خط دفاعی مهم ایران مقابل تهاجم آمریکا!

در همان روزها، کلیدواژه‌ای تازه وارد ادبیات سیاسی و اقتصادی کشور شد؛ مفهومی که قرار بود نقشه راه عبور از این میدان سخت باشد: «اقتصاد مقاومتی».
فارس - خط رهبری: اوایل دهه نود شمسی بود؛ روزهایی که حلقه فشار اقتصادی علیه ایران هر روز تنگ‌تر می‌شد. تحریم‌ها دیگر فقط چند بند روی کاغذ نبودند؛ به متن زندگی مردم رسیده بودند و دشمن، جنگی را آغاز کرده بود که گلوله‌هایش نه از جنس سرب بلکه از جنس دلار، بانک، نفت و تجارت بود. در همان روزها، کلیدواژه‌ای تازه وارد ادبیات سیاسی و اقتصادی کشور شد؛ مفهومی که قرار بود نقشه راه عبور از این میدان سخت باشد: «اقتصاد مقاومتی».
این واژه را مردی وارد میدان کرد که هنر او، تبدیل ایده‌ها به گفتمان و گفتمان‌ها به حرکت عمومی بود. نخستین بار در اواسط سال ۸۹ از «اقتصاد مقاومتی» سخن گفت؛ مفهومی که بعدها در دیدار با مسئولان، فعالان اقتصادی و مردم به صورت مکرر تکرار شد تا کم‌کم از یک عبارت، به یک راهبرد ملی تبدیل شود. به مناسبت پیام رهبر معظم انقلاب در روز کارگر و تأکید ایشان بر جهاد اقتصادی، بازخوانی این مفهوم بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند.

از دل تحریم تا الگوی پیشرفت

اواخر بهمن‌ماه ۱۳۹۲، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی به دستگاه‌های مختلف ابلاغ شد؛ سندی که در واقع استخوان‌بندی این ایده را شکل داد. البته پیش از آن هم بارها درباره آن صحبت شده بود، اما این‌بار اقتصاد مقاومتی از دل سخنرانی‌ها بیرون آمد و به یک چارچوب مشخص و مدون تبدیل شد؛ مدلی برای اداره اقتصادی کشوری که می‌خواست زیر فشار تحریم‌ها خم نشود.
اما اقتصاد مقاومتی دقیقاً چه می‌گفت؟ هسته مرکزی این ایده، یک جمله ساده اما تعیین‌کننده بود: «نجات اقتصاد کشور، از درون کشور آغاز می‌شود.» یعنی تکیه اصلی باید بر علم، ابتکار، ظرفیت و نیروی داخلی باشد؛ ساختن یک «اقتصاد بومی» که ریشه در فرهنگ و ارزش‌های اسلامی و انقلابی داشته باشد. اقتصادی که نه‌تنها بتواند ضربات دشمن را تحمل کند بلکه حتی در میانه طوفان‌های جهانی نیز سرپا بماند و از هم نپاشد.
در این مدل، «دانش و فناوری» فقط یک شعار تزئینی نبود؛ ستون اصلی بنا محسوب می‌شد. قرار بود تولید علم واقعی، موتور حرکت اقتصاد باشد. از سوی دیگر، عدالت نیز در قلب این الگو قرار داشت؛ چرا که رهبر شهید، عدالت را مبنا و روح اقتصاد اسلامی می‌دانستند، نه یک پیوست فرعی برای روزهای آرامش. اقتصاد مقاومتی اما فقط به «درون» نگاه نمی‌کرد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آن، ترکیب هوشمندانه «درون‌زایی» و «برون‌گرایی» بود. درون‌زا بودن یعنی طراحی الگو بر اساس واقعیت‌ها و ظرفیت‌های ایران؛ اقتصادی که روی پای خودش بایستد و وابستگی‌اش به خارج به حداقل برسد تا دشمن نتواند با یک تحریم یا تهدید، آن را زمین‌گیر کند.
اما همزمان، این اقتصاد باید «برون‌گرا» هم می‌بود؛ یعنی ارتباط فعال و مؤثر با جهان را حفظ کند. از صادرات کالا و خدمات گرفته تا حتی صدور خودِ الگوی اقتصاد مقاومتی به دیگر کشورها. در واقع، قرار نبود اقتصاد ایران منزوی شود؛ هدف، ساختن اقتصادی مستقل و در عین حال اثرگذار بود.
ویژگی مهم دیگر این الگو، «پویایی» آن بود. اقتصاد مقاومتی قرار نبود یک نسخه ثابت و غیرقابل تغییر باشد. باید می‌توانست خودش را با تحولات جدید، پیشرفت علم و تهدیدهای تازه تطبیق دهد؛ جایی اصلاح شود، جایی تکمیل و جایی بازطراحی. و در نهایت، هدف نهایی فراتر از عبور از تحریم‌ها بود. اقتصاد مقاومتی قرار بود به یک الگوی عینی از اقتصاد اسلامی تبدیل شود؛ مدلی که فقط برای ایران کاربرد نداشته باشد، بلکه بتواند برای دیگر ملت‌ها نیز الهام‌بخش و قابل استفاده باشد.

وقتی کار اقتصادی تبدیل به جهاد می‌شود

اقتصاد مقاومتی فقط یک نقشه اقتصادی نبود؛ بیش از هر چیز، یک «نوع نگاه» و یک «شیوه حرکت» بود. به همین دلیل، رهبر شهید پیش از آن‌که از ابزارها و شاخص‌ها سخن بگویند، روی «روح حاکم» بر این مسیر تأکید می‌کردند؛ روحیه‌ای که نامش «جهاد» است.
اولین و شاید مهم‌ترین نکته‌ای که ایشان بر آن دست می‌گذارند، همین رویکرد جهادی است؛ نگاهی که اقتصاد را از یک فعالیت اداری و روزمره، به میدان نبردی واقعی تبدیل می‌کند. در این نگاه، جهاد صرفاً به معنای کار کردن یا افزایش فعالیت نیست؛ بلکه حرکتی آگاهانه، هدفمند و خستگی‌ناپذیر برای غلبه بر موانع و خنثی‌کردن طراحی دشمن است: «جهاد یعنی تلاشی که هدف‌گیری در مقابل دشمن در آن وجود داشته باشد؛ این جهاد است. در اصطلاح اسلامی و منطق اسلامی، جهاد این [کاری] است که در مقابل دشمن انجام میگیرد. شما [اگر] کار اقتصادی بکنید برای مقابله‌ی با دشمن، میشود جهاد؛ کار علمی و تحقیقی بکنید برای مقابله‌ی با دشمن، میشود جهاد؛ حرف بزنید، تبیین کنید برای خنثی ‌کردن وسوسه‌ی دشمن، میشود جهاد؛ اینها همه جهاد است.» ۱۴۰۰/۱۱/۰۳
اساساً جهاد در معارف اسلامی، مفهومی ساده و کم‌هزینه نیست. آیات و روایات، جهاد را با صبر، سختی، استقامت و تحمل فرسایش‌های طولانی گره زده‌اند؛ مسیری که بدون روحیه ایستادگی، نیمه‌کاره رها می‌شود. از همین‌جا، مسئله مهم دیگری خودش را نشان می‌دهد: «انعطاف‌پذیری». کشوری مانند ایران در منطقه‌ای پرالتهاب و در برابر دشمنی‌های مستمر، نمی‌تواند با یک نسخه خشک و غیرقابل تغییر حرکت کند. تحولات غرب آسیا، فشارهای سیاسی و اقتصادی و تغییر مداوم آرایش دشمن، اقتضا می‌کند که مسیر اجرای اقتصاد مقاومتی، انعطاف لازم را داشته باشد تا با هر تکانه و بحران، متوقف یا از ریل خارج نشود.
در این میان، فرصت‌ها نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند. در منطق اقتصاد مقاومتی، نباید فرصت‌ها را از دست داد؛ بلکه باید با دقت و هوشمندی از آن‌ها بهره برد. اما مسئله فقط استفاده از فرصت‌های موجود نیست. یک اقتصاد مقاوم، اقتصادی «فرصت‌ساز» است؛ یعنی خودش زمین بازی جدید تعریف می‌کند، دیگران را وارد میدان می‌کند و برای نقش‌آفرینی بازیگران مختلف، ظرفیت تازه می‌سازد.
با این حال، حتی دقیق‌ترین طراحی‌ها هم نمی‌توانند همه چالش‌ها را از قبل پیش‌بینی کنند. هرچه مسیر پیچیده‌تر باشد، مسائل تازه‌تری نیز سر راه قرار می‌گیرد. به همین دلیل، اقتصاد مقاومتی نیازمند یک ویژگی مهم دیگر است: «مولد بودن». یعنی توان تولید راه‌حل در لحظه بحران. باید بتوان با ابتکار، خلاقیت و نوآوری، گره‌های جدید را باز کرد و از دل تهدیدها، مسیر تازه ساخت.

اقتصاد مقاومتی، نقشه دفاع از سفره مردم

ترامپ پس از آن‌که در میدان نظامی نتوانست ایران را به زانو دربیاورد، فاز جدید جنگ تحمیلی سوم را با تمرکز بر «اقتصاد» آغاز کرد؛ جنگی ترکیبی که در آن، فشار اقتصادی در کنار عملیات سیاسی و تهدید نظامی قرار گرفته است. راهبرد واشنگتن روشن است: محاصره اقتصادی، فشار حداکثری و جلوگیری از فروش نفت ایران؛ تا از دل فشار بر معیشت مردم، اراده یک ملت را هدف بگیرد.
امروز میدان اصلی این نبرد، نه فقط مرزها و پایگاه‌ها بلکه سفره مردم ایران است. دشمن، زندگی روزمره مردم را نشانه گرفته؛ می‌خواهد با فشارهای پی‌درپی اقتصادی، مردم را خسته، ناامید و وادار به عقب‌نشینی کند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که اهمیت «اقتصاد مقاومتی» بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد.
وقتی دشمن جنگ را به حوزه معیشت کشانده، دیگر نمی‌توان اقتصاد را با روال‌های کند، روزمره و بدون هدف اداره کرد. اینجا میدان جهاد اقتصادی است؛ میدانی که نیاز به فرمانده، آرایش جنگی و حضور جهادی دارد. باید جای لانچرها عوض شود؛ همان‌طور که در میدان نظامی پشت لانچر می‌نشینند و از کشور دفاع می‌کنند، امروز نیز مسئولان باید پشت لانچر جنگ اقتصادی بنشینند و برای دفاع از زندگی مردم وارد میدان شوند: «برای شکوفایی اقتصاد کشور، به کاری احتیاج داریم که هم مجاهدانه باشد، هم عالمانه باشد. با تنبلی، با بی‌حالی، کم‌انگیزگی، مسئله‌ی اقتصاد کشور حل نخواهد شد. کار جهادی باید انجام بگیرد، مدیریّتهای جهادی باید بر مسائل اقتصادی کشور احاطه داشته باشند.» ۱۳۹۸/۰۱/۰۱
اقتصاد مقاومتی دقیقاً برای چنین روزهایی طراحی شده است؛ مدلی برای مقاوم‌سازی کشور در برابر فشار دشمن و همزمان، بهبود زندگی مردم. از حداکثرسازی مشارکت مردم در فعالیت‌های اقتصادی گرفته تا افزایش نقش و درآمد طبقات متوسط و کم‌درآمد؛ از توزیع عادلانه سهم عوامل تولید تا حمایت ویژه از کارگران و اقشار ضعیف؛ از مدیریت صحیح مصرف تا جلوگیری از اسراف و بی‌انضباطی اقتصادی؛ آن هم پیش از همه، در خودِ دولت.
اما یکی از بزرگ‌ترین مظلومیت‌های اقتصاد مقاومتی این بود که در سال‌های گذشته، تصویر درستی از آن ارائه نشد. کم‌کاری در تبیین، ناآشنایی بخشی از جامعه و عملیات رسانه‌ای دشمن، باعث شد برخی تصور کنند اقتصاد مقاومتی یعنی ریاضت، محدودیت و محرومیت؛ یعنی نخریدن، نپوشیدن و نداشتن. در حالی که هیچ‌کجای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی چنین برداشتی وجود ندارد. اقتصاد مقاومتی، نسخه فقیر شدن مردم نیست؛ نسخه قوی شدن کشور و بهبود معیشت مردم است.
بعد از انقلاب، مسیرها و نسخه‌های مختلفی برای اداره اقتصاد کشور آزموده شد؛ نسخه‌هایی که شاید در شرایط عادی و در کشوری بدون دشمنی‌های مستمر، می‌توانستند نتایج متفاوتی داشته باشند. اما واقعیت امروز ایران چیز دیگری است. کشوری که سال‌هاست هدف جنگ اقتصادی، تحریم و فشار مستمر قرار دارد، برای حفظ ثبات، امنیت اقتصادی و پیشرفت، نیازمند مدلی است که بتواند در برابر تکانه‌ها دوام بیاورد و کشور را قوی‌تر کند. و امروز، بیش از هر زمان دیگری روشن شده که برای دفاع از معیشت مردم، حفظ استقلال کشور و عبور از این جنگ فرسایشی، راهی مطمئن‌تر و واقعی‌تر از اجرای کامل سیاست‌های اقتصاد مقاومتی پیش روی ایران وجود ندارد: «در کشور هیچ بن‌بستی وجود ندارد؛ در همین زمینه‌ی اقتصادی، هیچ بن‌بستی وجود ندارد. این‌جور نیست که راه‌حل نباشد؛ نخیر، مشکلات کشور، مشکلات اقتصاد، شناخته‌شده است، راه‌حل‌ها هم شناخته‌شده است. کننده‌ها باید ان‌شاءالله همّت کنند، دامن همّت به کمر بزنند.» ۱۳۹۷/۰۵/۲۲
15:13 - 10 خرداد 1405

0 بازدید