خلیج فارس، جغرافیای شکست استعمار
آخرین طمعورزی خام استعمارگران غربی، تجاوز همهجانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی بود؛ اقدامی که بیتردید، در کنار سودای ساقطکردن نظام جمهوری اسلامی، چشم به منابع سرشار انرژی و سیطره بر خلیجفارس داشت.
هرمز در آتش استعمار
صدای انفجار از هر گوشه جزیره به گوش میرسید. گلولههای سرگردان توپ هرجا که میخواستند فرود میآمدند. دیوارها میریخت. درختها میسوختند. کشتیهای پهلوگرفته آرامآرام غرق میشدند. پرتغالیها آمده بودند. سال ١۵٠٧ بود که پرتغالیها به طمع کنترل بر مسیرهای تجاری ادویه و شکستن انحصار تجاری مسلمانان به جزیره هرمز حمله کردند.
جزیره هرمز که درب ورودی خلیجفارس قرارگرفته است، بهترین نقطه برای حکمرانی و سلطه بر خلیجفارس است. ابتدا حاکم محلی هرمز با اتکا به آتش توپخانه کشتیهای پرتغالی، مجبور شد درخواست خَراج پرتغالیها را بپذیرد و همچنین با احداث قلعه در این جزیره موافقت کند. کمتر از ٧ سال بعد، کل جزیره هرمز به اشغال پرتغالیها درآمد و حدود ٧ سال بعد از آن نیز بحرین اشغال شد. پس از آن نیز مدتی قشم و بندرعباس هم در اشغال پرتغالیها بود.
درحالیکه حاکمیت ایران بهکلی در مناطق جنوبی ایران ازدسترفته بود، وضع عوارض سنگین بر کشتیهای تجاری نیز اقتصاد منطقه را فلج کرده بود. ظلم و ستم پرتغالیها به حدی بود که در مناطق شیعهنشین مانند بحرین، قیامهایی شکل گرفت و فرماندار پرتغالی منطقه توسط مردم محلی به صلیب کشیده شد. پرتغالیها به نیت یافتن اشیاء قیمتی حتی به گورستانهای محلی نیز رحم نکردند و مقبرهها را نبش میکردند.
اما ورق با پادشاهی شاهعباس اول برگشت. او که پس از ساماندادن ناامنیهای مناطق شمالی و مرکزی ایران، به سراغ خلیجفارس رفت. ابتدا لشکریان ایران، بحرین و بندرعباس را از سلطه پرتغالیها خارج کردند. در این حین، شاهعباس موافقت کمپانی هند شرقی انگلیس که رقیب پرتغال به شمار میرفت را جهت شرکت در نبرد علیه آنها جلب کرد و با کمک نیروی دریایی انگلیس، پرتغالی ها را درهمشکست و نیروهای ایرانی هم بهصورت زمینی، هرمز و دژ مستحکمش را فتح کردند و خاک ایران پس از صد و اندی سال از اشغال بیگانگان پرتغالی آزاد شد.
استعمار با نقاب تجارت
پس از پرتغالیها نوبت هلندیها بود. کمپانی هند شرقی هلند برخلاف پرتغالیها که از راه نظامی وارد شدند، ابتدا با روشهای اقتصادی و رقابتی سعی در نفوذ داشتند. آنها با پرداخت رشوه، خرید کالا با قیمت بالا و فروش کالاهای اروپایی زیر قیمت واقعی (دامپینگ)، سعی داشتند رقیب اصلی خودشان یعنی انگلیسیها را از میدان به در کنند. بااینوجود، آنها با سیاستهای تجاری غارتگرانه و تلاش برای انحصار بازار ابریشم، به تجارت داخلی ایران ضربه زدند. همچنین هلندیها بدهیهای سنگینی به تجار محلی داشتند که از پرداخت بهموقع آنها سرباز میزدند. اما قضیه به همینجا ختم نشد. هلندیها بهمحض اینکه فرصت را مناسب دیدند، چهره متجاوز خود را هم نشان دادند.
در سال ١۶۴۵، یک ناوگان بزرگ نظامی به خلیجفارس اعزام شد که برای اخذ امتیازات جدید، جزیره قشم را هدف حمله نظامی قرارداد. در واقع تجارت پوششی برای اهداف استعماری هلندیها بود. آنها در اواخر قرن ١٨ام جزیره خارک را نیز اشغال کردند. اشغال هلندیها تا زمانی که حاکم محلی بندر ریگ به نام میرمهنا به فرمان کریمخان زند مامور به اخراج هلندیها شد، ادامه داشت. او جزیره خارک را از هلندیها پسگرفت، فرماندهشان را اسیر و آنها را برای همیشه از خلیج فارس بیرون کرد.
از هرات تا بحرین، هزینههای نفوذ انگلیس
استعمارگران بعدی، انگلیسیها بودند. آنها که در زمان شاهعباس در ازای همکاری در نبرد با پرتغالیها، امتیازات تجاری خوبی از ایران گرفته بودند، کمکم از نقش تاجر خارج شدند و تبدیل به استعمارگر شدند. همزمان با تضعیف حاکمیت مرکزی در قرن نوزدهم و بیستم، همزمان با دخالت در امور داخلی ایران، با تبدیل کردن خلیجفارس به یک دریاچه بریتانیایی، در واقع استقلال سیاسی و اقتصادی ایران را نشانه گرفتند. با دسیسههای انگلیسیها، قسمتهایی مانند هرات و مناطق شرقی از ایران جدا شد و حاکمیت ایران در بحرین نیز ضعیف شد.
همچنین انگلیسیها به همراه روسیه در زمان جنگ جهانی دوم، به بهانههای واهی اقدام به تجاوز و اشغال ایران کردند. درحالیکه دستور ترک مخاصمه از سمت ستاد کل ارتش صادر شده بود، فرمانده وقت نیروی دریایی با تمرد از فرماندهی، در مقابل قوای انگلیس ایستاد و به شهادت رسید. همانطور که برادرش در دریای خزر در برابر قوای شوروی ایستادگی کرده و به شهادت رسیده بود. انگلیسیها پس از پیامدهای سنگین جنگ جهانی دوم و افول امپراتوری بریتانیا، در سال ١٩۶٨ اعلام کرد که تمامی نیروهای نظامی خود را تا پایان سال ١٩٧١ از شرق کانال سوئز (از جمله خلیجفارس) خارج خواهدکرد.
ایران، گورستان متجاوزین
آخرین طمعورزی خام استعمارگران غربی، تجاوز همهجانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی بود؛ اقدامی که بیتردید، در کنار سودای ساقطکردن نظام جمهوری اسلامی، چشم به منابع سرشار انرژی و سیطره بر خلیجفارس داشت. اما آنچه در معادلات آنان مغفول ماند، «ایرانِ پس از انقلاب» بود؛ ایرانی که دیگر نه میدان تاختوتاز بیگانگان بلکه صحنه ایستادگی ملتی بیدار و صاحباراده است: «انقلاب اسلامی، نقطه عطف مقاومتها در کوتاه کردن دست مستکبران از منطقهی خلیجفارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانهی آمریکا در نقشهی خود، فصل نوین خلیجفارس و تنگه هرمز در حال رقمخوردن است.» ۱۴۰۵/۰۲/۱۰
انقلاب اسلامی نه فقط یک تغییر سیاسی، بلکه نقطه پایان بر دورهای از دستاندازی و تحقیر تاریخی ایران عزیز بود؛ فصلی که در آن، دست متجاوزین برای نخستینبار بهطورجدی از این سرزمین کوتاه شد و هزینه تعرض از خیال خام به واقعیتی بازدارنده بدل گشت.
سادهلوحانی که امروز در پی تحریف نام خلیجفارساند، گویی تاریخ را نخواندهاند؛ چراکه آنان نه نخستین طمعورزان این جغرافیا بودهاند و نه آخرینشان خواهند بود. بااینحال، سرنوشت همه آنان در آینه تاریخ روشن است: از متجاوزین دیروز، جز نامی در حاشیه کتب و چند سنگ قبر خاموش باقی نمانده است.
ایرانِ امروز، وارث همان حافظه تاریخی و مجهز به تجربهای انباشته از مقاومت است؛ کشوری که انقلاب، روح استقلال را در کالبد آن دمید و معادله قدرت را به نفع ملتش تغییر داد. ازاینرو، هر دستی که به طمع به سوی این سرزمین دراز شود، پیش از رسیدن در همان نقطه آغاز، کوتاه خواهد شد؛ چراکه اینجا، دیگر ایرانِ پیش از انقلاب نیست: «به حول و قوّه الهی آیندهی درخشان منطقهی خلیج فارس، آیندهای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملّتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش.» ۱۴۰۵/۰۲/۱۰
17:02 - 5 May 2026