زخمی کهنه است که دوباره سرباز کرده، زخمی از روزگاری که تصمیمات شتابزده و دیکتهشده، شاهرگ ژئوپلیتیکی ایران را بریدند و امروز دشمنان میخواهند همان مسیر را برای محاصره کامل تهران احیا کنند.
مقدمه: زخم کهنهای که دوباره سر باز کرد
کریدور زنگزور، که این روزها در قالب طرحی موسوم به «کریدور ترامپ» مطرح است، ریشه در خطایی استراتژیکی واگذاری آرارات در دوران رضاشاه دارد. واگذاری «آرارات کوچک» به ترکیه در سال ۱۹۳۲، نه یک توافق ساده مرزی، که بخشی از یک بازی پیچیده ژئوپلیتیکی بود که لندن طراحی کرده بود. انگلیس با این معامله، دو هدف کلیدی را دنبال میکرد: از یکسو، ترکیه را بهعنوان سد محکم مقابل شوروی تقویت کند و از سوی دیگر، ایرانِ رضاشاه را در مسیر همسویی با محور ضدشوروی قرار دهد.پیمان سعدآباد که در سال ۱۹۳۷ میان ایران، ترکیه، عراق و افغانستان امضا شد، حلقه تکمیلی این سناریو بود؛ پیمانی که به ظاهر برای امنیت منطقه، اما در عمل برای تثبیت یک کمربند امنیتی غرب علیه شوروی شکل گرفت. برای تحقق این هدف، هر اختلاف مرزی باید پاک میشد و آرارات کوچک، نخستین قربانی این سیاست شد.این معامله، زخمی بود که نهتنها بخشی از خاک ایران را جدا کرد، بلکه الگویی ساخت که امروز نیز در قالب پروژههایی مانند «کریدور زنگزور» دوباره سر باز کرده است. تصمیمی که شاید آن روز برای نزدیکی به غرب و تثبیت قدرت داخلی توجیه میشد، اما در عمل، مسیر تاریخی ایران به قفقاز را برای همیشه مسدود کرد.اسناد تاریخی نشان میدهد که پس از عهدنامه ناعادلانه ترکمنچای (۱۸۲۸)، قرارداد ۱۹۳۲ آخرین میخ بر تابوت ارتباط مستقیم ایران با اروپا از مسیر شمال شد. امروز، طرح کریدور زنگزور – گذرگاهی که جنوب ارمنستان را به نخجوان و سپس ترکیه متصل میکند – یادآور همان اشتباه استراتژیک است؛ اشتباهی که حالا دشمنان ایران با ولع، آن را فرصتی برای تشدید حلقه محاصره ژئوپلیتیکی تهران میبینند.
انگیزههای دشمن: چرا زنگزور خطرناک است؟
۱. حذف ایران از نقشه ترانزیتی اوراسیااین کریدور، مسیر جایگزینی برای کریدور شمال–جنوب ایران میسازد و با اتصال مستقیم ترکیه به جمهوری آذربایجان، نقش تاریخی ایران به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب را تضعیف میکند.اسناد اندیشکدههایی مانند RAND نشان میدهد غرب بهطور هدفمند به دنبال کاهش وابستگی ترانزیتی اوراسیا به ایران است.۲. ضربه به امنیت ملی فعال شدن زنگزور یعنی کشیده شدن پای ناتو به مرزهای شمالغربی ایران. حضور ترکیه و رژیم صهیونیستی در آذربایجان، این مسیر را به خط مقدم فشار علیه تهران بدل میکند.چنین تحولی میتواند موج تازهای از تحرکات تجزیهطلبانه را در مناطق حساس ایران تحریک کند.۳. تحریم خاموش اقتصادیدور زدن ایران در مسیر ترانزیت، به معنای کاهش درآمدهای ترانزیتی و فشار مضاعف بر اقتصاد تحت تحریم کشور است.اگر این مسیر هموار شود، ایران از شریک راهبردی شرق (چین و روسیه) به مهرهای کماهمیت و ارزان بدل خواهد شد؛ دشمنی که برای غرب، به شکار آسان و بیهزینهای تبدیل شده است.
نتیجهگیری: هشداری برای امروز، نه فردا
کریدور زنگزور فقط یک مسیر تجاری نیست؛ تلهای استراتژیک برای بیرون راندن ایران از بازی بزرگ منطقه. تاریخ بارها ثابت کرده که جبران اشتباهات استراتژیک، یا غیرممکن است یا بهایی گزاف دارد. اکنون، ایران باید:۱.اتحادهایش با روسیه و چین را تقویت کند تا پروژههای جایگزین بیاثر شود.۲.حضور اقتصادی و امنیتی خود را در قفقاز گسترش دهد.۳.دیپلماسی منطقهایاش را بازتنظیم کند، پیش از آنکه دیر شود.همان طور که مشاور رهبر انقلاب موضع قاطع دفاعی ایران بیان کردن:این دالان نه به عنوان گذرگاهی تحت سلطه ترامپ بلکه به گورستان مزدوران ترامپ تبدیل خواهد شد… ان شاء الله#ایران #قفقاز #زنگزور #آمریکا #اسرائیل #صهیون #اقتصاد #امنیت #دولت #آذربایجان #روسیه #چین #انگلیس #ترکیه #ارمنستان #رهبر #جنگ #تهران #تجارت #مرز #آسیا #مقاومت #مجلس 04:58 - 23 مرداد 1404