همیشه بازنده بازم باخت؛ سکوت معنا دار کروبی در این زمان
مهدی کروبی سیاست مدار در حاشیهای که گهگاهی حواشی را ایجاد میکند این روزها عجیب غریب در سکوتی معنا دار به سر میبرد. ایران عزیز ما درگیر یک جنگ تمدنی با ایالات متحده آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی شده است و در این میان ضرورت دارد تا همگان موضع شفاف خود را در این نبرد ابراز نمایند اما وا اسفا و وا مصیبتا که برخی رجال سیاسی که ادعاهایشان در دو سه دهه اخیر گوش فلک و گوش ملت با بصیرت و مؤمن و شریف ایران اسلامی را کر کرده بود، در این روزها روزه سکوت اختیار کردهاند.این روزه سکوت این طیف افراد در این مقطع زمانی به معنای بی طرفی نیست و درست به معنای تأیید تجاوزی است که صورت گرفته است و ملت ایران هیچگاه این بازندگان قطعی جنگ رمضان را از یاد نخواهند برد. یکی از این بازندگان شخص مهدی کروبی است. او که سابقه دو دوره ریاست مجلس شورای اسلامی را دارد وبه عنوان یکی از اصلیترین فعالین جبهه اصلاحات در طی دو دهه قبل شناخته میشد امروز تصمیم گرفته است که فقط صرفاً نظاره گر تجاوز جنایتکارانه رژیم صهیونی و ایالات متحده به ایران اسلامی باشد و هیچ گونه اکت و کنش سیاسی حتی در حد یک بیانیه خشک و خالی هم ندهد. اما در روزهایی که ایران با تهدید و تعرض مستقیم بیگانگان روبهرو شد، صحنهای شکل گرفت که معیارهای قضاوت را سادهتر از همیشه کرده است. دیگر بحث جناح و سلیقه سیاسی نیست؛ مسئله، اصل و وجود «ایران» است.
در چنین شرایطی، بسیاری از چهرهها حتی آنهایی که سالها منتقد بودند، حداقل یک خط قرمز را رعایت کردند: دفاع از کشور در برابر دشمن خارجی. این خط کش جدید دفاع از ایران و محکومیت جنایات رژیم اشغالگر صهیونی و ایالات متحده به راحتی میتواند سیاست مدار اصیل و سیاستمداران دمده شده و ناکارآمد را نشان دهد و مهدی کروبی دقیقاً آن سیاستمدار ورشکستهای است که نقاب را برداشته است و عملاً نشان میدهد که حتی دقعی به ماندن یا ویرانی ایران ندارد.سکوت تأمل برانگیر مهدی کروبی خبر از دیاثت سیاسی او میدهد. کسی که سالها با ادبیات صریح و بیپرده، خود را در جایگاه منتقد بیعدالتی معرفی میکرد، در برابر یک بیعدالتی آشکار، یعنی تعرض خارجی به کشور، هیچ نگفت. نه از حق مردم برای امنیت سخنی به میان آورد، نه از لزوم ایستادگی در برابر تجاوز، نه از جنایت میناب دم زد و نه از شهادت قائد شهید و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی. این سکوت نشان میدهد که او هم از جمهوری اسلامی گذر کرده است و هم از سرزمین ایران و تاریخ و تمدن ایران عبور کرده است و ظاهراً دیگر هیچ ایده و حرفی برای گفتن ندارد.محاسبه گری سیاسی و نان به نرخ روز خوری کروبی و رفقایش امروز شاید آسیب چندانی به ایران نمیزند و ملت با بصیرت مبعوث شده الهی در کنار دستان توانمند و پر نیروهای مسلح و رزمندگان جان بر کف ایران اسلامی در مقابل دشمنان جانانه و شجاعانه ایستادهاند و شق جدیدی از قدرت ملی را برای ایران بزرگ به همراه آوردهاند اما همین دیاثت سیاسی کروبی و دوستانش در دهههای قبل و به ویژه پس از حوادث سال 88 یکی از اصلیترین دلایل سختیها و مشقتهای پشت سر گذاشته شده ملت شریف ایران بوده است.
کسانی که به بهانه واهی تقلب در انتخابات در مقابل رأی اکثریت مردم و در مقابل ولی فقیه زمان ایستادند و به راستی که عاقبت به شر شدند و آواره شدند (شهید سلیمانی (ره): ولله ولله ولله هر کس یک تیر سمت این نظام پرت کرد، آواره شد)؛ کسانی که امروز فراموش شدهاند و خود نیز ظاهراً به این فراموش شدگی خو گرفتهاند.سکوت امروز کروبی، از یک جهت دیگر هم قابل تأمل است. او در سالهای گذشته، در قبال بسیاری از موضوعات، حتی با هزینههای شخصی، موضعگیری میکرد. همین سابقه باعث شده بود که بخشی از افکار عمومی، از او انتظار حداقلی از صراحت را داشته باشند. اما اکنون، در یکی از حساسترین مقاطع، این صراحت جای خود را به سکوت داده است. اینجا دیگر بحث اختلاف نظر نیست؛ بحث اولویتهاست. اگر امنیت کشور تضعیف شود، آیا اساساً مجالی برای مطالبه عدالت باقی میماند؟ اگر کشوری زیر فشار و تهدید باشد، آیا میتوان از درون آن، پروژههای اصلاحی یا عدالتخواهانه را پیش برد؟نکته مهم این است که مردم، این تناقضها را بهخوبی میبینند. آنها میان کسی که همیشه سخن میگوید اما در لحظه حساس سکوت میکند، و کسی که در همان لحظه کنارشان میایستد، تفاوت قائل میشوند. این قضاوت ماندگار است و خود را در صندوقهای رأی بار ها نشان داده است. در نهایت، سکوت کروبی را باید یک نشانه دانست؛ نشانهای از نوعی سیاستورزی که در آن، برخی موضوعات برجسته میشوند و برخی دیگر، عمداً یا سهواً به حاشیه رانده میشوند.
20:24 - 15 اردیبهشت 1405