«درد زایمان غرب آسیا؛ تولد حقیقت در میان خون و خاکستر»
نویسنده: وجدان منطقهدر طوفان الاقصی، پردهها کنار رفتند و آنچه پنهان بود، عریان شد. دیگر نه امنیتی مانده برای اشغالگر، نه غروری برای حامیانش. اسرائیل، که روزی خواب امپراتوری بزرگ را میدید، اکنون در کابوس انحلال و انزوا دست و پا میزند. یخی که با آتش مقاومت آب میشود، نه به دست دیپلماسی، بلکه با فریاد کودکان غزه، با اشک مادران جنین، با خون بیگناهانی که نامشان در هیچ رسانهای نمیآید.اما این پایان نیست. آمریکا و اسرائیل، با غرور زخمیشان، منطقه را رها نخواهند کرد. آنها خواهند کوشید، خواهند تاخت، خواهند فریاد زد. اما این درد، درد زایمان است؛ نه مرگ. غرب آسیا در حال تولد است، نه فروپاشی. تولدی دردناک، اما شیرین. تولدی که در آن، ملتها از خواب بیدار میشوند، از ترس عبور میکنند، و از خاکستر شکست، پرچم کرامت را بلند میکنند.و بدانید، این خشم جهانی علیه اشغال، تنها در خاورمیانه نیست. در خیابانهای پاریس، در دانشگاههای نیویورک، در میدانهای لندن، صدای حقطلبی بلند شده. دیگر گفتن «من اهل اسرائیلم» افتخار نیست؛ بلکه بار سنگینیست که نگاهها را سرد و آب دهانها را روان میکند.ما در آستانهی تحولیم. باید آماده باشیم. نه برای جنگ، بلکه برای ساختن. برای بازسازی منطقهای که سالها در بند استعمار و اشغال بود. این درد، اگرچه جانکاه است، اما نویدبخش است. نوید تولد منطقهای آزاد، آگاه، و مقاوم. غرب آسیا، از دل این درد، حقیقتی نو خواهد زایید.
11:19 - 25 مهر 1404