اینترنت؛ سنگری برای صیانت یا مانعی برای معیشت؟

ضرورت بازنگری در انسداد اینترنت بین‌الملل برای حفظ سرمایه اجتماعی و شریان‌های اقتصادی انقلاب
در ماهیت توطئه‌های اخیر و تلاش دشمنان قسم‌خورده‌ی این مرز و بوم برای برهم‌زدن امنیت ملی، تردیدی نیست. هر ناظر منصفی که دل در گرو انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی ایران دارد، می‌داند که در روزهای پرآشوب و غبارآلود فتنه، اولویت نخست حاکمیت، «حفظ امنیت» است. تصمیم برای محدودسازی موقت اینترنت در اوج اغتشاشات، تدبیری بود که بسیاری از دلسوزان نظام به عنوان یک «اقدام تاکتیکی» و برای کور کردن چشم فتنه و قطع ارتباط سرویس‌های بیگانه با پیاده‌نظام میدانی‌شان، آن را پذیرفتند. امنیت، خط قرمز جمهوری اسلامی است و هیچ عقل سلیمی اجازه نمی‌دهد کشور به جولانگاه تروریست‌های رسانه‌ای تبدیل شود.اما امروز، با فروکش کردن غبار آشوب‌ها و بازگشت آرامش به خیابان‌ها، ادامه‌دار شدن قطعی اینترنت بین‌الملل، پرسش‌های جدی و دغدغه‌های عمیقی را در میان پیروان آرمان‌های انقلاب اسلامی ایجاد کرده است. آیا ادامه این وضعیت، همچنان ضامن امنیت است یا خود به عاملی برای تضعیف پایه‌های اقتصادی و اجتماعی نظام تبدیل شده است؟

اقتصاد؛ پاشنه آشیل یا نقطه قوت؟

رهبر معظم انقلاب بارها بر اهمیت «تولید»، «اشتغال» و «اقتصاد دانش‌بنیان» تأکید ورزیده‌اند. امروز بخش بزرگی از زیست‌بوم اقتصادی کشور، از کسب‌وکارهای خرد خانگی گرفته تا شرکت‌های بزرگ دانش‌بنیان و استارتاپ‌ها، بر بستر اینترنت جهانی تنفس می‌کنند. محدودیت‌های طولانی‌مدت، عملاً به معنای بستن راه تنفس «سربازان جنگ اقتصادی» است.وقتی یک جوان انقلابیِ برنامه‌نویس یا یک کارآفرینِ دغدغه‌مند برای دسترسی به ابزارهای تخصصی، ارتباط با بازارهای جهانی یا حتی انجام تراکنش‌های ساده با بن‌بست مواجه می‌شود، در واقع چرخ‌دنده‌های اقتصاد مقاومتی کند شده است. ادامه‌ی این انسداد، ناخواسته آب به آسیاب دشمن ریختن است؛ چرا که دشمن دقیقاً به دنبال فلج کردن اقتصاد و ناامید کردن مردم از کارآمدی نظام است. آیا رواست که به نام امنیت، معیشت هزاران خانواده‌ای که هیچ همراهی با اغتشاشگران نداشته‌اند، قربانی شود؟

کوچ اجباری به فیلترشکن‌ها و ذبح امنیت سایبری

نیت سیاست‌گذاران قطعا صیانت از فضای فرهنگی کشور است، اما نتیجه‌ی میدانی تداوم فیلترینگ گسترده چه بوده است؟ آمارها نشان می‌دهد که استفاده از فیلترشکن‌ها (VPN) به شکل نگران‌کننده‌ای فراگیر شده است. این یعنی عملاً «مرزهای سایبری» ما برداشته شده و گوشی تلفن همراه نوجوانان و جوانان ما، مستقیماً به سرورهای ناشناس خارجی متصل است.این وضعیت نه تنها امنیت اطلاعات کاربران را به خطر می‌اندازد، بلکه دسترسی به محتوای مستهجن و مخرب را که پیش از این مسدود بود، تسهیل کرده است. به بیان دیگر، ما با دست خودمان بازار مکاره‌ی فروش فیلترشکن را داغ کرده‌ایم و نظارت‌پذیری فضای مجازی را کاهش داده‌ایم. این پارادوکس تلخی است که باید هرچه سریع‌تر برای آن چاره‌ای اندیشید.

جهاد تبیین در زمین خالی؟

انقلاب اسلامی، انقلاب کلام و منطق است. ما در عرصه «جهاد تبیین» وظیفه داریم صدای حقانیت جمهوری اسلامی را به گوش جهانیان برسانیم. وقتی پلتفرم‌های بین‌المللی را به طور کامل مسدود می‌کنیم و یا دسترسی به آن‌ها را غیرممکن می‌سازیم، در واقع تریبون‌های جهانی را دو‌دستی تقدیم روایت‌های مسموم دشمن کرده‌ایم. بچه‌های انقلابی و افسران جنگ نرم برای دفاع از آرمان‌های امام و رهبری نیاز به حضور در این فضا دارند. غیبت ما در اینترنت بین‌الملل، یعنی خالی کردن سنگر و سپردن ذهن مخاطب جهانی و حتی داخلی به امپراتوری دروغِ رسانه‌های معاند.

کلام آخر؛ بازگشت اینترنت، نشانه اقتدار است نه عقب‌نشینی

جمهوری اسلامی ایران امروز در اوج اقتدار نظامی و منطقه‌ای است. نظامی که توانسته است در برابر سخت‌ترین تحریم‌ها و فشارهای سیاسی بایستد، نباید از جریان آزاد اطلاعات هراس داشته باشد.بازگرداندن دسترسی به اینترنت بین‌الملل با سرعت و کیفیت مناسب، نه به معنای عقب‌نشینی در برابر اغتشاشگران، بلکه به معنای احترام به حقوق عامه مردم، اعتماد به بلوغ جامعه و حمایت عملی از فعالان اقتصادی است.دلسوزان نظام هشدار می‌دهند که مبادا با تصمیمات سلیقه‌ای و طولانی کردن شرایط اضطراری، نارضایتی‌های معیشتی را دامن بزنیم و صفوف مردم وفادار را آزرده خاطر کنیم. راه مقابله با جنگ ترکیبی دشمن، قوی شدن در فضای مجازی و تولید محتوای غنی است، نه پاک کردن صورت‌مسئله و بستن راه‌ها. زمان آن رسیده است که اینترنت، دوباره پلی برای پیشرفت کشور باشد، نه دیواری میان مردم و جهان.#اینترنت_بین‌الملل #اینترنت
03:14 - 2 بهمن 1404

6 واکنش
1191 بازدید