ادامه تحصیل برای رسیدن به حال خوب/ روایت مادری که همراه دخترش کنکور داد
بهناز حبیبی بانوی 48 ساله که همراه دخترش کنکور داد و تا کارشناسیارشد درس خواند؛ میگوید هدفم از ادامه تحصیل رسیدن به خودکنترلی و خودتنظیمی است تا در هر شرایطی خودم را بتوانم کنترل کنم و بین دوران حال خوب و حال بد فاصله زیادی وجود نداشته باشد و از هر چیزی در زندگی حتی سختیها لذت ببرم.
خبرگزاری فارس مازندران؛ مجله فارس پلاس ـ زهرا طاهریپرکوهی| هر کس تعریفی از موفقیت دارد در این گزارش به سراغ مادری رفتیم که در کنار مهیا کردن فضای خانه برای تحصیل فرزندانش پابهپای آنها درس خواند و با آنها کنکور دارد تا راهی دانشگاه شد... بهناز حبیبی بانوی 48 ساله ساروی که صاحب دو فرزند دختر متولد سالهای 71 و 77 است و اکنون دختر بزرگش در مقطع کارشناسیارشد سیستم انرژی در دانشگاه تهران و دختر دیگرش در رشته پزشکی در حال تحصیل است از موفقیت تعریف متفاوتی دارد؛ این مادر اعتقاد دارد موفقیت برای هر فردی نسبی است و طوری میتوان آن را تعریف کرد که در مسیر زندگی هر فرد اتفاق میافتد. وی که بهدلیل شرایطی که همه خانمها دارند از جمله کارهای خانه و همچنین مراقبت از فرزندان نتوانست به تحصیلش ادامه دهد، خلأ بزرگی احساس میشد. میگوید؛ با مدرک دیپلم ازدواج کردم، بعد از ازدواج برخی روزها احساس میکردم حالم خوب نیست و درس نخواندن خلأ بزرگی برایم در زندگی بود؛ وقتی فرزندم به دبیرستان رفت احساس کردم باید اطلاعات خود را افزایش دهم به همین دلیل با فناوری اطلاعات آشنایی پیدا کردم. وی افزود: با وجود همه مشکلات ولی از سال 93 شروع به تحصیل کردم و امسال نیز تحصیلات خود را در مقطع کارشناسیارشد در رشته روانشناسی شخصیت به پایان رساندم.
این مادر هدف از درس خواندن خود را درک و فهم بیشتر از محیط خود عنوان کرد و گفت: تلاشم بیشتر در رسیدن به خودکنترلی و خودتنظیمی است تا در هر شرایطی خودم را بتوانم کنترل کنم و بین دوران حال خوب و حال بد فاصله زیادی وجود نداشته باشد و از هر چیزی در زندگی حتی سختیها لذت ببرم با توجه به اینکه در محیطی زندگی میکنم که همه افراد خانواده از همسرم تا فرزندانم اهل مطالعه هستند از خواندن کتاب لذت میبریم و این مساله برایم خیلی پررنگ بود و برای اینکه در روزمرگی زندگی غرق شوم به تحصیلاتم ادامه دادم. درست است احساس میکنم خیلی دیر اقدام کردم ولی از اینکه اقدام کردم و پا روی احساساتم نگذاشتم خوشحال هستم. سالی که برای کنکور آماده شدم دخترم نیز خودش را برای کنکور آماده میکرد و با توجه به انجام امور منزل و کارهای فرزندم ساعات بیکاری خود را به مطالعه و خواندن اختصاص دادم. اخلاقی که دخترم داشت این بود که خانه باید برای درس خواندنش ساکت بود و در عین اینکه به کارهای روزمره زندگی میرسیدم از این موضعیت برای مطالعه بیشتر استفاده میکردم. برای درس خواندن عادت داشتم مینوشتم و از روی نوشتهها میخواندم اما موضوع جالب این بود که این نوشتنها مرا خسته نمیکرد شده شبهای امتحان مهمان داشتم ولی اولویت برای من نخست خانهای گرم و پُر از آرامش بعد هم تحصیل بود.
در توصیهای در این زمینه میگوید؛ اگر قرار است فرد به مسائل شخصی خود فکر کند پس هدف اصلی حفظ خانواده تحتالشعاع قرار میگیرد اما با وجود اینکه برای ادامه تحصیل از جمله با مشکلات مالی مواجه بودم اما تجربه خود من این بوده که به مسائل مالی خیلی فکر نکنیم ما برای خیلی چیزها هزینه میکنیم ولی اگر برنامهریزی باشد مسلما به هدف خواهیم رسید درباره احساسش از تحصیل میگوید؛ حس رضایت دارم و احساس میکنم وظیفه خودم را بهعنوان مادر، همسر و همراه خوب را بهدرستی انجام دادم و از اطلاعات خود در زمینه تحصیل برای بقای خانواده قدم برمیدارم. توصیهای که به همسن و سالانم دارم این است ما خیلی چیزها را از فرزندانمان یاد میگیریم و الزاما بزرگتر بودن دلیلی بر دانستن نیست. صبوری و فداکاری مادر نظیر ندارد که حتی تصورش هم در باور نمیگنجد؛ همه ما اذعان داریم که مادر تنها کسی است که بدون هیچ چشمداشتی فرزندش را بزرگ و وارد عرصه جامعه میکند و هر پیشرفت و ترقی در زندگی نیز بیتردد مدیون صبوری و گذشت مادر است. درست است سبک زندگی نسبت به گذشته تغییر کرده و برخی تنها اعتقاد دارند که آسانتر شده ولی مادر همان مادر است، همان مادری که اگر فرزندش بیمار باشد نمیتواند سر بر بالین بگذارد. انتهای پیام/86034/ج/و.
11:35 - 22 مرداد 1398