رهبر شهید و پروژه راهبردی قدرتمندسازی ایران
وقتی از «ایران قوی» سخن میگوییم، نباید آن را صرفاً پروژهای اقتصادی یا علمی بدانیم. اگر چنین بود، تفاوت رهبر شهید انقلاب با بسیاری از سیاستمداران جهان چندان روشن نمیشد.
اقتدار، معماری آینده یک ملت
فارس - خط رهبری - وقتی از «ایران قوی» سخن میگوییم، نباید آن را صرفاً پروژهای اقتصادی یا علمی بدانیم. اگر چنین بود، تفاوت رهبر شهید انقلاب با بسیاری از سیاستمداران جهان چندان روشن نمیشد. تقریباً همه دولتها از توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی یا افزایش رفاه سخن میگویند؛ اما آنچه منظومه فکری رهبر شهید را متمایز میکرد، این بود که ایشان قدرت را مفهومی یکپارچه میدید. در این نگاه، کشوری که اقتصاد قدرتمندی داشته باشد اما امنیتش را دیگران تضمین کنند، هنوز مستقل نیست؛ کشوری که قدرت نظامی داشته باشد اما فرهنگ و هویت خود را از دست بدهد، دیریازود در میدان دیگری شکست خواهد خورد؛ و ملتی که به توان خود باور نداشته باشد حتی اگر از منابع فراوان برخوردار باشد، هرگز به جایگاه واقعی خود نخواهد رسید.
به همین دلیل، پروژه «ایران قوی» پس از علم و اقتصاد به ستونهای دیگری نیاز داشت؛ ستونهایی که شاید کمتر از فناوری و تولید درباره آنها سخن گفته شود، اما در نگاه رهبر شهید، نقش آنها در ساخت آینده ایران کمتر از هیچ عرصه دیگری نبود.
بازدارندگی: امنیتی که خریدنی نیست
یکی از مهمترین درسهایی که رهبر شهید از تاریخ معاصر ایران آموخته بودند، این بود که امنیت را نمیتوان از دیگران قرض گرفت. تجربه جنگ تحمیلی هشتساله، سالهای طولانی تحریم، تهدیدهای مداوم نظامی و رفتار قدرتهای جهانی، ایشان را به این جمعبندی رسانده بود که کشوری که خود قادر به دفاع از مرزها و منافعش نباشد، ناچار خواهد شد امنیتش را با امتیازدادن معامله کند؛ معاملهای که معمولاً پایان خوشی ندارد.
از همین رو، تقویت قدرت دفاعی در منظومه راهبردی ایشان، نه نشانه میل به جنگ بود و نه محصول یک نگاه صرفاً نظامی. اتفاقاً رهبر شهید بارها تأکید میکرد که جمهوری اسلامی ایران آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود اما درعینحال، صلح پایدار تنها زمانی معنا دارد که دشمن از هزینههای هرگونه تعرض آگاه باشد. ایشان بارها از «بازدارندگی» سخن گفتند زیرا معتقد بودند قویترین سلاح، سلاحی است که اساساً اجازه وقوع جنگ را ندهد: «افتخار جمهوری اسلامی این است که هیچ جنگی را ما شروع نکردهایم؛ جنگهایی داشتهایم، منتها شروعکننده طرف مقابل بوده. وقتیکه طرف مقابل شروع کند، ما البتّه باقدرت وارد میدان میشویم، امّا ما جنگ را شروع نمیکنیم.» ۱۳۹۷/۰۵/۲۲
اگر امروز به روند چهار دهه گذشته نگاه کنیم، میبینیم که بسیاری از مهمترین دستاوردهای دفاعی ایران دقیقاً در همین چارچوب شکل گرفتند. توسعه صنایع دفاعی، خودکفایی در تولید تجهیزات، پیشرفت در فناوری موشکی، گسترش توان پهپادی، تقویت سامانههای پدافندی، توسعه توان دریایی و فضایی و اتکا به متخصصان داخلی، همگی بخشی از یک راهبرد واحد بودند؛ راهبردی که هدفش افزایش قدرت تخریب نبود بلکه افزایش هزینه تهدید علیه ایران بود.
اگر امروز به روند چهار دهه گذشته نگاه کنیم، میبینیم که بسیاری از مهمترین دستاوردهای دفاعی ایران دقیقاً در همین چارچوب شکل گرفتند. توسعه صنایع دفاعی، خودکفایی در تولید تجهیزات، پیشرفت در فناوری موشکی، گسترش توان پهپادی، تقویت سامانههای پدافندی، توسعه توان دریایی و فضایی و اتکا به متخصصان داخلی، همگی بخشی از یک راهبرد واحد بودند؛ راهبردی که هدفش افزایش قدرت تخریب نبود بلکه افزایش هزینه تهدید علیه ایران بود.
امروز وقتی دشمنان ایران پیش از هر اقدام نظامی ناچارند بارها هزینهها و پیامدهای تصمیم خود را محاسبه کنند، بخش مهمی از این واقعیت، محصول همان نگاه بلندمدتی است که سالها پیش پایهگذاری شد. این همان معماری امنیت بود؛ امنیتی که قرار نبود وارد شود بلکه باید در داخل کشور ساخته میشد.
سیاست خارجی: تعامل اما از موضع عزت
رهبر شهید در عرصه سیاست خارجی نیز همان منطق «ایران قوی» را دنبال میکردند. ایشان استقلال را هرگز با انزوا اشتباه نگرفتند و بارها تأکید کردند که جمهوری اسلامی ایران باید با جهان ارتباط داشته باشد، اما این ارتباط نباید بر پایه نیاز، ترس یا احساس ضعف شکل بگیرد. دیپلماسی زمانی موفق است که پشتوانه قدرت ملی داشته باشد. مذاکره اگر از موضع ضعف انجام شود، به امتیازدهی تبدیل خواهد شد؛ اما اگر کشوری در داخل مقتدر باشد، همان مذاکره نیز میتواند به ابزاری برای تأمین منافع ملی تبدیل شود.
به همین دلیل، رهبر شهید از یکسو بر گسترش روابط با همسایگان، تقویت پیوند با کشورهای آسیایی، حضور فعال در معادلات منطقهای و توسعه همکاری با کشورهای مستقل تأکید میکردند و از سوی دیگر، همواره هشدار میدادند که نباید آینده کشور را به تصمیم چند قدرت خارجی گره زد. ایشان معتقد بود جهان در حال تغییر است و ایران باید جایگاه خود را در این نظم جدید، بر اساس ظرفیتهای واقعیاش تعریف کند.
از نگاه رهبر شهید، حمایت از ملتهای مظلوم منطقه نیز تنها یک موضع اخلاقی نبود. ایشان امنیت ایران را جدا از امنیت منطقه نمیدید و معتقد بود اگر جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای منفعل باشد، تهدیدها دیریازود به داخل مرزهای کشور منتقل خواهند شد. به همین دلیل، افزایش عمق راهبردی ایران بخشی از همان پروژهای بود که هدف نهایی آن، حفظ امنیت و اقتدار ملی بود.
فرهنگ: جایی که نبرد اصلی آغاز میشود
شاید هیچ بخشی از منظومه فکری رهبر شهید بهاندازه نگاه ایشان به فرهنگ، تفاوتش را با بسیاری از سیاستمداران نشان ندهد. درحالیکه بسیاری فرهنگ را حوزهای فرعی و کماهمیت تلقی میکنند که باید پس از حل مشکلات اقتصادی به آن پرداخت، اما ایشان دقیقاً برعکس میاندیشید. بارها تأکید میکردند که فرهنگ زیربنای همه عرصههای دیگر است و اگر این زیربنا آسیب ببیند، هیچ موفقیت اقتصادی یا نظامی نیز دوام نخواهد داشت.
به همین دلیل بود که از همان سالهای نخست رهبری، نسبت به «تهاجم فرهنگی» هشدار دادند؛ سالها بعد از «شبیخون فرهنگی» سخن گفته شد و در ادامه، مفهوم «جنگ نرم» را وارد ادبیات سیاسی کشور کردند. برخی در آن زمان تصور میکردند این هشدارها اغراقآمیز است اما رهبر شهید مسئله را بسیار عمیقتر میدیدند. ایشان معتقد بودند دشمن اگر نتواند ایران را در میدان نظامی شکست دهد، تلاش خواهد کرد ذهن، سلیقه، باور، سبک زندگی و نظام ارزشی جامعه را تغییر دهد؛ زیرا ملتی که از درون دچار تردید شود حتی بدون جنگ نیز تضعیف خواهد شد: «فرهنگ، به معنای هوایی است که ما تنفّس میکنیم؛ شما ناچار هوا را تنفّس میکنید، چه بخواهید، چه نخواهید؛ اگر این هوا تمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما؛ اگر این هوا کثیف باشد، آثار دیگری دارد.» ۱۳۹۳/۰۱/۰۱
به همین دلیل از کتاب و سینما تا شعر، رسانه، آموزش، خانواده، مسجد، هیئت، زبان فارسی و هنر، همه در منظومه فکری ایشان جایگاهی راهبردی داشتند. ایشان از مسئولان فرهنگی نمیخواستند صرفاً چند برنامه هنری تولید کنند؛ انتظار داشتند فرهنگ به موتور تولید هویت و اعتمادبهنفس ملی تبدیل شود.
بزرگترین دستاورد، احیای «ما میتوانیم»
با همه اینها، شاید مهمترین بنایی که رهبر شهید ساخت، نه یک سامانه موشکی بود، نه یک دانشگاه، نه یک کارخانه و نه حتی یک سیاست اقتصادی. بزرگترین بنای ایشان، بازسازی اعتمادبهنفس ملی بود.ایشان نسلی را تربیت کرد که دیگر باور نداشت برای هر پیشرفتی باید دستش را بهسوی دیگران دراز کند. نسلی که یاد گرفت میتواند پیچیدهترین فناوریها را بومیسازی کند، در برابر شدیدترین فشارها بایستد، در میدانهای علمی رقابت کند و در عرصههای مختلف، روی توان خود حساب باز کند.
رهبر شهید سالها بر «ما میتوانیم» باور داشتند. این جمله صرفاً یک شعار انگیزشی نبود؛ خلاصه یک پروژه تمدنی بود. ایشان میخواست احساس حقارت تاریخی را که سالها بر ذهن بخشی از جامعه سایه انداخته بود، از میان بردارد و بهجای آن، اعتمادبهنفس ملی را بنشاند. از نگاه ایشان، ملتی که خود را ناتوان بداند حتی اگر ثروتمند باشد، شکست خواهد خورد؛ اما ملتی که به توان خود ایمان داشته باشد، حتی در سختترین شرایط نیز راه پیشرفت را پیدا خواهد کرد.به همین دلیل، رهبر شهید همواره بیشترین امیدشان به جوانان بود. ایشان آینده ایران را نه در اتاقهای بسته سیاست بلکه در دانشگاهها، آزمایشگاهها، کارخانهها، شرکتهای نوآور، میدانهای جهاد در میان نسل جوان جستوجو میکردند. اعتماد مکرر ایشان به جوانان، صرفاً یک توصیه اخلاقی نبود؛ بخشی از همان نقشهای بود که برای آینده ایران ترسیم کرده بودند.
میراث یک رهبر الهی
شاید سالها بعد، درباره عملکرد دولتها، میزان تحقق سیاستها یا موفقیت و ناکامی برنامههای مختلف، تحلیلهای متفاوتی نوشته شود. این طبیعت تاریخ است. اما آنچه به گمان نگارنده کمتر محل تردید خواهد بود، این است که رهبر شهید هیچگاه افق «ایران قوی» را از برابر چشم خودشان و ملت ایران برنداشتند.
ایشان هر بار از زاویهای تازه، همان نقشه را یادآوری کردند؛ یک روز با تأکید بر تولید علم، روز دیگر با مطالبه اقتصاد مقاومتی، زمانی با هشدار درباره جنگ نرم، زمانی با حمایت از صنایع دفاعی، زمانی با دعوت به جوانگرایی و زمانی با اصرار بر حفظ عزت در سیاست خارجی. اگر این توصیهها گاهی پراکنده به نظر میرسیدند، نه به دلیل نبود انسجام بلکه به این دلیل بود که هر کدام، بخشی از یک ساختمان بزرگتر بودند. ساختمانی که قرار بود آینده ایران را بر پایه استقلال، اقتدار و هویت استوار کند.
تاریخ، رهبران را فقط با سخنرانیهایشان به یاد نمیآورد. آنچه از آنان باقی میماند، افقی است که برای ملت خود ترسیم کردهاند و بنایی است که برای نسلهای آینده ساختهاند. اگر قرار باشد میراث رهبر شهید انقلاب در یک جمله خلاصه شود، شاید هیچ تعبیری دقیقتر از این نباشد که ایشان همه عمر خودشان را صرف طراحی و استوار کردن بنایی کردند که ستونهایش علم، اقتصاد، فرهنگ، امنیت، هویت، عدالت و استقلال بود و سقف آن، عزت ملی مردم ایران.
از همین رو، وقتی از فاصلهای تاریخی به کارنامه ایشان نگاه میکنیم، بیش از آنکه با مجموعهای از سیاستها و تصمیمهای پراکنده روبهرو باشیم، تصویری از یک پروژه بزرگ ملی را میبینیم؛ پروژهای که مقصدش ساختن ایرانی بود که بتواند بر توان خود تکیه کند، در برابر فشارها بایستد، در منطقه و جهان اثرگذار باشد و آیندهاش را با دستان خود بسازد. به همین دلیل است که دقیقترین توصیف تکخطی از رهبر شهید انقلاب، همان عبارتی است که میتواند همه این سالها را در خود جمع کند؛ او معمار ایران قوی بود.
15:40 - 11 تیر 1405