بایدهای مدیریت جهادی
همانگونه که امام خمینی (ره) فرمود: به من خدمتگزار بگوئید بهتر است تا رهبر. وقتی ولی فقیه نظام اسلامی چنین تصوری از خود در پیشگاه مردم دارد، طبیعی است که مدیر جهادی، مردمداری را در تمام رفتارها و اعمال خود یک مسأله مهم بشمارد.
خبرگزاری فارس مازندران؛سرویس فرهنگی| «مدیریت جهادی مدیریتی است با عشق و ایمان به خدا، خستگی ناپذیر، با گامهایی بلند و دارای شتاب مدبرانه که با بصیرت و دشمنشناسی خود از موانع پیش رو یکی پس از دیگری میگذرد و به سوی ایجاد تمدن اسلامی به پیش میرود.» برای مدیریت جهادی یک همت جهادی لازم است، باید حرکتی که میشود، هم علمی، هم پرقدرت، با برنامه و هم مجاهدانه باشد.» ملت ما از اول انقلاب تا امروز در هر جایی که با روحیه جهادی وارد میدان شده، پیش رفته، این را ما در دفاع مقدس، جهادسازندگی دیدیم و در حرکت علمی داریم مشاهده میکنیم. اگر ما در بخشهای گوناگون، روحیه جهادی داشته باشیم، یعنی کار را برای خدا، با جدیت و بهصورت خستگیناپذیر انجام دهیم(نه فقط بهعنوان اسقاط تکلیف)، بلاشک این حرکت پیش خواهد رفت.» کار جهادی یعنی از موانع عبور کردن، موانع کوچک را بزرگ ندیدن، آرمانها را فراموش نکردن، جهت را فراموش نکردن، شوق به کار؛ این کار جهادی است و کار را باید جهادی انجام داد تا ان شاءالله خدمت به خوبی انجام گیرد. مولفههای مدیریت جهادی شامل موارد زیر است؛ 1- عشق، ایمان و کار برای خدا: نظام ارزشی اسلام به انسان میآموزد که رفتارهای خود را به گونهای سامان دهد که در اثر انجام آنها، آدمی به خداوند متعال نزدیک شود و کمالات معنوی و ارزشهای والای الهی به دست آورد.
انجام کارهایی که در عرصه مدیریت به وقوع میپیوندد نیز مشمول همین قاعده خواهد بود، از این رو یک «مدیر جهادی» مردم را بنده و مخلوق خداوند میداند و خدمت به آنها را عبادت میشمرد علاوه بر این مدیری که دارای تفکر جهادی است تمام همّ وغم خویش را «رضایت الهی» دانسته و به دنبال مطرح کردن خویش و کسب مقام و شهرت نیست. فرد جهادگر هرچه به خدا نزدیکتر شده و جهاد خود را ناب و خالص برای خدا انجام دهد، اکسیر جهاد او نیز ناب تر و کمیابتر میشود و بالعکس. 2- جدیت، خستگی ناپذیری و شوق به کار «مدیریت جهادی» مدیریتی است همراه با جدیت، خستگی ناپذیری و شوق به کار. پرقدرت بودن به تنهایی اگر همراه با جدیت و شوق نباشد، ممکن است در ادامه و بر اثر برخورد با مشکلات مسیر، به سرخوردگی و ناامیدی منجر شود. «مدیر جهادی» کار را با جدیت، شوق و خستگیناپذیری انجام میدهد، نه فقط پرقدرت و احیاناً برای اسقاط تکلیف! روحیه جهادی با حرکت طبیعی در تعارض است و نسبت این دو، نسبتی معکوس است؛ یعنی هرقدر که انسان بخواهد امور دنیا و آخرتش را از مجاری عادی و با حرکتی طبیعی انجام دهد به نتیجه نخواهد رسید. لازمه روحیه جهادی حرکتی بیوقفه در هر شرایط مکانی و زمانی و امکاناتی است و این امر، یعنی دارا بودن روحیه «خستگیناپذیری»، آن چنان که رزمندگان دفاع مقدس الگوی عملی آن بودند که در سختترین شرایط، گاه تا چند شبانه روز، بدون استراحت به جهاد فی سبیل الله میپرداختند.
3 - گامهای بلند برداشتن گامهای بلند و ریسکپذیر بودن، یکی دیگر از مؤلفههای «مدیریت جهادی» است، البته بدیهی است که ضمانت موفقیت و پشتوانه هر گام بلندی، بررسیهای علمی و داشتن برنامه صحیح است که یک «مدیر جهادی» باید از آنها برخوردار باشد 4- شتاب همراه با تدبیر غیر از برداشتن گامهای بلند، داشتن شتاب مناسب نیز از ویژگیهای یک «مدیر جهادی» است، چه بسیار کارهای مفیدی که به خاطر تأخیر و عدم شتاب مناسب، در زمانی به انجام رسیدهاند که یا دیگر هیچ فایدهای نداشتهاند و یا بسیار کم فایده بودهاند. البته همان طور که در عنوان مبحث ذکر شده، این شتاب به هیچ وجه منافاتی با تدبیر ندارد و اساساً تدبیر امور ملازم با کندی نیست. در نتیجه، باید گفت تدبیر به موقع و شتاب در انجام کار ضامن موفقیت یک «مدیر جهادی» در وظایف محوله است. 5 - عدم فراموشی آرمان و جهت فراموش نکردن آرمانها و گم نکردن جهت و مسیر یکی از وظایف مهم مدیر جهادی است، بهترین تعریف از آرمانهای نظام را در بیانات مقام معظم رهبری میتوان یافت، از جمله ایشان در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری در تاریخ 14 شهریور 92، در ضمن بیاناتی میفرمایند: آرمانها و اهداف نظام جمهوری اسلامی که این اهداف و آرمانها است مطلقاً نباید از نظر دور شود. 6- اخلاص در محاسن اخلاقی یکی از ملاکهای مهم که به آن تاکید فراوانی شده اخلاص است، اخلاص یعنی انگیزه و تصمیمگیری فقط برای خدا باشد.
ممکن است افرادی ارادههای خوبی داشته باشند ولی انگیزه آنها مادی است اما کسانی که در پی تقرب به خداوند هستند اراده آنان برخواسته از انگیزههای الهی است آیات و روایات متعددی در مورد اخلاص آمده است. خداوند کریم در آیه ۲۹ سوره اعراف میفرمایند: بخوانید خدا را از سر اخلاص و در هر عبادت رو به سوی او آرید. امیر المومنان در توصیف بندگان مومن میفرمایند: «قد اخلص لله فاستخلص; یکی از صفات برجسته آنان این است که خویش را برای خدا خالص کرده، و خداوند خلوص او را پذیرفته» امام صادق (ع) نیز شرط بندگی خدا را در هر حرکت، خالص شدن نیت عنوان میکنند. چه بسیار مردانی که در طول انقلاب اسلامی بهویژه در دوران دفاع مقدس خالصانه در راه خدا جهاد کردند و با خون در راه اسلام به امام عاشورایی خود لبیک گفتند. از طرفی به این نکته نیز باید اشاره کرد که همان قدر که اخلاص در نیت مهم است اخلاص در عمل نیز از اهمیت ویژهای برخورداراست. اخلاص در عمل شاید به ظاهر دشوارتر به نظر رسد اما حقیقت امر آن است که لازمه کار جهادی یعنی کار برای رضای خدا، توجه داشتن به این مقوله است. رهبر معظم انقلاب در بیاناتشان در مورد اخلاص میفرمایند: «یک حرکتی را شما انجام میدهید برای خدا، یک اقدامی را میکنید برای خدا، یک تصمیمی را میگیری برای خدا هیچ کس نمیفهمد. این را خدای متعال، میفهمد، میداند، مینویسد. اعتماد دارید به خدای متعال؟ حسن ظن دارید به خدای متعال؟ حالا گیریم نفهمیدن دیگران، مگر دیگران چقدر به ما مزد میدهند؟ در مقابل مزد الهی.
با این اوصاف اخلاص در نیت و عمل موجبات بیرون رفتن تمام رذایل نفسانی را فراهم میکند و باعث رشد معنوی میشود و این رشد معنوی حتما در مسیر جهاد موثر خواهد بود 7- کم توقعی و بیهیاهو بودن هیاهو؛ جنجال و حاشیهسازی که این روزها به غلط بهعنوان قدرت و توانمندی رسانهای یک مدیر تلقی میشود، بیشتر از اینکه نشانه قابل افتخاری برای او باشد، گواهی بر خالی بودن دست او از داشتههای مدیریتی و مهمتر از آن، نبود مقوله خدامحوری در نظام فکری او است. چنین مدیری با ضریب دادن به مسائلی که اساسا نباید ضریبی پیدا کنند، در پی آن است تا منافع خود را از میان هیاهوها کسب کند، اما چنین رویههای در قاموس یک مدیر جهادی، نه تنها دیده نمیشود؛ بلکه دوری از هیاهوها یک اصل مدیریتی برای او محسوب میشود، چرا که اساسا هیاهو در نگاه او، علاوه بر تضاد با مشی اعتقادیاش، اتلاف انرژی مجموعه تحت مدیریت او نیز محسوب میشود که میتواند ماموریت اصلی را تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، مدیر جهادی بر اساس همین رویه دوری از فرعیات، بیتوقعی را پیشه میکند، او از آنجا که عرصه مدیریت را صحنه جهاد برای رضای خدا میپندارد، دیگر دل به موارد این دنیایی از جمله پاداشهای مادی نمیبندد، او پر کار است و کم توقع؛ بازدهی او با انتفاعش از بیتالمال مسلمین قابل قیاس نیست و برای هر کاری انتظار پاداش و تشویق ندارد و ارزش عملش را با ریال و دلار و سکه و کارت هدیه معامله نمیکند.
8- تلاش و کار چند برابری لازمه رسیدن به مقصد تلاش و حرکت است؛ وقتی حرف از کار جهادی میزنیم یعنی سرعت رسیدن به هدف باید چند برابر باشد و این موضوع محقق نمیشود مگر با عزم و اراده و همت مضاعف بر این اساس است که قرآن کریم به صراحت میفرماید «لیس للانسان الی ماسعی» و لذا در این مدل از مدیریت حرف از ایستایی و خمودگی و در جا زدن نیست؛ بلکه حتی کم کاری، بیحوصلگی و به روال شرایط عادی گام برداشتن نیز انحراف از این خط مشی است. چرا که در جای دیگر خداوند متعال تاکید میکند: که تنها «والسابقون السابقون» که سبقت گیرندگان و پیش قراولان در عرصه صف آرایی جنود شیطان در مقابل جنود رحمان به مقام «اولئک المقربون» نائل میشوند. موضوع مهم دیگری که در این بین مطرح میشود این است که لزوما افزایش کار از نظر کمی همیشه مطلوب نیست. توجه هم زمان به افزایش کیفیت کار مساله بسیار حیاتی دیگری است که نباید از آن غفلت کرد، گرچه به مثابه آیه نورانی «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» میتوان دریافت که اگر مسیر حرکت، مجاهدت در راه حق باشد، خداوند سبحان برکتی به عمل مبتنی بر این تلاش از حیث حجم و محتوا؛ کمیت و کیفیت، سطح وعمق خواهد بخشید. 9- ترویج گفتمان انقلاب و رهبری ترویج گفتمان انقلاب و رهبری مهمترین اصل در مدیریت، هدایت و رهبری مجموعه تحت مدیریت به سمت آرمانها و اهداف اصلی و بنیادین مجموعه است؛ به زبان دیگر نقطه قوت یک مدیر توانمند، جلوگیری از انحراف و انحطاط مجموعه تحت اشرافش از اصول و آرمانهای آن تشکیلات است.
تقویت گفتمان اصیل انقلاب که در یک کلمه «توحیـــد محوری» است و در آیه آیه قرآن کریم به این اصل بنیادین اشاره شده «قل هو الله احد» یــا «هو معکم این ماکنتم» یــا «هو الاول و الآخر» وظیفه ذاتی همه مسؤولان و مدیرانی است که در جایگاههای کلان و خرد کشور مشغول انجام تکلیف هستند ایمان به آرمان انقلاب و تلاش برای تحقق آن، وجه جداییناپذیر یک مدیر در جمهوری اسلامی است، مدیر مجاهد و انقلابی گفتار و رفتارش مانند آینهای است که شعارهای انقلاب در آن تجلی یافته است و با فعل و قولش تفسیر این آیه قرآن است که میفرماید: «یا ایها الذین امنوا کونو انصار الله» و این اشاره قرآنی حکایت از این دارد که همه تلاشها در راستای تحقق حاکمیت الله سبحانه تعالی صورت میگیرد. 10- شجاعت و جسارت (انقلابی بودن)، یک معنای این گفته مقام معظم رهبری که فرمودند «من انقلابیام، دیپلمات نیستم» این است که انقلاب تمام نشده و همچنان ادامه دارد. مدیر جهادی در پیشبرد اهداف انقلاب، باید شجاعت و جسارت انقلابیاش را به منئصه ظهور برساند. برخورد انقلابی، حرکتی است ضربتی که بر فرق نظام و جامعه و روابطی که غرق در فساد است فرود میآید. باید حرکتهای ویرانگر چنان سریع و قاطع و ضربتی صورت گیرد که مجال فکر بقا و زمینه سازی تسلط به اوضاع تازه را از کهنه کاران خیانت، جنایت، ظلم، استثمار و استکبار گیرد.
به فرموده امیر مومنان(علیه السلام) «لَا یُقِیمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا یُصَانِعُ وَ لَا یُضَارِعُ وَ لَا یَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ» (کلمات قصار 110)؛ دین خدا را نمیتوانند ترویج کنند مگر کسانی که سازش کار نباشند و با دنیا دوستان و رفاه طلبان همسو نشوند و دل در گروی طمعها و آرزوها نداشته باشند مدیر جهادی که شجاعت را پیشه خود نکند، نه تنها رفتاری جهادی نخواهد داشت که خیلی زود، مورد سوء استفاده دیگران قرار خواهد گرفت. 11- وام کردن کار با عواطف اسلامی و مردمداری (اخلاق)، ان سوء الخلق یفسد العمل کما یفسد الخل العسل»؛ رفتار بد عمل را فاسد میکند چنانکه سرکه عسل را. یک مدیر جهادی حرکت و فعالیتش از آنجایی که مبتنی بر آموزههای دینی است و در جهت کمال و رشد متعالی آحاد جامعه گام بر میدارد، مدیر جهادی نسبت به مردم و همکاران خود رئوف اما دقیق و نسبت به قانون شکنان، قاطع و مقتدر است. رهبر معظم انقلاب اسلامی، مردمداری و گشادهرویی در برخورد با مردم را نه صرفاً یک ویژگی مستحب برای مدیران جمهوری اسلامی ایران که شرط لازم مسؤولیت و خدمتگزاری در نظام اسلامی خواندهاند. در نظام فکری امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری که برگرفته از اصول اسلام ناب است، اگرچه مردم نسبت به پیشوای جامعه وظایفی دارند اما، مسؤولان تماما باید در خدمت دین و دنیای مردم باشند؛ همانگونه که حضرت روحالله فرمود: به من خدمتگزار بگوئید بهتر است تا رهبر.
وقتی ولی فقیه نظام اسلامی چنین تصوری از خود در پیشگاه مردم دارد، طبیعی است که مدیر جهادی، مردمداری را در تمام رفتارها و اعمال خود یک مسأله مهم بشمارد 12- کارگروهی: «یک دست صدا ندارد»؛ این را اگرچه همه بارها شنیدهایم اما همه آن را به کار نمیبندیم! ضربالمثلی که البته در منابع دینی هم به وفور یاد شده است؛ «تعاونوا علی البر» کمک کنید همدیگر را، کمکی که در نهایت به مشارکتی دسته جمعی در مسیر بالندگی و پویایی خواهد رسید، «ید الله مع الجماعة»؛ دست خدا با جماعتی است که از فردیت گذشته و دور هم جمع شده اند تا به اهداف مشترک برسند، اهدافی که همه استعدادها را دور هم گرد آورده باشد. در مدیریت جهادی، جزیرههای دور از هم، معنا ندارد بلکه همه با هم، ذیل یک ساختار، با اهدافی مشترک، در حوزههای عمل تخصصی ولی با اعتقاد به جمعگرایی به جلو حرکت میکنند؛ این اعتقاد، برکتی است که هیچ عمل انفرادی نمیتواند آن را در بر داشته باشد. تحقیق و پژوهش: فرامرز کردی انتهای پیام/86034/.
10:22 - 2 شهریور 1398