فرمانده‌ای از جنس ایثار و سرشار از نور خدایی

حتما زندگی شهیدگونه و رفتار مشابه شهدا داشت که باعث شده بود همه او را شهید زنده صدا کنند. در وجود همسرم انرژی خدایی بود. او همیشه بعد از نماز، طلب شهادت می‌کرد و من ناراحت می‌شدم. حتی سحرگاه روز شهادتش و این آخرین دیدار ما بود که بالاخره ختم به شهادت شد و او را به آرزویش رساند.
به گزارش خبرگزاری فارس از ممسنی، فرمانده شجاع ارتش جمهوری اسلامی ایران، شهید امیر سرتیپ دوم ستاد، مسعود زارع خفری در ۲۹ اسفند ماه سال ۱۳۵۷ در نوراباد ممسنی به دنیا آمد. بعد از پایان تحصیلات و اخذ دیپلم در رشته ریاضی فیزیک در سال ۱۳۷۶ به دانشگاه افسری امام‌ علی (ع) راه یافت تا در رشته فیزیک هسته ای چراغ علم و دانش را برافروزد.در اسفند ۱۳۸۰ با ردای سبز پدافند هوایی از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. برای فراگیری فنون رزم و آموختن اسرار دفاع، رهسپار مرکز توپخانه اصفهان شد و در شهریورماه ۱۳۸۱ دوره مقدماتی را با موفقیت به پایان رساند و بعد در لشکر ۸۸ زرهی زاهدان در دل کویرهای استقامت به مدت ۸ سال از کیان ایران‌زمین دفاع کرد.در شهریور ماه ۱۳۸۹ به مرکز آموزش توپخانه اصفهان منتقل شد تا در دوره عالی رسته ای افق های تازه ای را درنوردد. سال ۱۳۹۰ پس از طی دوره عالی رسته ای به گروه ۹۹ پدافند هوایی رهسپار شد.اردیبهشت ۱۳۹۷ ندای علم و دانش، او را به آزمون ورودی دانشگاه فرماندهی و ستاد ناجا در شاخه زمینی دوره ۲۹ کشاند و در شهریور ۱۳۹۸ فارغ التحصیل شد. بعد از اتمام دوره کارورزی سال ۱۳۹۸ به جمع دانش آموختگان دافوس پیوست و رهسپار گروه ۵۵ توپخانه اصفهان شد تا سکان هدایت و مشاوره بازرسی آن را بر عهده بگیرد.بعد ریاست ستاد گروه ۹۹ را به عهده گرفت. در تمام‌ مراحل زندگی شور انرژی وصف ناپذیری در وجودش موج می زد‌. با خنده ای که همیشه بر لب داشت همواره دعای عاقبت به خیری و طلب سعادت شهادت را داشت. او نه تنها افسری متخصص و از اساتید برجسته پدافند هوایی بود، بلکه فرماندهی آگاه، تیزبین و جان برکف به شمار می‌رفت.
این شهید والامقام در شانزدهم مهرماه سال ۱۴۰۱ به سمت فرماندهی دانشکده پدافند هوایی منصوب شد و تا شانزدهم فروردین سال ۱۴۰۵ خالصانه به عنوان فرمانده‌ای دلیر در کنار همرزمانش خدمت کرد. او و همرزمانش در سحرگاه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ حماسه ای دیگر در تاریخ دفاع مقدس سوم رقم زدند از خالقان واقعی طبس ۲ لقب گرفتند‌ و برگ زرینی بر افتخارات این مرز و بوم افزودند.شهید زارع و همرزمان شهیدش شعار ارتش فدای ملت را در عمل نشان دادند. او و سه همرزمش در اوج فداکاری در حمله خصمانه رژیم سفاک صهیونی جام شهادت نوشیدند و آسمانی شدند.زینب تقی‌پور، همسر شهید امیر سرتیپ مسعود زارع خفری در گفتگو با فارس ضمن اشاره به ویژگی بارز خستگی ناپذیری شهید اظهار داشت: شهید زارع هرگز احساس خستگی نداشت و از کار و خدمت لذت می برد. او همیشه با عشق و از جان و دل کار می کرد و معتقد بود این باقیات و صالحات است.شهید با بی نظمی، بی عدالتی و ضایع شدن حق کسی خیلی ناراحت می شد و روحیه عجیب مسئولیت پذیری داشت. با این حجم‌ از کار و مسئولیت، در دفترش یک جمله را قاب کرده بود و همیشه به آن توجه داشت‌ و آن این بود."به هزار کار انجام‌نداده مسئولم."
او در ادامه افزود: شهید، بی نهایت متواضع و فروتن بود. جلوی میز کارش یک صندلی گذاشته بود که هنگام‌ حضور ارباب رجوع یا حتی همکار و مسئولین پشت میز نمی نشست. بلند می‌شد و می‌آمد روی آن صندلی می نشست.او گفت: همسرم خانواده دوست بود زمانی که در خانه حضور داشت، برای دخترانم وقت می‌گذاشت و حتی صبح زود، موقع رفتن دلنوشته می نوشت و زیر بالشت آنها می‌گذاشت. رفتار عالی مشابه شهدا و زندگی شهیدگونه او باعث شده بود او را شهید زنده صدا کنند. او همیشه شهید صیاد شیرازی را به عنوان الگو می‌دانست و خیلی هم شبیه آن شهید بود به طوری که همه این نکته را می‌گفتند. حتی در یادواره شهیدی که یکی از سرداران بزرگ‌ و بنام کشور حضور داشت موقع سخنرانی در بین صحبت هایشان به همسرم اشاره کردند و گفتند: یک لحظه احساس کردم شما شهید صیاد شیرازی هستید و اینجا نشسته اید. او نه تنها از نظر ظاهر شبیه شهید صیاد شیرازی بود بلکه از لحاظ رفتار هم شباهت داشت و واقعا شهید گونه زندگی می‌کرد و همیشه بعد از نماز، دعا می‌کرد که با شهیدان محشور شود و در زمره آنان قرار بگیرد.تقی پور گفت: همسر شهیدم بسیار شجاع و متعهد به کارش بود. به دلِ آتش می زد و هراسی نداشت. تمام سالهای خدمتش در عملیات های مهم حضور داشت‌. در مدت جنگ ما کمتر او را می‌دیدیم، خودش موشک می برد.شخصا بازرسی ها را انجام می‌داد و تیم تشکیل می داد. او معتقد بود که خونش رنگین تر از بقیه نیست و باید در میدان نبرد باشد و با همین روحیه ایثار و فداکاری جان خود را در راه وطن و مردم فدا کرد.
وی ادامه داد: در دشت مهیار، اولین تیم تخصصی ضد هلی برن، تیم شهید مسعود زارع بود. او می دانست راهی که می رود برگشتی ندارد خودش اولین شلیک را با دوش پرتاب به هواپیمای سc۱۳۰ آمریکایی انجام داده و باعث ساقط کردن آن شد. در زمان آماده سازی برای شلیک دوم توسط شهید معین حیدری ، جنگنده دشمن روی شهید حیدری شیفت کرد و ۴ نفر از این تیم ارتش را به شهادت رساند.همسر شهید زارع خفری گفت: سحرگاه روز شهادتش وقتی لباس می‌پوشید از من خواست تا پلاک هویتی اش را به او بدهم. من ناراحت شدم و ندادم. شاید احساس می‌کردم این پلاک در خانه باشد بهتر است و برایش اتفاقی نمی افتد اما آن لحظه با اصرار آن پلاک را بر گردن انداخت و من ناراحت شدم برای اینکه این را از دل من در بیاورد با شانه ای که در دست داشت، گفت: "بیا برایم آب بیاور‌ و موهایم را شانه بزن‌" من یک لیوان آب برایش آوردم و او آب را خورد و من موهایش را شانه زدم و بدرقه اش کردم. در مسیر رفتن برایم‌ از گوشی موبایل پیام فرستاد که قوی باش و مواظب گل‌دخترانم باش. احساس عجیبی داشتم می‌دانستم این می‌تواند اخرین دیدار باشد چراکه به او الهام شده بود که شهید می شود. یک پیام هم در همان‌ مسیر رفتن برای برادرش فرستاده بود که متن پیام این بود."سلام کاکا عزیزم تمام عمرم سعی و تلاشم این بود که کسی را نیازارم. در شرایط سختی قرار گرفتم و در معرکه ای هستم که برگشتم با خداست ولی چون تو هستی نگران نیستم. فرزندانم و همسرم تو را از صمیم قلب دوست دارند اگر برنگشتم مراقبشان باشید. خواهر عزیزم را هم حواستان باشد از همه هم طلب حلالیت کنید."
تقی پور در پایان گفت: من به عنوان همسر شهید سرتیپ مسعود زارع از تک تک مردم می‌خواهم که قدردان خون شهدا باشند. همسر من و امثال وی برای حفظ ایران و ایرانی جان خودشان را فدا کردند. برای اینکه دشمن نتواند به یک وجب از خاک این میهن تجاوز کند. هر ایرانی با هر عقیده و سلیقه ای که دارد نباید اجازه بدهه خون شهدا پایمال شودو همیشه پشت رهبر و نظام باشند.یاد و نام همه شهیدان جاودان باشد.گفتگو: طیبه خسروی#شهید#شهادت#شهید_زارع‌خفری#شهید_ارتش
03:51 - 15 خرداد 1405
حماسه و مقاومت
استان ها
فارس

2 بازنشر
26٫8k بازدید