نوحه‌خوانی دخترک ۳ ساله‌ای که روی دوش علمدار تشییع شد

زهرا، خیالت راحت! عمو علمدار است، حواسش بهت هست. تمام عمر فکر خواب راحت ما بود. تو هم خدا را که دیدی حواست به ما باشد. خودش می‌داند، ولی باز بهش بگو با تو، رایان دو ماهه، ۱۷ هزار کودک و همه ما چه کار کردند.
خبرگزاری فارس- «هنوز هم جای دختر ۳ساله، رو شونۀ‌ علمدارهاست»؛ این جمله‌ای بود که روز تشییع پیکر شهدا و کنار عکس تابوت‌های «زهرا برزگر» و سردار حاجی‌زاده، قلب میلیون‌ها نفر را برد تا کربلا. دخترکی که نیمه‌شب وقتی خواب بود، در حمله تروریستی اسرائیل به مجتمع مسکونی شهید چمران، کنار مادر، پدربزرگ، مادربزرگ و بیش از ده کودک دیگر پر کشید.
الهه آخرتی، نویسنده و از دوستان مادر زهرا ویدئوهایی از این دخترک شیرین‌زبان منتشر کرده و مرثیه‌ای در وصف این مادر و دختر شهید نوشته است:
«بچه‌ها همه چیز را به بازی می‌گیرندهمه چیز، یعنی همه چیز، حتی جنگموشک‌ها که می‌آیند، بچه‌ها قایم موشک‌بازی‌شان می‌گیرد و بعضی وقت‌ها جوری قایم می‌شوند که دیگر هیچ امدادگری پیدایشان نمی‌کند.مثل زهرای سه ساله و دیگر بچه‌های مجتمع چمران تهران که تا چند روز زیر آوارها دنبال پیکرشان، شیرین زبانی‌های کودکانه‌شان و عطر تنشان می‌گشتند و چیزی پیدا نمی‌کردند.مادر زهرا، مرضیه عزیزِ من بودمرضیه را نه به پزشک متخصص اطفال بودنش می‌شناختم و نه به خاطراتی که همکاران و بیمارانش از دلسوزی‌ها و همدردی‌هایش تعریف می‌کنند. مرضیه برایم هم صحبت عزیزی بود که این یک سال اخیر مدام می‌گفت:"استوری‌هاتو با ترس و لرز باز می‌کنم!" دلش را نداشت اخبار بد منطقه را بخواند. همیشه می‌گفت:"من مادرم، طاقتم طاق شده!"
و من اخبار آواربرداری مجتمع چمران را در حالی دنبال می‌کردم که فکرش را هم نمی‌کردم مرضیه، زهرای سه ساله و پدر و مادرش هم زیر آوار تجاوز همان‌هایی مانده باشند که صبر مرضیه را تمام کرده بودند با جنایت‌هایشان. احتمالش را هم نمی‌دادم بعد از دیدارمان در نمایشگاه کتاب، دیگر دیدن روی ماه و چشم‌های مرضیه که از آن آرامش می‌بارید موکول شده باشد به قیامت. تنها به جرم این که دل پدر مرضیه، دکتر منصور عسگری برای پیشرفت و سربلندی وطنش می‌تپید و اسمش را گذاشته‌ بودند در لیست سیاه دانشمندان هسته‌ای!
من نمی‌دانستم، ولی از قدیم گفته‌اند حرف راست را باید از بچه شنید و مرضیه آن شب تصمیم گرفت شب را همراه دخترش در خانه پدری‌اش صبح کند تا بامداد فردا، همان لحظات اولیه تجاوز، زهرای سه ساله همان‌طور که می‌خواند جانش را فدای خاک پاک میهنش کند و ما در تشییع مشترکش با فرماندهانمان شعر مورد علاقه دیگرش را بخوانیم:"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"تابوتش را که دیدم دلم مچاله شد، بزرگش بود. رفتم جلو تا از بین جمعیت توی گوش‌های کاملا شنوایش بگویم:"زهرا از ارتفاع و دیدن جمعیت نترسی‌ها! ما اینجاییم، مامان رو با یه ماشین دیگه می‌برن و بابا هم دنبال تابوت‌هاتون هروله می‌کنه. " که دیدم تابوتش را توی معراج گذاشتند روی تابوت عزیز دلمان، سردار حاجی‌زاده
بین گریه، توی صورتش خندیدم و گفتم:"زهرا، خیالت راحت! عمو علمداره، حواسش بهت هست. تمام عمر فکر خواب راحت ما بود. تو هم خدا رو که دیدی حواست به ما باشه. خودش می‌دونه، ولی باز بهش بگو با تو، رایان دو ماهه، هفده هزار کودک و همه ما چی کار کردن. روی دوش عمو وایسا و به خدا بگو قبول نیست! همه رو بردی پیش خودت و اون جامونده‌ها دیگه خیلی تنها شدن و قلب‌هاشون سنگین»
۸۴۲ KB
روزهای گذشته نیز ویدئوی سرود «ای ایران» زهرای کوچکِ شیرین‌زبان، تپش قلب یک ایران شده بود.#زهرا_برزگر#شهید_۳ساله#مجتمع_شهید_چمران#رژیم_صهیونیستی #اخبار_جنگ
۲ MB
09:17 - 9 تیر 1404

2 بازنشر14 واکنش
98٫2k بازدید


3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌کریمیان؛ با بینشِ جامعه شناختی‌
@Karimian9 تیر 1404
در پاسخ به
سلام علیکمسلام بر همه شهیدانمانسلام بر دکتر دانشمند هسته ای سلام بر مقاومتسلام بر زهرای کوچولو که مداح عموعباس است و حالا در دامان او آرام گرفته است.سلام بر شما و همه آنانی که رهپویان این راه سعادتمند اند.

@amajidf9 تیر 1404
در پاسخ به
❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥