سید اصلاحات با طرحِ «اعتبارِ امضای ترامپ»، درصددِ تغییرِ مرجعِ هویتیِ ملت از «مقاومت» به «صلح با شیطان» برآمدهاست. او وارثِ تفکرِ عمروعاصی است که گمان میکرد با بهرهگیری از «جهلِ جماعت» و «صلح با شیطان»، میتواند اعجازِ ذوالفقارِ علی را باطل کند.خاتمی، آمریکا را یزیدِ زمانه مینامد، اما صلح با یزید را «اعتبار» میداند و با «دیپلماسیِ هراس»، میکوشد «برزخِ روانی» را به عنوانِ واقعیتیِ اجتنابناپذیر به جامعه تحمیل کند؛ غافل از آنکه ملتی که در سه جنگِ هیمنهی توخالیِ آمریکا را فرو ریخته، هرگز فریبِ «اسلامِ آمریکایی» و «صلحِ خائنانه» را نمیخورد و در یوغ استعمار اصلاحات نمیرود. مردمِ ما با «افولِ اعتماد» و «افزایشِ شکافِ گفتمانی» میانِ خود و اولیگارشیِ فتنهگران، به روشنی دریافتهاند که این جریان، نه در پیِ عزتِ ایران، که در پیِ تحمیلِ «هژمونیِ استکبار» از طریقِ «نرمافزاریِ نفوذ» است. اما امتِ علی، فریبِ عمروعاصِ زمانه را نمیخورد و این، پایانِ کارِ آنان خواهد بود؛ مردم مبعوث خود را بر قلهی تاریخ خواهد نشاند و ذوالفقارِ الهی، بر سرِ هر که جز به حق گام نهد، فرود خواهد آمد.