جمعه خون و آرزو؛ با عزای لازم، نه کافی
جمعهام صبح، پانزدهم خرداد. باز هم دل تنگ است، باز هم آتش زیر خاکستر. دو فراق در یک روز: یکی فراق تو، امام خوبیها؛ یکی یاد آن روزی که خون مردم کوچهها را شست.امام خمینی (ره) فرمود: «من روز ۱۵ خرداد را برای همیشه عزای عمومی اعلام میکنم.» ما هم به این عزا پایبندیم. گریه میکنیم، سینه میزنیم، پرچم سیاه میبندیم. اینها لازم است. واجب است. زنده نگه داشتن یاد شهدا، سنت پیامبر و اهل بیت است.اما کافی نیست.چرا؟ چون دشمن همان دشمن است. آمریکا و صهیونیستها همانند ۱۵ خرداد، امروز هم با ما جنگ دارند. فقط شکلش عوض شده. اگر فقط بنشینیم و گریه کنیم، حق شهدا ادا نمی شود. شهدا برای «عزای ماندگار» جان ندادند، برای «تغییر ماندگار» جان دادند.عزاداری، سوخت حرکت است، نه خود حرکت. گریه، اکسیر بیداری است، نه خود بیداری. امام خمینی (ره) که عزا را اعلام کرد، همان لحظه در تبعید بود و تا پای جان ایستاد. نهضت را پیش برد. فرمود: «پانزده خرداد مبدا نهضت و جرقه انقلاب بود.» یعنی عزا برای این بود که قیام ادامه پیدا کند.پس امروز، در این جمعه تلخ، بگذار این را بگویم: هر قطره اشکی برای امام زمان (عج) و شهدای ۱۵ خرداد، اگر به یک قدم عمل تبدیل نشود کافی وکارساز نیست. ما در میانه جنگیم. عزادار باشیم، اما مسلح. ماتم بگیریم، اما حاضر در میدان. دعا کنیم، اما جهاد هم بکنیم.آقا جان، ما نه از سر ضعف، که از سر عشق گریه میکنیم. و با چشمی اشک آلود، تفنگ برمیداریم. فرج تو را به صبح و شام انتظار میکشیم، اما نه با دست روی زانو، که با دست روی ماشه.سلام بر شهدای پانزدهم خرداداللهم عجل لولیک الفرج.
09:54 - 5 ژوئن 2026