سالها بر شانههاي پیرمرد گذشته بود؛ موهایش سپید، قامتش خمیده و تنها یک پا برایش مانده بود. اما دلش جوانتر از هزاران جوان بود؛ دلی که تنها یک آرزو داشت: رسیدن به حرم حسین(ع).عصا را محکم در دست گرفته بود و با هر گام، نام «یا حسین» را زمزمه میکرد. درد پا، خستگی راه و سختی مسیر، در برابر عشقش
هیچ بود. هر قدمی که برمیداشت، گویی با تمام وجود به دنیا میگفت: «برای رسیدن به محبوب، داشتن دو پا شرط نیست؛ داشتن دلی عاشق کافی است.»او با یک پا راه میرفت، اما هزاران دل را به حرکت درمیآورد. اشکهایش، لبخندش و استقامتش، درس بزرگی بود برای همه آنان که بهانههای کوچک، آنان را از مسیر عشق
بازمیدارد.اربعین فقط یک سفر نیست؛ روایت عاشقانی است که با تمام ناتوانیهای جسم، قدرت بیپایان ایمان را به تصویر میکشند. خوشا به حال آن پیرمرد که با یک پا، راهی را پیمود که بسیاری با دو پا نیز جرأت آغازش را ندارند.السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع).
09:18 - 10 مرداد 1405