گروگانگیری با تهدید به فتنه سازی/ دود فتنهای که به چشم اصلاح طلبان خواهد رفت
اصلاح طلبان عدم مشارکت مردم در انتخابات مجلس ۹۸ را همچون دستاورد برای خود در نظر گرفتهاند و این عدم حضور را ناشی از رد صلاحیتها و نظارت استصوابی و در نتیجه قهر مردم با انتخابات معرفی میکنند. حال این نسخه را برای انتخابات ۱۴۰۰ میخواهند به کار ببندند. با گروگان گیری انتخابات و مشارکت مشروط در آن قصد دارند تا نامزدهای مسأله دار را معرفی کنند و هزینههای رد صلاحیت را بالا ببرند.
به گزارش خبرگزاری فارس از تهران، انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نقطه ثقلی در تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی خواهد بود. تحولات مهمی در حال حاضر و آینده، رئیس جمهور آینده را به یک مهره بسیار تأثیرگذار تبدیل خواهد ساخت. در همین زمینه مصطفی هدایی فعال فرهنگی و رسانهای در یادداشتی به تبین کنشگری اصلاح طلبان با توجه به نامههای موسوی خوئینیها در چند وقت اخیر پرداخته است: مشارکت سیاسی در نظام جمهوری اسلامی برای حاکمیت از اهمیت فوق العادهای برخوردار است و اینگونه نیست که برخی القاء میکنند که در صورت کاهش مشارکت نظام میتواند گزینههای مدنظر خود را وارد دستگاههای مقننه و اجرایی کند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه انتخابات از کسانی که نظام را هم قبول ندارند، دعوت به رأی دهی میکنند و این نشان از بلوغ نظامی است که میتواند خود را با هر گزینهای در ساختار قدرت وفق داده و تسهیل گر امور شود. اما ماجرای اصلاح طلبان و زعمای آن متفاوت است. مشارکت در انتخابات را گرو نگه میدارند و سعی میکنند به بهایی به حاکمیت بفروشند. فحوای کلام دو نامه موسوی خوئینیها، مرد خاکستری اصلاحات همین است. در نامه نخست با وقاحت رهبر معظم انقلاب را مسؤول وضعیت کنونی معرفی میکند و همه تقصیرها را در وضعیت اقتصادی و معیشتی متوجه نظام میکند. او در نامه دوم انتخابات ۱۴۰۰ ریاست جمهوری را به گونهای تفسیر میکند که در صورت رد صلاحیت اصلاح طلبان، نظام باید خود با مردم روبهرو شود و این مردم هستند که تکلیف را مشخص خواهند کرد.
خوئینیها از اصلاح طلبان میخواهد که با تمام قوا در انتخابات مشارکت کنند و این قوه را فتح کنند او ولی در لفافه از تحریم خاموش انتخابات نیز سخن میگوید. مرد خاکستری اصلاح طلبان رد صلاحیت نامزدهای اصلاح طلب را نقطه پایانی مشارکت در انتخابات میداند و به نوعی همچون بسیاری از فتنه گران اصلاح طلب تهدید به عدم مشارکت و تشویق به آن میکند. اصلاح طلبان عدم مشارکت مردم در انتخابات مجلس ۹۸ را همچون دستاورد برای خود در نظر گرفتهاند و این عدم حضور را ناشی از رد صلاحیتها و نظارت استصوابی و در نتیجه قهر مردم با انتخابات معرفی میکنند. حال این نسخه را برای انتخابات ۱۴۰۰ میخواهند به کار ببندند. با گروگان گیری انتخابات و مشارکت مشروط در آن قصد دارند تا نامزدهای مسأله دار را معرفی کنند و هزینههای رد صلاحیت را بالا ببرند. اما آنها به سادگی قصد عقب نشینی از فرصت انتخابات ریاست جمهوری را ندارند. اهمیت این انتخابات برای بسیاری از تحلیل گران مشخص است. در چند ماه باقی مانده به انتخابات این طیف و زعمای آنها نهایت تلاش را خواهند کرد تا حاکمیت را متقاعد به عادی سازی و تسهیل حضور گزینههای مسأله دار و از حامیان و مدافعان فتنه کند. این طیف به خوبی میداند برای دوره پسا روحانی نیاز به یک گزینه پر سر و صدا دارد و گزینههای معمولی دیگر توان جذب بدنه اجتماعی این طیف را ندارد.
کسانی چون عارف و جهانگیری از گزینههای سوخته هستند و هیچ اقبالی به سمت آنها نمیتواند جذب شود از این رو این طیف نیاز به گزینهای رادیکال و عملگرا دارد تا بتواند بدنه را راضی به مشارکت کند نیک روشن است که چنین گزینهای رد صلاحیت خواهد شد و آنها مکانیسم عدم مشارکت را فعال خواهند کرد. مکانیسمی که با هدف ایجاد آشوب و فتنه در ۱۴۰۰ هدف گذاری شده و کشور را وارد فاز بحرانی جدیدی خواهد کرد. هیزم این فتنه انگیزی نیز در دو دوره کنونی با ایجاد چالشهای اقتصادی و معیشتی و افزایش نارضایتی عمومی فراهم شده است. این هیزم نیاز به آتش و جرقه دارد تا آشوبهای به مراتب گسترده تر از دی ۹۶ و آبان ۹۸ به راه بیافتد. مردم به تنگ آمده از وضعیت اقتصادی و معیشتی که در سالهای اخیر به جای اقدام مثبت و مفید برای بهبود این وضعیت با افزایش قیمتها، کوچک شدن سفرهها و سقوط اقتصادی مواجه شده که تمامی جوانب زندگی شان را در برگرفته است. اصلاح طلبان تندرو و رادیکال این موقعیت را برای گروکشی مناسب دیده و در حال تقلا برای رسیدن به جایگاه ریاست جمهوری با حربههای سیاسی هستند. بدون شک هر آشوبی در آینده شکل گیرد، آتش افروزان آن اصلاح طلبان تندرو خواهند بود تا در میانه آن راه را برای نیل به قدرت سیاسی باز کنند. فرصت سازی از دردها، رنجها و چالشهای اقتصادی و معیشتی از سوی مسببان اصلی آن، یک خیانت سیاسی است که این طیف در آن تجربه و تبحر دارد و ثابت کرده هیچ ارزش و نمودهای اخلاقی نیز برای برد در بازیهای سیاسی قائل نیست.
از این رو باید با هوشیاری به شفاف سازی و روشن گری در عرصه سیاسی و افکار عمومی از فتنهها و سناریوهای خطرناک پرداخت مردم باید توجیه شوند، آنچه در سالهای اخیر روی داده حاصل انتخاب غلط بود و یک انتخاب اصلح و درست میتواند اوضاع را به سمت سامان سوق دهد. انتهای پیام/س.
03:12 - 28 سپتامبر 2020