روایت یک اعتماد پرهزینه
وعدهها فرو ریخت و کشور با هزینههای سنگینی مواجه شد. جریانی که مدعی بود تنها راه حل، اعتماد به توافق خارجی است، اکنون با ناکامی و عقبافتادگی مواجه شد اما همچنان زیر بار پذیرش این خطای راهبری نرفت.
وعده گشایش
فارس - خط رهبری: رهبر انقلاب: «ده سال قبل از این، ما یک قراردادی با آمریکاییها بستیم که اسمش در داخل کشور ما «برجام» است؛ در این قرارداد، بنا شد که ما در مورد هستهای این کارها را انجام بدهیم ــ آن مرکز تولید را مسدود کنیم؛ آن محصول سه و نیم درصدی را که آن وقت تولید میکردیم، بدهیم برود به خارج یا رقیق کنیم یعنی از بین برود، غنیسازیاش را از بین ببریم؛ و چیزهای دیگر ــ آنها هم در مقابل تحریمها را بردارند و بعد از ده سال، پروندهی ایران در آژانس هستهای بینالمللی به شکل عادّی دربیاید.» ۱۴۰۴/۰۷/۰۱
تابستان ۱۳۹۴ وقتی خبر امضای برجام منتشر شد، فضای امید در دولت و جامعه موج میزد. تصور غالب این بود که مشکلات اقتصادی کشور با یک توافق بینالمللی حل خواهد شد و مسیر توسعه شتاب خواهد گرفت. برجام در ذهن بسیاری نماد گشایش فوری شد؛ وعدهای که از ابتدا بر پایه واقعیتهای اقتصادی و ظرفیتهای داخلی طراحی نشده بود و بیش از همه، بر پایه اعتماد به دشمن خارجی وابسته بود.
در این دوران، جریانهای همراه با دولت، چشمها را به بیرون دوختند و اقتصاد را به میز مذاکره گره زدند. پروژههای داخلی از صنایع فناوری تا برنامههای توسعهای، به حالت تعلیق درآمدند؛ منتظر بودند تا توافق خارجی چراغ راه شود در حالی که این شرطی شدن اقتصاد، به جای تقویت استقلال و خوداتکایی، کشور را آسیبپذیر و وابسته کرد.
تجربه اعتماد و واقعیت بدعهدی
چند سال بعد، خروج آمریکا از برجام واقعیت اعتماد بیپایه را آشکار کرد: «ما همهی کارهایی را که باید انجام میدادیم انجام دادیم، او تحریمها را برنداشت، هیچ کدام از قولهایی را که داده بود انجام نداد و بعد هم اصلاً خود او، به تعبیر رایج، پاره کرد آن قرارداد یا آن توافقنامه و تفاهمنامهای را که مقرّر شده بود، اصلاً بکلّی خارج شد از برجام و آن را رد کرد.» ۱۴۰۴/۰۷/۰۱
وعدهها فرو ریخت و کشور با هزینههای سنگینی مواجه شد. جریانی که مدعی بود تنها راه حل، اعتماد به توافق خارجی است، اکنون با ناکامی و عقبافتادگی مواجه شد اما همچنان زیر بار پذیرش این خطای راهبردی نرفت.
این تجربه نشان داد که شرطی کردن اقتصاد و فناوری کشور به مذاکرات خارجی، نه تنها رشد داخلی را متوقف میکند بلکه امنیت ملی و پیشرفت فناوری هستهای را نیز به مخاطره میاندازد. پروژههای کلیدی هستهای که میتوانستند ایران را در مسیر خودکفایی انرژی و قدرت فناوری قرار دهند، معطل توافق خارجی باقی ماندند: «این تجربه [برجام] به ما نشان داد که ما در هیچ مسئلهای نمیتوانیم [با آمریکا] مثل یک طرف مورد اعتماد بنشینیم صحبت کنیم… وقتی ثابت شد که دشمن، دشمن نابکار است، دشمنی است که در عمل، از نقض عهد هیچ ابائی ندارد و نقض عهد میکند، بعد هم وقتی میگوییم آقا چرا [نقض عهد] کردی، باز لبخند میزند، باز زبان چرب و نرم را باز میکند و یک جوری توجیه میکند، با این [دشمن] نمیشود وارد مذاکره شد.» ۱۳۹۵/۰۵/۱۱
باید به گذشته توجه داشت و از دل آن، تجربهها را مرور کرد. تجربه به ما ثابت کرده است که اساساً مذاکره با آمریکا هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد؛ بلکه آسیبهایی جبرانناپذیر را نیز به دنبال خواهد داشت.
۱. توقف و عقبافتادگی فناوری هستهای
«سازش با آمریکا مشکلات کشور را بههیچوجه حل نمیکند؛ نه مشکلات اقتصادی را، نه مشکلات سیاسی را، نه مشکلات امنیّتی را، نه مشکلات اخلاقی را، بلکه بدتر خواهد کرد.» 1395/08/12 برجام با محدودیتهای گسترده هستهای، مسیر پیشرفت ایران در حوزههای کلیدی را کند کرد. سانتریفیوژها محدود شدند، ظرفیت غنیسازی کاهش یافت و برنامههای تحقیق و توسعه فناوریهای هستهای به تعویق افتاد. مراکز تحقیقاتی که میتوانستند موتور محرک پیشرفت انرژی و فناوری کشور باشند، با مقررات و محدودیتهای توافق معطل شدند.
این توقف، نه تنها پیشرفت فنی را کاهش داد بلکه توان بازدارندگی کشور در حوزه انرژی و فناوری را نیز تحت تأثیر قرار داد. پروژههای ملی که میتوانستند پایه قدرت هستهای مستقل ایران باشند، به علت شرطی کردن کشور بر یک توافق خارجی، از مسیر اصلی عقب ماندند و فرصتهای توسعه و اقتدار فناورانه از دست رفت.
2. اقتصاد شرطی، هزینههای کلان برای کشور
«سعی کنید مسائل کشور را به گفتگوها گره نزنید؛ این تأکید من است. اشتباهی که در برجام کردیم، تکرار نشود. آنجا ما همهچیزمان را منوط کردیم به پیشرفت مذاکرات؛ یعنی کشور را شرطی کردیم. خب سرمایهگذار وقتی که کار کشور منوط به مذاکره باشد، سرمایهگذاری نمیکند دیگر؛ معلوم است؛ میگوید ببینیم عاقبت مذاکرات به کجا میرسد.» 1404/01/30
وابستگی اقتصاد به برجام، پیامدهای وسیعی داشت. رشد اقتصادی متوقف شد، پروژههای صنعتی و سرمایهگذاری به حالت تعلیق درآمدند و بازارها دچار نوسانات شدیدی شدند. جریان خوشبین به مذاکره که مدعی بودند بدون توافق خارجی نمیتوان توسعهای رقم زد، در عمل باعث کندی برنامههای ملی شدند.
اقتصاد کشور در این شرایط، نه ابزار توسعه بلکه ابزاری سیاسی شد که بر اساس وعدههای دشمن تنظیم میشد. نوسانات ارزی و تورم ناشی از شرایط بینالمللی، فشار بر مردم را افزایش داد و نشان داد که چشم دوختن به برجام، استقلال اقتصادی و قدرت ملی را به خطر میاندازد و نتیجهای جز کوچک شدن سفره مردم ندارد.
3. پیامدهای امنیتی و فناوری
توقف فعالیتهای هستهای و محدودیت در تحقیقات و تولید فناوریهای راهبردی، پیامدهای امنیتی نیز به همراه داشت. توان هستهای کشور که میتوانست به عنوان اهرم قدرت و بازدارندگی عمل کند، با محدودیتهای توافق کاهش یافت. جریان واداده که این محدودیتها را به عنوان شرط اعتماد میپذیرفت؛ در عمل، استقلال و امنیت ملی را قربانی کرد.
همزمان، برنامههای صنعتی و فناوری داخلی که میتوانستند جایگزین وابستگی به توافق خارجی باشند، به تعویق افتادند. این عقبافتادگی باعث شد کشور در مواجهه با بحرانهای بینالمللی، گزینههای محدودی داشته باشد و قدرت چانهزنی کاهش یابد.
مسیر جایگزین؛ از وابستگی به اقتدار داخلی
برجام تجربهای پرهزینه از اعتماد نابجا و شرطیسازی اقتصاد و فناوری ملی بود. جریان واداده داخلی، با چشم دوختن به وعدههای دشمن، فرصتهای داخلی را معطل گذاشت و کشور را در معرض آسیبهای جدی قرار داد. عقبافتادگی برنامههای هستهای، توقف رشد صنایع داخلی و فشار اقتصادی بر مردم شریف ایران، نشان داد که اتکا به وعدههای خارجی نه تنها پیشرفت را افزایش نمیدهد بلکه استقلال و قدرت ملی را به خطر میاندازد.
درس برجام روشن است؛ توسعه و قدرت ملی نه بر پایهی اعتماد به دشمن، بلکه بر پایهی توان داخلی و فناوری بومی شکل میگیرد. مسیر جایگزین، تمرکز بر پروژههای هستهای مستقل، سرمایهگذاری در فناوریهای راهبردی و ایجاد اقتصاد مقاومتی است.
پروژههای داخلی باید محور توسعه قرار بگیرند و سیاستها به گونهای طراحی شوند که کشور بتواند بدون وابستگی به اراده خارجی، مسیر پیشرفت ملی را طی کند و دیپلماسی بر اساس منافع ملی و اقتدار کشور هدایت شود. تجربه برجام نشان داد که اعتماد به دشمن نتیجهای جز توقف فناوری، عقبافتادگی صنعتی و آسیب به اقتصاد ندارد. تنها راه واقعی توسعه و اقتدار، تکیه بر ظرفیتهای داخلی، توسعه فناوری بومی و اقتصاد مقاومتی است: «راه علاج پیشرفت کشور، قوی شدن است؛ باید قوی بشویم. قوی شدنِ نظامی لازم است، قوی شدن علمی لازم است، قوی شدن دولتی و ساختاری و سازمانی لازم است. باید افراد هوشمند ما، صاحبنظران دلسوز ما بنشینند، راههای تقویت کشور را پیدا کنند؛ و این راهها را دنبال کنند.» ۱۴۰۴/۰۷/۰۱ #خط_رهبری #مذاکره #برجام #آمریکا #بنبست_محض 18:16 - 20 مهر 1404