🍂 گنجهایی که جا ماندهاند 🍂
هر کسی توی دلش چیزهایی دارد که یا هیچوقت حسابشان نکرده، یا یادش رفته که داردشان. نه فقط پول یا موقعیت. از آن جنس سرمایههایی که صدا ندارند، اما اگر بهشان گوش بدهی، زندگی را عوض میکنند. مثلاً یک دعای مادر، یک خاطرهی روشن از کودکی، یک باور عمیق که سالهاست خاک خورده. یا حتی یک توانایی، یک نور، یک تکیهگاه معنوی که همیشه بوده، اما چون دمدست نبوده، فراموش شده. آدمها گاهی با دست خالی میآیند، اما دلشان پر است. فقط بلد نیستند دست ببرند توی آسترِ دلشان و آن گنج پنهان را پیدا کنند. و همین میشود که حس میکنند فقیرند، بیپناهند، تنها ماندهاند. در حالی که اگر یک لحظه مکث کنند، اگر یکبار با خودشان صادق باشند، میفهمند که خیلی چیزها دارند. چیزهایی که نه کسی میتواند بگیردشان، نه زمان میتواند کهنهشان کند. فقط باید یادشان بیاید. و این یادآوری، خودش یک نوع نجات است. نجاتی که از بیرون نمیآید، از درون میجوشد. از همانجایی که همیشه بوده، اما هیچوقت دیده نشده.
00:11 - 7 مهر 1404